« ایالات متحده نزول خوران »

March 09, 2008


مرد خوش پوش وخوش خنده ای که برای فروش بیمه عمر آمده بود در لپ تاپش عکس یک خانواده خوش بخت خندان شاد تی تیش مامانی را نشانم داد: یک مرد وزن جوان وخوشگل با دو بچه (یک دختر ویک پسر) ناز ومامانی ازاین ها که خانم های وبلاگ نویس عکسشان را دروبلاگشان می گذارند وقربان صدقه شان می روند.
این جانب را که مای نق نقو باشیم خطاب قرارداد وگفت: این آقا شما هستید واین هم خانواده ی شما! آقا مارا می گویی؟ قند تو دلمان آب شد آن هم ازنوع کله قندش! حالا عیال و آقا زاده هایمان که هیچ، یعنی خودمان اینقدر خوش تیپ وجیگر بودیم وخبر نداشتیم؟!
اما افسوس که این خوشی دولت مستعجل بود، حضرت بیمه فروش نوک تقه ای عنایت فرمود و نق نقوی خوش تیپ ازعکس غیب شد. بعدش، لامروت بدون اینکه یک دورازجانی، خدای نکرده ی خشگ وخالی ای، چیزی بگوید، نه گذاشت ونه برداشت و گفت: حالا شما مرحوم شدید! مراسم کفن و دفن وتشییع جنازه وشلیک 21 تیرتوپ وغیره وذالک برگزاراست، خوب خرجش را کی میدهد؟ اصلاً مراسم تشییع جنازه تان را درچه سطحی می خواهید برگزار کنید؟
من هم کم نیاوردم، با انگشت ساختمان روبرویی را که ازپشت پنجره پیدا بود نشان دادم وگفتم: آن جارا ملاحظه می فرمائید؟ ساختمان چنازه سوزان است، هروقت احساس کردیم وقتش رسیده، با پای خود چند قدمی برمیداریم ودرکوره جنازه سوزی می خوابیم! اما جناب ایشان که درسش را فوت آب بود، فرمود: به این سادگی ها هم نیست. امروز حداقل مخارج کفن ودفن هرفقیر بیچاره ای دراین مملکت از ده هزاردلار کمترنیست.
بعدش هم که دید برق سه فاز از برخی اندام های ما جهیده است، ادامه داد که: شما بیائید ماهی صدو پنجاه دلار ناقابل به ما بسلفید تا بیست سال، درطول این بیست سال که به سلامتی غزل خداحافظی را خواندید ما دویست هزاردلار جیرینگی به عیال شما تقدیم می کنیم. گفتم: خوب آرزو برجوانان عیب نیست، حالا آمدیم ودرطول این بیست سال کذایی نمردیم؟ نگاه چپ جانسوزی نثارفرمودند انگارکه: مگه کلاغی مرتیکه؟ اما مودبانه گفتند دراین صورت باید با مبلغ بالاتری قرارداد را تمدید فرمائید و ....
واما این داستان بدان آوردم که بگویم به جان عزیزیت این مملکت رو نوک انگشت نزول خورها می گردد:
- روزی سه تا نامه دریافت می کنی که آقا چه نشسته ای که ما یک کارت اعتباری با بهره 2.99% را برایت کنارگذاشته ایم.
- روزی حداقل دو تلفن داری که فقط لب ترکن تا پنچ تا چک برایت بفرستیم تا با نقد کردن یکی به تعطیلات بروی، با دومی بدهی مالیاتی ات را بپردازی، با سومی زیرزمین خانه ات را درست کنی، با چهارمی بچه ات را به دانشگاه بفرستی وپنجمی را هم خرج عطینا کنی.
- ماهی دوبار بانکت با تو تماس می گیرد که آقا جان چه نشسته ای که نرخ بهره مورگج (وام خانه ات) سه درصد کم شده است بیا و ری فایننس کن واقساط ماهیانه ات را از 1700 دلار به 1200 دلار برسان.
- آگهی های رادیو وتلویزیون مخت را می خورد که اگر بدهی کارت اعتباری دارید، اگر بدهی مالیاتی دارید، اگر بدهی کوفت وزهرماردارید (مسبوق هستید که ملت آمریکا یکی ازبدهکارترین ملت های دنیاست) بیائید تا ما بدهی هایتان را به نصف تقلیل دهیم وظرف هفت سال از شر آن خلاص شوید!
- درخیابان که راه می روی هرصدقدم یک دکان دونبش می بینی که می توانی چکت را با بهره ناقابل دویست سیصد درصد تنزیل کنی.
- ویا درگوشه وکنارخیابان دکان های سمساری را می بینی که با گروگرفتن ماشینت یا لوازم ارزشمند خانه ات وام با بهره نازل سی چهل درصد به بالا می دهند.
خلاصه اگریک لحظه غفلت کنی چنان با مخ به باتلاق نزول خورها شیرجه می زنی که سرازجایی درمی آوری که عرب نی می اندازد.
حال ازما گفتن بود شما دیگرخوددانید.

موسیقی: گل پامچال، تنظیم واجرای احمد پژمان

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(5)
غرغرهای دیگران در مورد « ایالات متحده نزول خوران »

به به بسیار غرغر دلنشینی بود
معلومه که از دل برآمده
من دورادور ( نه چندان دور) دعا گو میباشم
به بروبکس جان و آلما خانوم سلام بنده را ابلاغ کنید هرچند بار آخری که دوشیزه را دیدم چندسالی بیش نداشتند ولی باید الان رشید شده باشند
شرمندم من شما رو با دوست و همکارتون آقای ک.الف اشتباه گرفته بودم
امید است روزی نق و نوق هایمان تبدیل به , به به و چه چه شود هرچند که محال است و اگر در همین مرحله نق و نوقی بماند هم شکرش باقی

علی ج | March 11, 2008 05:10 PM

نقنقو جانم سلام. برای همکارم هینطور که داشت از جلوم رد میشد گفتم: هیچ میدونی مردم آمریکا از مقروضترین ملت دنیان؟ گفت از کی شنیدی؟ گفتم: نقنقو نوشته! فکر کرد اسم یه سایت خبری فرانسه زبانه! بعد که فهمید کلی خندید. ولی باور نکرد...منم فکر میکنم نزولی که آدم بتونه به موقع بپردازه و به جائیش بر نخوره و وامش در لحظه به کارهای مهمی مثل تحصیل و تعمیر و ...بیاد، زیاد هم وحشتناک نیست... شایدم اصل مطلبو نگرفته ام!
دوستتون دارم ...

مرجان | March 10, 2008 11:47 PM

پس بابا جون ایران خیلی شبیه آمریکاست... ما خبر نداشتیم

alma | March 10, 2008 11:12 PM

آدم اینجا حسرت به دل میماند یک بار یک نامه بگیرد که به حای این اراجیف بپرسند فلانی حالت چطوره؟ فقط میخوان یک جوری دوزار دهشاهی که داری از دستت دربیاورند.

بایرامعلی | March 10, 2008 08:23 PM

اینجا ماهانه مبلغی از دریافتی‌ ما ماهانه برای چال‌کردن یا سوزاندمان کم می‌کنند ولی با این احوال شرکت‌های بیمه هم کار خودشان را می‌کنند. یک مدت یک هم‌شهری یقه‌ی مرا گرفته بود که بیا و خودت را بیمه کن تا اگر مردی با جسدت را بدون هیچ دردسری برای خانواده‌ات به ایران بفرسیتم. گفتم مومن مسجد ندیده ایران زنده‌ی مرا نخواست، جسد مرده‌ام به چه دردش می‌خورد. گذشته از این مگر فکر می‌کنی بچه‌های من دیوانه‌اند که جسد مرا بفرستند ایران در حالی‌که خودشان در این‌جا ساکنند؟

عمو اروند | March 9, 2008 10:59 PM












اطلاعات ضبط؟