"دوآب" و "موآب"

July 24, 2007

1- دشت هایی چه فراخ
:ازجاده ی فیروزکوه که به سمت قائم شهر(شاهی) برانی، ویا با قطارازایستگاه راه آهن تهران قصد سفر به گرگان کنی، روستای ورسک وپل با شکوه آن خودرا می نمایند. پلی که درسال های آخر جنگ جهانی دوم، برای رساندن سازوبرگ متفقین به روسیه بنا شد، ومیگویند هنگامی که قراربود اولین قطارازروی آن گذرکند، رضاشاه مهندس سازنده ی پل را وادارکرد تادرزیرآن بایستد.
ازورسک که بگذری، اندک اندک به دامنه های سبزمخملین سوادکوه میرسی:
"پل سفید" که درآن سوی آن، برفرازکوه ها ودردل جنگل ها، روستای کوچک شورمست، سادگی شالیزارها وجنگل های سبز وساده ی خودرا جلوه گرمیکند. همانجا که کلبه ی روستایی سهراب بود، که چه شبهایی را درپای بخاری هیزمی آن به گپ وگفت های دوستانه ی شیرین صدتا یک غازگدراندیم. همانجا که سهراب آن قدردل باخته اش بود ودست آخرنیز همانجا زندگی را واگذاشت ودرآن گورستان بلندِ بادگیرِده خفته است.
و "دوآب" که همراه با ایستگاه راه آهن قدیمی اش وبا بازی گیرای علی نصیریان درفیلم "سال های خاکستر" جاودانی شد.
وجنگل های سبزوبالابلند سوادکوه که هنوزهم چشم اندازهای فریبنده خودرا برآن دیارگسترده اند.



2- کوه هایی چه بلند:
دربزرگراه میان ایالتی 25 ، ازکلرادو که به سمت غرب برانی، به ایالت یوتا می رسی، یک ساعتی که راهت را به سمت غرب ادامه دهی ، ازسمت چپ جاده ای فرعی تورا به شهر"مواب" می برد. موآب شهری توریستی وکوچک است پرازهتل ورستوران وفروشگاه هایی که یادگاری ها وکارهای دستی سرخپوستان رامی فروشند.
درپنجاه شصت کیلومتری خارج شهرموآب دوپارک ملی به نامهای "آرچزنشنال پارک" و "کانیون لندزنشنال پارک" وجود دارد که جادارد ازعجایب ظبیعت به شمارآید.
گرچه کوه های قرمزرنگ وصخره های عمودی وبریده بریده درتمام سلسله کوه های راکی کم نیست، اما اینجا دست باد وباران ویخ وبرف وفرسایش درطول میلیون ها سال کاری شگفت انگیز کرده است. آنچنان که درارتفاع بیش ازدوهزارمتردست طبیعت چنان این صخره هارا بریده وصیقل داده است که گویا درجایی یک ابوالهول، درجایی دیگرسپاهی ازسربازان سنگ شده ودرجایی دیگرقلعه هایی بلند وهولناک ودروازه هایی بزرگ وبا شکوه ساخته است.
منظره این صخره های آسمان سای ودره های عمیق ورنگ های قرمز و شکل های گوناگون آن چنان عظیم وشگفت است که گاه آدم را مات ومبهوت میکند.


پ.ن.1: عکس های مازندران وسوادکوه را درسال 1369 وعکس های یوتا را همین یکی دوهفته ی پیش گرفته ام.
به شباهت های آخرین عکس جنگل های سوادکوه با آخرین عکس یوتا نگاه کنید که درمورد اول چگونه زوربی انتهای زندگی دررگهای درخت سنگی را به دونیم کرده وازمیانش سربرآورده ودرمورد دوم چگونه درختی ازتن سنگ برخاسته است.
پ.ن.2: حالا اگر روی عکس پل ورسک تقه عنایت بفرمائید که دیگرچه بهتر

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(4)
غرغرهای دیگران در مورد "دوآب" و "موآب"

سلام و تسلیت میگم. مانند همیشه از خواندن نوشته و دیدن عکسهای زیبا لذت بردم. ممنون

ساتیا | July 24, 2007 11:31 AM

سلام و تسلیت میگم. مانند همیشه از خواندن نوشته و دیدن عکسهای زیبا لذت بردم. ممنون

ساتیا | July 24, 2007 11:27 AM

بسی حال ببردیم سر صبحی...عکسها بسی با حال بود...دمت گرم و سرت خوش باد!

Pooya | July 24, 2007 07:14 AM

سلام. ما همیشه از جاده چالوس میریم طرف شمال. ولی چند دفعه هم یادم میاد که از فیروزکوه و هراز هم رفتیم. همینطورم از رشت. من عاشق آسیاب بادی های منجیل هستم! روی اون دریاچه آبیرنگ مواج...کاشکی ازش عکاسی میکردین...

مرجان | July 24, 2007 04:14 AM












اطلاعات ضبط؟