« شکوه لحظه ها »

February 11, 2008

بعضی وقت ها یک لحظه آنقدر کش پیدا می کند وباشکوه می شود که نگو!
نمونه اش این عکس.
امروز صبح زود که داشتم سرکار می رفتم، یک لحظه دیدم اشعه های طلایی نورآفتاب که تازه از افق خاور سرزده بود به تارک یک ردیف خانه های روبرویم تابیده ولبه بالایی شیروانی خانه هارا چراغانی کرده.
خوشبختانه دوربینم همراهم بود،کنارزدم، ازغلاف درآوردم وماشه را چکاندم وحاصلش را ملاحظه می فرمائید.

پ.ن.
1- گرچه چندروزی ندایی به من نهیب زده بود که لختی دندان درنگ برجگرِنق بگذار وخلقی را دمی راحت بگذار، اما این شکوه لحظه ها مگر می گذارد لامصب!
2- موسیقی:
Red Hot by Vanessa May

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(2)
غرغرهای دیگران در مورد « شکوه لحظه ها »

من هم یک دوربین دارم اما هر وقت عکس می گیرم تیره و تار و غم انگیز از آب درمیاد .
موسیقی هم قشنگ بود اما نه به زیبائی عکس

شهربانو | February 13, 2008 03:39 PM

دادا نیمدی اصفهون دیدینمون هیچی نگفتیم
دلیلی نیمیشه دیگه اصش نیای بمون سر بزنیا
حسابشا دار چن ماهه س؟؟

شیخ الشیوخ | February 13, 2008 06:32 AM












اطلاعات ضبط؟