« سینما پارادیزو»

April 10, 2007


محمد اشرف، آپاراتچی ده ساله کوچه های فقیرنشین کلکته، با آپارات عتیقه یکصدوهفت ساله ی ژاپنی خود و با بلیط دوسنتی، فیلم های رنگ ورورفته ی موزیکال بالیوود (هالیوود هندوستان) را به بچه های عشق فیلم نشان میدهد. تا درزیرآن پارچه ی سیاهی که برسرکشیده اند لختی دردنیای جادوی کارخانه رویا سازی سیرکنند.

پ.ن.: اگردوست داشتید درضمن تماشا یک موزیک هندی دبش هم بشنوید، روی عکس تقه بزنید ودرصفحه ای که باز میشود روی علامت بلندگوی جلوی اسم (Lover Girl( تقه ای مرحمت فرمائید.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(4)
غرغرهای دیگران در مورد « سینما پارادیزو»

سلام بر آقای نق نقو. احوال شریف؟ راستش من فیلم هندی را با آمیتا باچان آن وقتها معروف به ویجی با فیلم قانون شناختم... بعدتر شعله را دیدم و توی عالم بچگی دوست داشتم جای بسنتی باشم و یک یابو هم داشته باشم و یک عاشق سینه چاک بزن بهادر که آخر فیلم نمیرد... بزرگتر که شدم ویجی هی پیرتر شد و میتون روی کار آمد که بلندی قد و سفید پوشی اش شبیه ویجی بود و ما که نوبانوجوان! بودیم تصمیم گرفتیم عاشق این یکی باشیم.. بعدتر که نوک تیز هوشمان کشف شد و افتادیم توی خط درس بالکل بی خیال فیلم هندی شدیم اما عجیب این فیلمها کودکی ما را رنگین می کرد به خصوص با رقص و آوازهایشان. دست شما درست.

مژگانبانو | April 11, 2007 01:58 PM

این یه قلم را باید بروم خانه ،مسیقی اش را روشن کنم و حس را بگیرم.
اینجوری که نمیشود نظر داد

آورا | April 11, 2007 06:46 AM

نق نقوی عزیزم. چه عکس جالبی. من هم نظر بایرامعلی خان را دارم. در عین حال فکر کنم اگه سینما نبود خیلی اتفاقها تو دنیا نمی افتاد. سبز باشین استاد خوش ذوق...

مرجان | April 11, 2007 04:20 AM

این سینما است که با دامن زدن به قدرت رویا تحمل زندگی را برای محمد کوچک و میلیونها ادم دیگر آسان میکند. اگر این رویا نبود زندگی چقدر سخت میشد.

بایرامعلی | April 10, 2007 11:44 PM












اطلاعات ضبط؟