دراهمیت کارواستقامت میرزا حسن رشدیه درتاسیس مدرسه درایران، شمس الدین رشدیه درکتاب "سوانح عمر" حکایتی دارد که مثال زدنی است: "وضع امتحان هم چنین بود که وجوه بزرگان واولیای اطفال واصحاب علم وادب دعوت می شدند وشاگردان درحضورایشان امتحان میدادند.... حضارهم درحدود مطالب طرح شده گاهی سوالاتی میکردند. صدای احسنت وآفرین حضارمجلس را فراگرفته بود. درمجلس امتحان یکی ازحضارگفت: من دوام وبقای این مدرسه را شرعی نمیدانم؛ زیرا اطفال که به این سرعت پیش می روند، به جایی می رسند که نباید درآن حدود قدم بگذارند. هرچه رشدیه وسایرین ازاین آقا پرسیدند به کجا می رسند؟ فرمود به آن طرف می افتند. حضارهرچه اثابت این مدعارا دلیل می خواستند، دلیلی نفرموده به حرارت وخشونت می گفت: اگربنا باشد اطفال به این کوچکی مطالب به این بزرگی را به این خوبی بدانند، کتاب میراث فارسی را این طورمحیط باشند، به سن علما که می رسند البته وهزارالبته ازاین دین بیرون می روند ودین دیگری اختیار میکنند"
نقل از روزنامه اعتماد ملی شماره 549، 11 دی 1386، صفحه 14