« جشن هسته ای »

February 27, 2008

عجبا!!!!!!!!!!!
حیرتا!!!!!!!!!!!
انگشت به دهان حیران مانده ایم این روزها ازاین جشن های هسته ای وبزرگترین پیروزی وهندوانه های زیربغل!
اگه این گزارش ممد نعل ومیخ معروف به دکترالبرادعی که این خبرگزاری ها وروزنامه وتلویزیون های اینورمیگن درسته، دیگه این که کمی تا قسمتی مایه سرشکستگی وخسران وعزاداریه که؟! ولی نکنه این کفار دارند متن گزارش رو این جوروقیحانه تحریف میکنند؟
این بود که رفتیم متن گزارش یازده صفحه ای ممد نعل ومیخ رو گیرآوردیم با همین دوتا چشمای کورمنکوری نشستیم از اول تا آخرشوخوندیم.
یه دوسه جایی گفته که ایران به سوال های درمورد خرید ها ی مشکوک وآلودگی های اتمی جواب داده وموضوع برای آژانس روشن شده. اما درمقابل یه سه چهارجایی هم گفته که فعالیت های ایران درمورد پروژه نمک سبز (تبدیل دی اکسید اورانیوم به تترافلوراید اورانیوم) وارتباط این پروژه با آزمایش های موشکی ومصارف نظامی مشکوک مونده وآژانس جواب سوال هاشو نگرفته ونمیتونه درمورد صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران قضاوت کنه وهمینطور به صراحت گفته که نه تنها ایران به قطعنامه های شورای امنیت درمورد متوقف کردن غنی سازی بی توجهی کرده بلکه این فعالیت هارو بیشتر هم کرده!
خوب حالا کجای این گزارش پیروزی به حساب میاد؟
یاد دو تا داستان افتادم که براتون نقل می کنم:
1- آخروقاحت
میگن یکی ازکاباره دارهای (سابق) مشهورتهران درزمان کودکی ازطرف یکی ازلات های محله مورد تعرض قرارمی گیرد. بعد که این آقا ثروتمند ومشهورمی شود، آن لات ناجوانمرد همچنان گاهی سری به او میزند وحق السکوتی ازاو می گیرد تا رازش را فاش نکند.
تا این که روزی این ثروتمند با عده ای از آدم های گردن کلفت جلسه ای داشته ودرهمان زمان لات مربوطه به دفترش می رود ودرخواست ملاقات می کند. منشی می گوید که رئیس جلسه دارد. لات داش مشتی می فرماید بروبگو فلانی آمده کارفوری دارد. منشی می رود وبازهم پیغام می آورد که به آقا بفرمائید تشریف داشته باشند تا بعد ازجلسه خدمت برسم. لات اصرار می کند وبالاخره رئیس میگوید بفرمائید داخل شوند.
لات داخل اتاق جلسه می شود ورئیس بادیدن او ازجا برمی خیزد ورو به حضارمی گوید: آقایان ایشان (مثلاً) جعفرآقا آب منگل هستند که وقتی من بچه بودم یکبار ترتیب مرا داده اند! بعد رو به داش مشدی میکند ومیگوید: خوب امرتونو بفرمائید!
2- آخرصداقت
میگن درزمان اوج اقتداراتحاد جماهیرشوروی روزی لنین واستالین وبرژنف سوار برقطاری بودند. ناگاه قطار دچار اشکال فنی می شود ووسط بیابان ازحرکت بازمیماند.
لنین می فرماید رفقا مهندسین وتکنیسین ها بیایند ورفع اشکال کنند. رفقا میایند وکاری ازپیش نمی برند. استالین می فرماید راننده لکوموتیو را تیرباران کنند وکمک راننده را به تبعید سیبری محکوم کنند. قطار درست نمی شود.
برژنف می فرماید پنجره هارا ببندند وپرده هارا پائین بکشند، مسافرین فطار به نوبت واگن ها پائین بروند وواگن را تکان دهند تا مسافران داخل، تصورکنند قطارهمچنان درراه است!
به قول مرحوم عمران صلاحی، حالا حکایت ماست!

موسیقی: وطن، شعر از عارف قزوینی، آهنگ واجرا کورش یغمایی

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(6)
غرغرهای دیگران در مورد « جشن هسته ای »

شهربانو وصادق عزیز:
فورمت موسیقی روی
Windows Media Player (WMA)
ظاهراً اینجا مشکلی نداره وبا تقه روی عکس موسیقی پخش میشه. نمیدونم مشکل ازچی میتونه باشه؟ دوستان اهل فن نظری دارند؟
محمد جان:
نه شیرینی هدرنرفته احتمالاً تنهاچیزی که ازجشن نصیب مردم میشه همین شیرینیه!
ماهوی عزیز:
ممنون، هرچی دنبال خرشیطون گشتم گیرنیاوردم این یکی با پالونش خیلی فتوژنیک بود عکسشو گرفتم!
لوبیا جان:
آره عین حکایتمونه!

نق نقو | February 28, 2008 06:24 PM

موسیقی رو نتونستم بشنوم .

شهربانو | February 28, 2008 04:50 PM

قطار رو تکون دادن خیلی باحال بود. واقعا حکایت ماست.

لوبیا | February 28, 2008 03:55 PM

اين خره خيلي قيافه مظلومي داره :)
بعدش هم از اين پيروزيها جشن هاي در پيت مگه كم داشتيم از طرف رياست جمهور مشنگمون؟ مباركمون باشه

ماهو | February 28, 2008 09:35 AM

یعنی تو معتقدی که شیرینی‌هائی که پخش کرده‌ان به هدر رفته است؟

عمو اروند | February 28, 2008 02:31 AM

سلام
آقا این موسیقی تان چطوری صداش در میاد ؟ ما رو وامونده کرد !

اهری | February 27, 2008 09:45 PM












اطلاعات ضبط؟