
لطفاً روی عکس تقه بزنید، پنجره را کوچک کنید وبه خواندن ادامه دهید
چارسال پارسالا "آدم چشم بادومی" هوس بادوم به دل ما مینداخت، اینه که درچندروز اخیر که درکانادا بودم اول یاد "کانادا درای" افتادم و بعد یاد "اسکیمو – آلاسکا".
"کانادادرای" نوشابه نارنجی یا پرتقالی رنگی بود که رقیب "پپسی کولا" به شمارمیرفت وانصافاً خوشمزه هم بود. نمیدانم هنوزهم درایران تولید می شود یانه؟ درسال های ابتدایی بعد ازانقلاب شرکت ساسان هنوزهم همان بطریهای قدیمی را ازنوشابه ای نارنجی رنگ پر می کرد که مزه ی سولفات دو مَنیَزی میداد وبطری مربوطه هم ازبس دوباره پرشده بود، سند بلاست شده وسفید بود و با وجود این همون بطری های خالی هم کلی هواخواه داشت واگه شیشه خالی نمی بردی ازنوشابه خبری نبود!
زمان شاه مرحوم آخوندها شایع کرده بودند که نوشابه سیاه (پپسی وکوکا) به دلیل بهایی یا یهودی بودن صاحبانش نجسه وبه همین دلیل هم کانادادرای فروش بیشتری داشت.
"آلاسکا" بزرگترین ایالت آمریکا به شمارمیرود. مساحت آن حدود یک میلیون وچهارصد وهفتاد هزار کیلومتر مربع است (کمی کوچکترازایران) ودرشمال غربی کانادا وسرزمین های سرد قطب قراردارد. آمریکا سرزمین آلاسکا را درسال 1867 به مبلغ هفت میلیون ودویست هزاردلارازروسیه خریداری کرد. آمریکایی ها درآن زمان این حرکت را یک اشتباه بزرگ میدانستند و دررسانه ها ازآن با تمسخربه نام "حماقت سیوارد" و "جعبه یخ سیوارد" یاد می کردند که اشاره به نام "ویلیام سیوارد" وزیرامورخارجه وقت آمریکا داشت که خرید آلاسکا به ابتکار واصرار او وپس ازتائید مجلس نمایندگان وسنا صورت گرفت و جالبتراین که روس ها برای فروش آلاسکا حتی به مقامات آمریکایی رشوه نیز پرداختند. بعد ها آلاسکا با کشف طلا، نفت و انواع مواد معدنی دیگر تبدیل به یکی ازثروتمند ترین ایالت های آمریکا شد.
"اسکیمو" نامی است که اصطلاحاً به مردمان بومی آلاسکا اشاره دارد. این مردمان علاوه برآلاسکا درسیبری، گرینلند وکانادا نیز پراکنده اند. امروز بیشتر دوست دارند خودرا "اینویت" بخوانند و حتی اصطلاح "اسکیمو" را دوست ندارند واهانت آمبز می شمارند. تعداد کل اینویت ها حدود 150 هزارنفراست. این مردمان بسیار به طبیعت نزدیکند و برای خوراک، پوشاک، روشنایی، ابزاروپناهگاه خود به ماهیان وپستانداران دریایی وقطبی وابسته اند. کند وکاو دراحوال وزندگی این مردمان خود داستانی جالب وخواندنیست.
اما آن چه درسفرنوروزی کانادا مرا به یاد "اسکیمو-آلاسکا" انداخت سرزمین آلاسکا ومردمان اسکیمو نبود بلکه حدیثی بود نوستالژیک ازجنس همان کانادادرای:
درروزگارکودکی ما پسربچه هایی درکوچه های ما می گشتند وبستنی های یخیِ چوبی می فروختند که آن را "اسکیمو-آلاسکا" می خواندیم. بعد ها که خود نیزدردوره ای ازعمربستنی فروش شدم دانستم که آمریکایی ها این بستنی را "پاپ سیکِل" می نامند وبچه های آمریکایی نیز به همان اندازه ما آن را دوست دارند.
اما "تراک" بستنی فروشی بچه های دوران کودکی ما یک چرخ دستی چوبی بود. یک جعبه ی چوبی مکعب مستطیل به اندازه یک چمدان بزرگ که درجلوی آن یک چرخ وجود داشت ودرعقب دارای دو دسته بود که بستنی فروش نوجوان آن را همچون گاری به جلو می راند و یک ریز فریاد می زد: اسکیمو، آلاسکا. دردوسوی این جعبه هم با خطی – معمولاً – کج وکوله نوشته شده بود: "کریکت ویتا کرم". معنی اش را ازمن نپرسید چون نمیدانم!
دورازچشم پدرومادرکه معتقد بودند این بستنی ها بهداشتی نیست وزیان آوراست، دو سه ریالی میدادیم و یک اسکیمو آلاسکای قرمز می خریدیم وبا لیس زدنش عرش را سیر می کردیم!
سیرآفاق با دوزار!