غرغرهای دیگران در مورد « وطن – ازاون نظر »
قاصدک جان...این چی بود؟ دلم شور زد...امیدوارم مربوط به خود شما نباشه...
درضمن واقعیت داره ...بازم گلی به جمال غربت جغرافیائی!
مرجان | October 13, 2007 10:46 PM
نق نقو جان
اینجوری ها هم که میگی نیست.
اگر برگردی وطن و مثلا دو سه ماهی در آنجا بمانی٬ برای برگشتن به غربت لحظه شماری میکنی. باور نداری؟
این بلایی است که این حکومت بر سر نسل حاضر آورد. اثرات این زخم سالیان دراز باقی خواهد ماند.
اگر برگردیم آنجا طاقت نخواهیم آورد. آنجا دیگر جای ما نیست.
وقتی هم که اینجا هستیم همیشه بفکر آنجا هستیم و دلمان برای خاطرههای گذشته پرپر میزند.
سهم ما از وطن فقط یکبار مسافرت در سال است به آنجا. همین.
mollah | October 13, 2007 02:49 PM
خوبی سوئد حداقلش این است که کسی با اسم و رسم و دین و آئینت، کاری ندارد. مسلمان اهل ترکیه با همان اسم مسلمانیاش میشود وزیر آموزش و پرورش در حکومت سوسیال دموکراتها و مسلمان سیاهپوست سومالیائی میشود وزیر مهاجرت در حکومت دستراستیها.
اما در آنجا که روزی وطن من و تو بود و یا شاید هنوز هم هست، منتظری در خانهاش محبوس میشود آن دیگر آیتالله سر از اوین در میآورد. و در عصر ماهوارهها، برای اطمینان از رویت ماه، کمیتهی استهلال تشکیل میدهند بیخیال که لحظهی هلول ماه را در سده ۳۰ همین امروز دقیقن میشود محاسبه کرد.ر
ذ
ا
عمو اروند | October 13, 2007 06:59 AM
دستتان درست که فی الواقع حظ می بریم.
مژگانبانو | October 12, 2007 11:07 PM
دستتان درست که فی الواقع حظ می بریم.
مژگانبانو | October 12, 2007 11:06 PM