این نق نق الواعظین کلید "انتر" کیبوردش را با نورلیزرماوسش داغ کرده بود که دیگردراین عالم جلف سیاست وارد نشود ولی امروز به گوش خودمان شنیدیم که داشت ریزریز به شاگردانش می فرمود:
واکسن:
- آقا ما با این انتخابات منتخابات دیگه کاری نداریم، دورش خیط کشیدیم رفت پی کارش، اما این زعمای قوم حقیقتا ً ازمرحله پرتند.
- چطوراستاد، این چه فرمایشی است؟
- این زعما اگه یه جو عقل تو کله شون بود همه این (به اصطلاح) اصلاح طلباروتائید صلاحیت می کردند تا اونا مثل واکسن، میکرب ضعیفی باشند برای تقویت بنیه شون، اما حالا درفقدان این میکرب های ضعیف شده ، میکرب های قوی به جون هم میفتند و امراضشون که مزمن بود، حاد میشه!
گیرم پدربزرگ تو بود فاضل!
- آقا این روزها درمقابل توهین جناح نزدیک به دولت به حاج حسن آقا خمینی، شما آیا خوندید ودیدید وشنیدید که یک نفر- محض نمونه – پیدا شده باشه که ازشخصیت حسن آقا، به خاطر خود حسن آقا دفاع بکنه؟ همه یک ضرب ایشون رو فقط به خاطر نام خانوادگیش حمایت می کنند. به خاطر این که "نوه حضرت امام" هست. انگار اصلاً خودش شخصیت مستقلی نداره! انگارنام خانوادگی برای آدم باید مصونیت وشخصیت ودانش وبرتری اتوماتیک ایجادکنه! تا وقتیکه ماها، حتی دیگراندیشان وروشن فکرانمان، این جور قبیله ای وقومی وفامیلی می اندیشیم، اصلاً انتخابات ودموکراسی یه جورجوک نیست؟