"Generation Me"

August 24, 2007

آمریکایی هارا چه می شود؟ ما که روزگاری ملتی پرافتخاربودیم، آنقدرنازک نارنجی شده ایم که به راحتی اشگمان درمی آید.
مانند اینکه برخی میگویند کارهایی هست که دیگرهیچ آمریکایی ای، فارغ ازمیزان درآمد آن، حاضر به انجامش نیست ویا اینکه بسیاری ازما (آمریکایی ها) اخلاق کاررا ازیادبرده ایم ویا اینکه به ویژه نسل جوان تبدیل به کارکنان بسیاربدرد نخوری شده اند وبیشترازاینکه به کارشان اهمیت بدهند صرفاً به خودشان اهمیت میدهند.
این ها ازجمله نکاتی است که "اِلِن چائو" وزیرکاردرمصاحبه اخیرخود با مجله ی "پارید" به آن اشاره کرده است. چائو اشاره میکند که به این ترتیب آمریکایی ها دارند بازار کاررا به کارگران خارجی وامی گذارند. واضافه می کند: این تنها به این دلیل نیست که خارجی ها دستمزد کمتری طلب می کنند، بلکه دربسیاری ازموارد مهارت های بیشتر واخلاق کاری بهتری را نیزعرضه مینمایند.
چائو می گوید: "کارگران آمریکایی باید وقت شناس باشند، لباس درست وحسابی بپوشند وبهداشت شخصی را رعایت کنند، باید براعصاب خودمسلط باشند ودارای مهارت دربرخوردبامشکلات وحل اختلاف باشند ودستورات مافوق را اطاعت کنند. درحالیکه بسیاری ازجوانان درمقابل دستورمافوق خود سرکشی می کنند".
تلخ است ولی دربسیاری ازمواقع، حقیقت دارد. هرجه هست، چائو دارد سخنانی را که ازکارفرمایان آمریکایی شنیده است، نقل می کند. با وجود این، اینگونه اظهارنظرها برای او دردسرآفرین بوده ومجریان یکی ازبرنامه های شبکه ی "سی ان ان" به شدت خانم چائو را مورد حمله قرارداده است. ویک روزنامه ی اینترنتی اظهارات خانم چائو را ( که دارای تبارآسیای جنوب شرقیست) گفته های نژادپرستانه ضد کارگران آمریکایی، خوانده است.
برچسب "نژاد پرستانه" به این اظهارات کاملاً بی معنیست، زیرا گرچه خانم چائو ازکارگران آمریکایی انتقاد کرده است، اما ازکی تا حالا کارگران آمریکایی همه ازیک نژاد شده اند؟
روزنامه ی اینترنتی دراتهام خود ازاین هم فراترمی رود ومیگوید: "چائوحس اعتماد به نفس مارا مورد حمله قرارداده است تا درما عقده ی خودکم بینی پدید آرد که منجربه نابودی طبقه ی متوسط آمریکا خواهد شد".
جالب اینجاست که براساس گفته ی پژوهشگران، عقده ی خود کم بینی بهیچوجه درمورد نسل جوان آمریکای امروز، که خودرا "نسل من"(1) می انگارند، مورد ندارد.
"نسل من" واژه ایست که "جین توِنج" روانشناس واستادیارروانشناسی دردانشگاه سن دیاگو، برای متولدین دهه های هفتاد، هشتاد ونود ابداع کرده است.
تونج بیش از دوازده سال را صرف مطالعه اختلاف نسل ها کرده است. این پژوهش شامل مقایسه ی اعتماد به نفس بیش از شصت هزاردانشجودرسراسرآمریکا بین سال های 1968 تا 1994 می باشد. درنتیجه، تونج صلاحیت اظهارنظردرمورد برداشت نسل جوان ازخودرا دارد واین برداشت بیگمان "عقده ی خودکم بینی" نیست!
درمصاحبه ای که سال پیش با تونج داشتم، او به من گفت که امروزجوانان به جای اینکه به دنبال پیروی از مقررات اجتماعی باشند، همه چیزرا بر"خود" وآن چه برای "خود" درست میدانند متمرکزکرده اند.
این پدیده برای کارفرمایان نکته تازه ای نیست. آنها می گویند نسل زیرسی ساله ها هنگامی که برای مصاجبه استخدامی می آیند چنان با تبختربرخورد می کنند که انگاربا درخواست کاربرای شرکت منتی برگردن آن میگزارند.
هنگامی که این افراد استخدام می شوند نیز ازروزاول انتظاردارند به مقام معاونت کل نائل شوند درحالیکه حاضرنیستند بهای رسیدن به چنین مقامی را بپردازند. آن ها همه اش درفکراین هستند که شرکت به آنها چه خواهد داد بدون اینکه بیاندیشند خودشان قراراست برای شرکت چه فایده ای برسانند. درواقع درمجموع می توان گفت کارکردن برایشان نوعی اجبارواکراه محسوب می شود وچنین برخورد می کنند که آن را اجباراً تحمل می کنند تا اینکه یک دقیقه وقت پیداکنندو به سراغ آی پاد ویوتیوب بروند.
براساس یک گزارش یک شبکه ی رادیوی ملی اخیراً صنعت جدیدی به وجود آمده که مشاورانی را استخدام میکند تا چگونگی برخورد با این نسل ازخودراضی را آموزش دهند. از جمله به کارفرمایان توصیه می شود تا به کارمندان جوان برای حضورسروقت درمحل کار وانجام کارها درمهلت تعیین شده، پاداش پرداخت شود درحالیکه قبلاً اینگونه امورجزء وظایف بدیهی بشمارمیرفت.

"روبن ناوارِت" ازروزنامه ی "سن دیگو یونیون تریبیون"، نقل از روزنامه ی "پوئبلو چیفتن"، چهارشنبه یازدهم جولای 2007، برگردان: نق نقو
(1) = Generation Me

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(5)
غرغرهای دیگران در مورد "Generation Me"

سلام نق نق
وای باور نمی کنم تونستم برات کامنت بذارم این روزا اینقدر تلاش کردم بهت نق بزنم نشده...

میناحیدری | August 26, 2007 12:51 AM

سلام
خیلی بدی
اصلا نمیشه برات کامنت گذاشت....

mina | August 26, 2007 12:45 AM

فکرکنم باز هم بستگی به تربیت و طبقه خانوادگی داشته باشه و درجه نیازمندی.

مرجان | August 26, 2007 12:11 AM

پرویز جان بگو بفرستن‌شان ایران تا با یک برخورد انقلابی همه‌شان را آدم کنند. این که نگرانی ندارد.

عمو اروند | August 25, 2007 02:21 PM

خب در ايران هم اوضاع و احوال كماكان همين جوريه. جوانان به شدت خودبين شدند -و ساير رده هاي اجتماعي نيز به همچنين-
وضعيت بازار كار و كارگري نيز كه بر همه كس هويداست. شايد اين هم تغييري جهاني است!

پژ | August 25, 2007 02:01 AM












اطلاعات ضبط؟