![]() |
|
|
غرغرهای دیگران در مورد « ته دیگ »
من دهخدا قرض دادم به یکی از دوستام.متاسفانه زیاد نفهمیدم.!!!! نق نقوی عزیزم. دهنمونو آب انداختین. حالا سر صبحی ته دیگ از کجا بیاریم؟ سلام نق نقو جان و هذا الرساله یا شیخ حسابی دهانمان آب انداختی و شکم مبارکه به قار و قور افتاد. باشد که برویم و ته دیگی در این ولایات غربت برپا نماییم . ما در اینجا با نان مکزیکی هم چند باری پختیم سخت ماکول و لذیذ شد بایرامعلی | April 16, 2007 11:25 PMسلام آقای نق نقو ما یک روز نق های شما را نخوانیم روزمان شروع نمی شود چه رسد شب شود! می بینم که اصول ته دیگ سازی را یادم ملت می دهید. راستش ما خیلی شکمباره ایم با عرض شرمندگی با این که به اقتضای جثه کم خوریم ولی عجیب شکموییم... گمانم مثل حکایت نفرین پیامبر در حق معاویه که گفته بودند الهی هیچ وقت سیر نشود ... یک آدم مقرب به درگاه خدا چنین نفرینی در حق ما کرده منتها ما هی سیر می شویم و هی گرسنه به قول والده تیکه خوریم! اول صبحی دهانمان را آب انداختید اول صبحی کته کجا بود؟ |