![]() |
|
|
غرغرهای دیگران در مورد « نشانه ها »
این بده بستون کامنت دونی خودش یه پست باحال بود! حال استاد عزیزم چطوره؟ دلم تنگ شده بود. مرجان | May 13, 2007 04:39 AMبرادرآشپزباشی آقا جان نفرمودی اين دفعه! تقه بزنيم؟ تقه نزنيم؟ کوچک کنيم؟ بزرگ کنيم؟...اين که نمیشه عزيز دل برادر. يک عمر خوانندگان را عادت میدهی طوری که ما هر وبلاگی میرويم و عکس ِ دار و درخت و گل و بلبل دارد، از راه نرسیده و سلام نکرده اول تقه میزنيم! گاهی اوقات هم طرف دارد چرت میزند و بیخبر از رسم و رسوم و دنيا و مافيها، زهرهاش بنده خدا آب میشود!! اتفاقا خونهي ما هم هميشه مهمون تو چايي، دائی ام بود. لاغر و قد بلند. اما در عمل خيلی هم پیداش نمی شد. روابط عيالش با "همشيره های دائی" خوب نبود!.... |