«عصر طلایی تلویزیون – 4»

September 30, 2007

دهه 1970

دهه ی 1970 آخرین دهه عصرطلایی تلویزیون است. دهه ای که به انقلاب اسلامی ایران، به میدیوی بتاماکس، فیلم های کشت وکشتارفله ای رامبو و کماندو، مرگ قهرمانان و تولد صد قهرمانان و بدنیا آمدن نسل "اگرنباشه دریا، به قطره اکتفا کن" ختم شد.
سریال های این دهه را نه تنها هم نسلان من، بلکه بسیاری از نسل های بعد نیز به خوبی به یاد خواهند آورد وبه یاد غروب دوره آرمان ها خواهند افتاد. بیائید کام یادمان را با گشتی دردنیای تلویزیون درسال های ابتدایی دهه هفتاد میلادی شیرین کنیم که دم غنیمت است:

کلمبو (Columbo)

پیتر فالک، با آن بارانی زواردررفته، سیگاربرگوشه ی لب، چشم لوچ و سماجت آزاردهنده وهوش تیز نقشی بسیارماندگاردرسریال های کارآگاهی آفرید که درهم نشینی با آن دوبله ی زیبا وهنرمندانه (دوبلرش که بود؟) سال ها تماشائیان (به قول خانم دلارام کشمیری) تلویزیون ملی ایران را پای این سریال دیدنی میخکوب کرد.

مرد شش میلیون دلاری (The Six Million Dollar Man)

لی میجرز خوش قیافه نقش یک فضانوردآمریکایی به نام استیو آستین را بازی میکرد که دچارسانحه شده بود وجراحان با ابزارهای الکترونیک چنان توان شگفت انگیزی را به اوداده بودند که به سرعت باد می دوید وچشم هایش کیلومترها دورتررا میدید.


مش (M.A.S.H)

"مش" داستان عده ای از نیروهای ارتش آمریکا دریک پادگان بود. این سریال یکی از طولانی ترین وشاید محبوب ترین سریال های کمدی آمریکا باشد که آلن آلدارا تبدیل به یک ستاره کرد. من هیچوقت این سریال را دوست نداشتم وپای آن نمی نشستم. اما هنوزهم این سریال، تقریباً هرروز، ازیکی ازکانال های تلویزیونی آمریکا پخش تکراری می شود.

خانه ی کوچک (Little House on the Prairie)

داستان یک خانواده ی نمونه ی خوش تیپ مهربان ازدم بچه مثبت آمریکایی درسال های ابتدایی مهاجرت به غرب وحشی وجویندگان طلا و دلیجان ها وسرخپوست ها. به یاددارم این سریال حتی پس ازانقلاب نیز درسیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می شد وبدلبل لباس های بلند هنرپیشگان زنش جوازنمایش داشت وبدلیل جذابیت وزیبایی هنرپیشگانش و سادگی داستانش (و قحطی سریال های خوب) بین مردم نیز محبوب بود.

شراکت سه نفره (Three's Company)

این سریال کمدی داستان هم خانه بودن یک پسر (زنده یاد جان ریتردرنقش جک) ودو دختر(سوزان سامرز درنقش کریسی وجویس دویت درنقش ژانت) بود که همراه با زن وشوهرصاحب خانه سوژه هایی بسیاربکر و خنده آور وزیبا خلق می کردند. من این سریال را بسیاردوست داشتم وهنوز هم درکانال تی وی لند برای بیش از دهمین بارازدیدن آن لذت می برم وبرایم تازگی دارد.

کوجک (Kojak)

تلی ساوالاس با آن سرطاس یکدست واب نبات چوبی دردهان نقش یک پلیس خشن وسازش ناپذیر نیویورک را بازی می کرد.

فرشتگان چارلی (Charlie's Angels)

فارا فاست، ژاکلین اسمیت و کیت جکسون نقش سه کارآگاه زیبا، بزن بهادر وسکسی زن را بازی می کردند که رئیس آن ها چارلی درمواقع بحرانی آن هارا فرا می خواند وبه ماموریت های خطرناک می فرستاد.

مک میلان وهمسر (McMillan and Wife)

راک هودسن وسوزان سنت جیمز دراین سریال پلیسی کارآگاهی پرماجرا وجذاب نقش کمیسر پلیس وهمسرش را بازی می کردند.

ادامه دارد....

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(7)
غرغرهای دیگران در مورد «عصر طلایی تلویزیون – 4»

آلما جان ممنون
بایرام جان ممنون ازاینکه نام منوچهراسماعیلی عزیز را بیادم آوردی
مینا جان خوشحالم ازاین که یاد روزهای خوب افتادی
عمواروند جان ماهم مشتری فیلم های قدیمی هستیم
علی آقو، کاکوجون ما که درقسمت سوم عصرطلایی تلویزیون (که هنوز پائین صفحه هست) یادی از غرب وحشی وقدیم ترهاش کردیم. با هم هم دندونی هستیم کاکو
ستوده جان ممنون

نق نقو | October 1, 2007 08:27 PM

دوبلور پیتر فالک در سریال ستوان کلمبو منوچهر اسماعیلی بود

ستوده | October 1, 2007 06:56 PM

شمو کاکام سنتون خیلی از ما جوونتره. فیلموی دوره ما یه خورده از اینا عقب تر بود. توسن و کهکشان و آدموی کوچولو و غرب وحشی وحشی با آرتوموس گوردون و جیم وست بود. بعد هم آخر شبا یه آقویی که یه کلاه فدورا سرش بود از وسط یک جمله بزرگی که نوشته بود حقیقت میومد بیرون و میگفت این یک داستان حقیقی هست و بعدش یه ماجرای قتلی را تعریف میکرد که قاتلش تا آخرش معلوم نمیشد کیه. ما هم بعدش چراغا را که خاموش میکردیم میرفیم زیر لحاف و تو خیال خودومون کارگاه میشدیم و ایقد فکر میکردیم که قاتلشو بتونیم پیدو کنیم.

علی | October 1, 2007 03:23 PM

در اینجا هر از گاهی بعضی از این فیلم ها را نشان می‌دهند.

عمو اروند | October 1, 2007 02:40 PM

واي نق نقوي عزيز
با اين تحليل و تفسيرت ما رو ياد زمان هاي بسيار دور انداختي
مدت زياديه كه فيلم نمي بينم.... حتي فيلم خارجي...
تلويزيون اينقدر ما رو گريزان نمود كه پناه آورديم به روزنامه و روزنامه اينقدر روانمان را د‍ژم نمود كه از دنياي ديدني ها و خواندني ها بسي دور شديم و آمديم در عزلت...
ياد باد آن روزگاران ياد باد...

mina heidari | October 1, 2007 03:14 AM

جناب نق نقو. این پستهای شما آدم رو پرت میکنه به سالهای خوب خردسالی . مرد شش میلیون دلاری و کوجک و خانه کوچک مثل یک خاطره کم رنگ در ذهنم هست. ممنون از این پست زیبا
در ضمن دوبلور پیتر فالک هم منوچهر اسماعیلی بود

بايرامعلی | October 1, 2007 01:16 AM

نق نقو جان
من فقط خانه کوچک رو یادمه (البته نه اینکه کلا یادم باشه فقط اسمش رو یادمه) چون خواهر بزرگم خیلی به این سریال علاقه داشت

alma | September 30, 2007 11:56 PM












اطلاعات ضبط؟