
"جی دابلیو رکس" که دایی ناسوران عالم را سلطان بودی ازپس آن روزی که به 9 ممیز یازده مشهورشدی به مرورروزگار بس فربه شدی وچرب بسیاردرزیر پوست انباشت نمودی، ازآنروی لَخت وبدعنق شدی وپاچه ی اصحاب خودی همی گرفتی وروزگارش خوش نبودی.
پس حکیمان وطبیبان بربالین وی آمدی وقاروره گرفتی وتشخیص بدادی عارضه ی مستولی گشته بروی را، که درواژه ی مدیکال سندرم "آنتاگونی لِس نِس" خوانده شدی که حکیم بوعلی درکتاب قانون آن را "فقدان خصم" اطلاق نمودی. پس بحران عاجل مرسلطان را واجب آمدی زبهردرمان.
پس رکس مشاوران خود ازیمین ویسارفراخواند ومرایشان را نداداد که وجودنازنین مارا دشمنی شاید غدار که ازبیم او برخودآئیم وتکانی اندک بخوریم بلکه زین عارضه ی فربه گی وچربی مفرط برهیم.
پس وزیران ومشاوران به جوش وخروش افتادندی تا دشمنی درخوردایی ناسوررکس فراهم وپیشکش نمایند.
کاندی سراتوپس بگفت مای دیر سررکس! "پوتینوزوروس" را چگونه می بینی که درمیان بالقوه خصمان ستاره ی اقبال اوروشن تراست.
دایی ناسوررکس روی ترُش کرد وابرودرهم کشید که: آن خرس کوچک خس خردرا که دندان هایش کشیدیم وسرِ ابویش را که "گوربازوروس" باشد، برای همیشه کچل همی نمودیم!
"ب. فاکسوزوروس" که ازدایی ناسوران سالخورده همی بود بگفت ای سلطان اگررخصت دهی جمعی ازدایی ناسوران پیررا به رهبری "فیدِلوتوپس" همی برکشیم ودربوق کنیم که سنت دشمنی با وجودمبارک رادارند.
"جی. دابلیو. رکس" پوزخندی بزد وبگفت ای روباه پیر، دشمنان منتخب تو نیز همچون خودت پشم وپیل فروریخته اند.
ناگاه "چنی تراتوپس" سربرآورد ونعره ازجگربرآورد که یافتم!
رکس بفرمود بنال ای دیک!
"چنی تراتوپس" بگفت: "ا.ن.زوروس" گزینه ی احسن است مرترا، هم ازآن روی که هم چون گونه ای خودی ازراسته ی گوشتخواران ناکتورنال بودی وافزون برآن باد وبروت عظیم داشتی درسر وطرفه این که متکی به امدادهای غیبی نیز ببودی واستعداد اشتلم داشتی عظیم.
دایی ناسوررکس ازاین پیشنهاد بس خوش خوشانش بشد وبفرمود: پس همو باد وبادش کنید تا بزرگ بنماید. واین چنین بود که "ا.ن. زوروس" را که ازتیره ی خرده زوروسیان بودی، باد درآستین وتنبان ودرسرتپاندند ووی را سودای فتح اقالیم به یاری امدادهای غیب درسرافتاد واشتلم برکشید آنچنان که نشاط وحرکت درلشگر"جی. دابلیو.رکس" بازپدیدارشد ورخوت ازعضلاتش به دررفت وکسادی از زرادخانه اش.
وحکیم فرمود الهی مارا ازبلای سم ستوران وچکمه ی دایی ناسوران محافظت بفرما.
دایی ناسورنامه ی 2
دایی ناسورنامه ی 1