
مانتیس از گاه طلوع تا گاه غروب خبرداربایستادی ودست هارا درحالت قنوت پیش چهره برگرفتی و ورد بخواندی . خلق بسیاربراوگردآمدی ومسحورزهد وی گشتی ودل بدودادی. آن نابکاردرلحظه ی اورگاسم سرخلایق را به ضربتی گازگرفته وبلمباندی. لیک دریغ وصدافسوس که خلایق هیچ عبرت نیاموختی.
بیت:
سرکه نه درراه مناتیس بُدی
بارگرانیست کشیدن به دوش
پ.ن.: برای معادل پارسی واژه ی مانتیس به متون قدیمه ی موجود درمطبعه ی لایدن رجوع شد، اغلب آن را آخوندک ترجمه نمودی که ازقرار دسیسه ی روباه مکاره ی انگریز بیش نبودی. درهمان متون جمع مکسرمانتیس را "مناتیس" آورده اند. العهده علی الراوی، کذا وذالک!
گاومیشی دربلاد سرنگتی اصحاب گردآوردی نموده وبه عربده ای جانسوزبفرمودی: ما گاومیشان را هم ازحیث عِده و هم ازحیث عُده براین شیران لاکردارفزونی ببودی. به شاخی ویا به جفتکی این گربه سان غداررا سوت همی توانیم و لاکن مارا فریفته اند وگله وارمرعوب آن غرش توخالی گشته ایم. حال آن که چنان چه گله واربرآنان تازیم به یک عشوه که آن را استامپید خوانند، سرشان بردُمشان آوارنمائیم. گاومیشان را دیگ غیرت به جوش آمد. شاخ درپیش وسم کوبان به قلمروشیران تاختند. شیران را بیم دردل افتاد ازآن هیبت عظیم و دم برکول راه فرارازبیشه ی سرنگتی درپیش گرفتند.
سخن بدینجا که رسید حکیم گوسپندان بفرمود ای دریغ ازیک جو غیرت گاومیشانه.
غازی را هوس مهاجرت ازدیاردرسرافتاد. رخت سفربربست وازدیارمالوف پرکشید. روزان وشبان خواب بردیدگان حرام نمود ودررویای سرزمینی برتر پروازکرد تا به دیاری سبزوخرم رسید که بوزینه ای برآن حکم براندی با مهرومحبت. وعده های خوش وشوربسیاردرخلق بدیدی وشیفته آن دیارگشتی. پس دردلش به یاد یاران وخویشان خون گریستی چنان که بازگشتی ویاران را گفتی که: دیاری یافته ام که پادشاهی مهربان برآن حکم براندی وچه وچه!
پس ایل وخاندان را به دنبال خویش به دیار موعود کشاندی. لیکن نه ازآن شوروشادی ونه زان همه ولیمه وخوان های چیده نشانی یافتی. خلق یک سره سردرگریبان واندوهگین ونژند.
ایل وتبارمراورا نفرین ولعنت نمودی کای خیره سرخاک برسرت که ماراسرکارگذاشتی این چنین که صد رحمت به همان برهوت خودمان!
فاخته ای که درگوشه ای کزهمی کرده بود سخن ایل وتبارغازان را شنید ومرآنان را بگفت: این فامیلتان را سرزنش منمائید که هنگامی که این دیاررا برای اولین باربدیدمصادف با ایام فرح انگیز انتخابات ببودی!
پ.ن.: سیل کامنت های هرز (اسپم) باعث نم کشیدن پی این کلبه خرابه شده بود. مهندس نق نقو جونیوررا که معماراین کلبه باشد به مدد فرا خواندیم وچند شمع زدیم تا آوارنشود. ناگزیر فعلن کامنت دونی را تعطیل کرده ایم تا تعمیرات اساسی انجام شود. بزودی کامنت دونی را راه اندازی خواهیم کرد. تا آن موقع دلمان برای بچه محل ها تنگ می شود. گرچه راه ایمیل همچنان بازاست.
موسیقی:
Lionel Richi, Endless Love