غرغرهای دیگران در مورد « دیدم اون بهشت موعود، همه گُل هاش کاغذی بود»
نقنقوی عزیزم.نه ترکم نه شیرازی ولی از ترک شیرازی انتسابی شما خیلی خوشم اومد...
مرجان | November 2, 2007 01:53 PM
چی شد؟ کلی! مطلب نوشتم و فرستاده نشد و پاک شد
میخواستم بگم که دم نق نقت گرم
این آهنگم که گذاشتی، هر چند لایوه، اما بهترین اجراست
گفتم روش ترانه بنویسم،یه مقدار
تا یه نفر بقیه اش رو بیرون بیاره از خمار
میرقصیم، میرقصیم، اگه به یار برسیم
به انتقام سالهای ممنوعه
میرقصیم، میرقصیم، اگه به یار برسیم
به افتخار رهائی، معلومه
میرقصیم، میخونیم، ما عاشق میمونیم
عزیزم، میاد روزی، که برسیم، به آزادی
به آزادی، به آزادی
...
شاهین دلنشین | November 2, 2007 12:40 PM
عجب حالگیری! ولی آهنگ زیبایی که گذاشتهای دردش را کمی تسکین میدهد.
عمو اروند | November 1, 2007 11:06 AM
آلما جان:
ایران واین حرفا؟ زبونتو گاز بگیر خانم!
محی جان:
تازه کجاشو دیدی!
مرجان جان:
هریادداشتی که می نویسم سعی می کنم ازتوی عکس هام یه چیزی پیدا کنم که یک جاییش یه جوری ربط داشته باشه. با این یادداشت یادم افتاد که هیچ چیز زنگ زده وکهنه ای تودیارمون نداریم وهمه چیز تاره وشفاف وبراق است. اینه که این عکس یدفعه سروکله اش پیدا شد.
ملا جان:
می خواستم بگم با اینهمه زنگ زدگی بالاخره یه روزی "ما خواهیم رقصید"
نق نقو | October 31, 2007 09:25 PM
این آهنگها خیلی خارجیه
ممنون
ملا حسنی | October 31, 2007 09:10 PM
ماجرای این عکس چیه نقنقوی عزیزم؟
مرجان | October 31, 2007 12:34 AM
وووووو.... چه خبراهاي خوبي !
mohi | October 30, 2007 10:55 PM
منظورتون احتمالا ایران که نبوده؟؟؟
alma | October 30, 2007 10:27 PM