« سورپرایز »

December 07, 2007

بعضی چیزارو آدم تازه وقتی قدرشو میدونه که ازدستشون میده. مثلاً مثل "غافلگیری".
تهران که بودبم، یک روز صبح بلند می شدیم میدیدیم نیم متربرف اومده! مدرسه تعطیل، کارتعطیل، خیابونا پرازتصادف، لباسا پرگل وشل، چکا برگشت خورده، به جای دوساعت، شیش ساعت تو ترافیک معطل، گازقطع، .... غافلگیر می شدیم. عجب صفایی داشت!
یا مثلاً فرض کن صبح هوا آفتابی بود، بعدازظهریهو بارون سیل آسا میومد وخیابونا بند می اومد والی آخر مثل همون موارد پیش گفته!
یا مثلاً دلارو بگو یهو یه شبه سی درصد گرون می شد. یک عده بدبخت می شدند ویک عده هم می زدن تو رگ حال وحول.
فک کن امشب یه آپارتمان بخری صد میلیون، شیش ماه دیگه، بفروشی دویست میلیون! بجان عزیزیت کجای دنیا سرمایه گزاری سالی چهارصد درصد سود داره؟
یا اینکه فلانی داره سرومروگنده را میره فرداش ناغافل میره زیرماشین یا سکته میکنه.
مثلاً فرض کن گوشی موبایل وارد میکنی فرداش یهو ناغافل ورودش ممنوع میشه نونت میره توروغن، یا برعکس میری با بدبختی وقرض وقوله به خاطر عشقی که به تولید داری یه کارخونه میزنی فرض کن شیکرتولید میکنی فرداش یهو واردات شیکر آزاد میشه یا گمرک وعوارضش تومنی نه زارکم می شه، ناغافل به گل میشینی.
این غافلگیری ها که اینوری ها بهش میگن سورپرایز، اند عشق وحال بود ولی ما قدرشو نمی دونستیم.
اما اینجا زندگی لامصب یکنواخت وخالی ازهیجانه. تا شیش روزدیگه میدونی هوا برفیه یا آفتابیه یا بارونیه. مجبورمیشی چتربرداری، لباس گرم یا سرد بپوشی ویا زنجیر ویخ شکن ببندی.
میدونی اگه ده هزاردلار یه جا سرمایه گذاری کنی تا ده سال دیگه مثلاً سالی 5% گیرت میاد، اگه یه خونه فلانجا بخری تا ده سال دیگه اصلاً قیمتش تکون نمی خوره.
اگرهم بخواهی یه سفینه بفرستی هوا ساعت ودقیقه وثانیه شلیکش معلومه وساعت ودقیقه وثانیه برگشتش هم همینطور وتازه هیچ انشاالله وماشالله واگه خدا بخواد وتوکلت علی الله وهرچه پیش آید خوش آید و وان یکاد و نظرقربونی هم نداره.
خودمونیم آخه اینم شد زندگی؟

پ.ن.:
عکس ونقاشی ازنق نقو
موسیقی: "ترمه"، اجرا وتنظیم گیتار بهمن باشی

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(8)
غرغرهای دیگران در مورد « سورپرایز »

نق نقو جان
اینجاها هم بعد از به راست گرایش پیدا کردن سیاستها، قیمت خونه در عرض ده سال، 5 برابر شد.

شاهین دلنشین | December 10, 2007 09:15 AM

من عاشق هيجانات زندگي ام !

mohi | December 8, 2007 03:40 PM

نقنقوی عزیز در راستای سخنان پر بار شما باید بگم دو سال پیش با هزار بدبختی و قرض و قوله و کشیدن منت خلق خدا و از تمام بانک ها بجز بانک خون وام گرفتن، و در نهایت جور کردن مقداری پول برای پیش خرید یک واحد آپارتمان 70 متری ،در این مملکت گل وبلبل حسابی سورپرایز شدیم چون در عرض یک هفته قیمت دو و نیم برابر شد. سورپرایززززززززززززززززززززز

سین بانو | December 8, 2007 11:01 AM

قدر زر، زرگر شناسد ، قدر گوهر، گوهری!

عمو اروند | December 8, 2007 10:56 AM

پارسال توی شیراز خونه و زوین دقیقا سه برابر شده..

باور میکنی؟؟

پارسال زمین متری 300 هزار تومن امسال باید التماسش کنی متری 1 میلیون تومن هم بهمون نمیده...

بهمنی | December 8, 2007 10:45 AM

سلام

حتما به این وبلاگ سر بزنید و در این امر خیر سهیم بشید....

www.komak66.blogfa.com

بهمنی | December 8, 2007 10:43 AM

سلام نقنقوی عزیزم...اینجا هم غافلگیریها دارن کم میشن...مثلآ اگه شب بخوابیم و صبح پاشیم و ببینیم خونه بازم گرونتر شده یا سیب زمینی شده کیلوئی دو هزار تومن یا سهمیه بنزینو کردن روزی صفر لیتر، هیچم تعجب نمیکنیم...یا اگه یه دلال یه شبه چند میلیارد بزنه تو رگ، خوب، اینکه دیگه کار هر روز این مملکت شده... تنها چیزی که غافلگیر میکنه آدمو این روزها، انسانیته...

مرجان | December 7, 2007 11:30 PM

خوب دیگه
ببینید چقدر اینا به فکر ما هستن؟ همش میخوان ما زندگیمون هیجان داشته باشه که خدای نکرده دچار افسردگی نشیم... بده؟؟؟

alma | December 7, 2007 09:44 PM












اطلاعات ضبط؟