موسیقی مرزنمی شناسد، زبان وفرهنگ ودین وآئین را درمی نوردد وبه درون جان انسان سفر می کند.
دراین روزهای آخر تعطیلات نوروزی می خواهم جوان ها ونوجوان های دهه های شصت وهفتاد میلادی رابه گردشی درخیابان های خاطره وکوچه های دلتنگی ببرم.
آن روزها موج موسیقی بود که ازرادیو ایران واز رادیو گرام های تپاز وفیلیپس برصفحه های پلاستیکی 45 دور و33 دور وبر نوارهای کاست درخانه ها ومهمانی ها وپیک نیک ها وماشین ها درهوا جاری می شد وبرلبان جوان ها به زمزمه تبدیل می شد برای شادی وغم وعشق ودلتنگی.
هرکس موسیقی خودرا داشت. از داود مقامی وگلپا وایرج ومهدیان وابی وگوگوش وآن ها که به زبان هایی غیرازفارسی می خواندند. موسیقی زبان را هم درمی نوردد.
با کمی پارتی بازی از رشید بهبودوف، بلبل آذربایجان شروع کنیم، خواننده ای با صدای تِنور واستعداد شگرف که به زبان های زیادی، ازجمله فارسی، ترانه خوانی کرد وبه شهرتی بین المللی دست یافت. تصورمی کنم مادرم هنوز کاست های رشید را درجایی درمیان گنجینه های خانه نگه داشته باشد. دنبال ترانه "هالیلی"، ترانه شاد وشنگول او گشتم ولی نیافتم. اما این "سنه ده قالماز" (برای تو هم نخواهد ماند) نیز اززیبا ترین ترانه ای اوست:
فرهنگ ایرانی ها وهندی ها نکات مشترک بسیاری دارد. ازجمله حزن وغم درترانه ها! فیلم های هندی همیشه درایران گل کرده اند والبته که مرحوم خلد آشیان راج کاپور، غول پیر بالیوود، جایش هنوزآن بالاهاست واین ترانه ی "آواره" پرازخاطرات خوب دوران کودکی:
درقاره اروپا، موسیقی یونان، بازهم شاید به خاطر اندوه نهفته درآن، چای خاصی درایران داشت.
فیلم "زِد" به خاطر سوژه ی انقلابی وچپ آن درایران زمان پهلوی به نمایش درنیامد وموزیک زیبای آن را تنها پس ازانقلاب بود که برکاست هایی که درخانه ها تکثیر می شد ودربساط دست فروش های خیابان مصدق (ولی عصرامروز) به فروش می رسید شنیدم. این موسیقی باشکوه ساخته ی میکیس تئودوراکیس، موسیقیدان نامداریونانیست که موزیک زیبای فیلم زوربا را نیز ساخته است:
سالواتوره آدامو، بلژیکی، اما زاده ی سیسیل (ایتالیا) بیشترین ترانه های خودرا به زبان فرانسه اجرا کرده است. اما به زبان های دیگرجهان نیز ترانه های بسیاری را خوانده است. او که متولد 1943 است وهم اکنون دربلژیک زندگی می کند دراواخردهه ی شصت واوایل دهه ی هفتاد چند سفر به ایران داشت ومحبوبیت زیادی دربین دختران ایران داشت. این یکی ازترانه های بیادماندنی اوست:
اگر آدامو دل دخترهارا می برد، میری متیو (فرانسوی) نیز دل پسرهارا می ربود. او هم چند باردرآن سال ها به ایران سفر کرد. یکی ازترانه های زیبای اورا ببینید وبشنوید:
حالا که درفرانسه هستیم، به غول موسیقی فرانسه، شارل آزناوور هم سر می زنیم. اینجا ترانه ی جاودانی "دیروزکه جوان بودم" (Yesterday when I was yiung) را که کارخوداوست به زبان انگلیسی می خواند:
وقتی درکوچه های خاطره پرسه می زنیم، می شود به دمیس روسوس سرنزنیم؟ اینجا ترانه ی مشهور"دوست من، باد" (My Friend The Wind) را به زبان انگلیسی می خواند:
آمریکایی ها، گرچه خواننده ها وموسیقی دانان بسیارخوبی دارند، اما کمتر مثل اروپایی ها ودیگر ملیت ها مرزهای زبان را می شکنند، گرچه که موسیقی خودزبانی جهانیست. دراین جا نیل دایموند "ترانه ی غمگین" خودرا می خواند:
خانه ی بیتل ها درخیابان های خاطره دونبش است وباغ است وپرازصفا. پل مک کارتنی ترانه ی "دیروز" را می خواند:
وقبل ازخداحافظی این ترانه ی زیبای بابی وینتون "آقای تنها" (Mr. Lonely) را هم بشنوید:
شب به خیر.
از مجموعه ی قافله ی عمر
پ.ن.: چقدراز "یوتیوب" ممنونم که امکان این گشت وگذار درکوچه ی دلتنگی هارا فراهم کرد
دوست عزیز این کوچه ساکنان دیگری هم داشت آلبانو و رومینا پاور با جوانان زیر آفتابشان و یا مارکاریان با استانبولش دیگرانی که از قلم افتاده ها هم علت کهولت سن ماست آنهایی از اینان که رفته اند روحشان شاد و مانده ها عمرشان طولانی و آنهایی هم که کوچه را ویران کردند و ما را دلتنگ خانه شان ویران