« سَفِیه هَری »

April 17, 2008

دراخبارخواندیم که "سفیه هری" آخرین فیلم کارگردان مطرح سینمای ایران وجهان نقی نقلوفسکی دچار تیغ ممیزی شده است وپس از مدت ها کش وقوس نه تنها درگرفتن پروانه نمایش ناکام مانده، بلکه توقیف نیز شده است.
با استاد نقلوفسکی مصاحبه ای دراینمورد داشتبم که آن را ملاحظه می فرمائید:
- آقای نقلوفسکی بفرمائید اصلاً داستان این فیلم چیست؟
- داستان ساده است: یک کارگردان فیلم نوار دچار اسکیزوفرنی یا به اصطلاح پزشکی بای پولار کرکتر می شود. دراوهام خیال می کند ازجانب خدا برگزیده شده تا با استفاده ازهنر سینما خلق را رستگارکند وازمنجلاب نجات دهد. یک نوع آنتا گونی مینیک حاد. یعنی همه را دشمن می پندارد و می خواهد دستشان را رو کند. اما چون دررئالیسم هیچ فنومنی نمی بیند، ترجیح می دهد صورت مسئله را پاک کند یعنی ازدم هرچی سناریو وفیلم وایده وهنراست را فله ای تعطیل اعلام می کند و..
- خوب این اسم سفیه هری ازکجا آمد؟
- ببین این کاراکتر، که هم شهری ما هم هست، اسمش باهارعلی بود که دوستاش "هاری" یا "هری" صداش می کردند. این بود که با گوشه ی چشمی به کاراکتر "درتی هری" که خودش حکم می داد وحکمشو اجرا می کرد، اسمشو گذاشتیم "سَفِیه هَری" که به ترکی یه چیزی مثل "هری خله" می شه.
- فکرمیکنید مشکل اصلی وزارت ارشاد با این فیلم چی باشه؟
- والله راستش من خودم میدونستم ارشاد به این سوژه گیرمیده، اینه که طرح رو شیش ساعت درآورده بودیم که اگه دوسوش هم گیر قیچی سانسورافتاد، یه فیلم دوساعته ازادیت دربیاد. اما دست آخر ارشاد دراومد که منظور شما از سفیه هری به وضوح همون شخص اقای صفار هرندی هست! اینه که پروژه رو بعد ازچهارسال جون کندن به استیل میت کشوندنو شات دانش کردیم.
- شنیده میشه که شما خودتون ازتهیه کننده ی این فیلم به جرم اهانت به طبقه ی زحمتکش کارگردانان فیلم وفیلم نامه نویس ها شکایت کردید، درصورتیکه خودتون همه کاره ی این فیلم هستید؟
- ببین اینم قسمتی ازمتن قضیه است دیگه. میدونی که این پروژه درواقع یه جورفیلم تو فیلم بود. یعنی تو این ژانرنوارمن فکر می کردم که اونارو فیلم کردم، نگو رودست خورده بودم درواقع اونها بودن که منوفیلم کرده بودند! اینه که منم از ابزارخودشون استفاده کردم اینه که تو خود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل!

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(4)
غرغرهای دیگران در مورد « سَفِیه هَری »

لوبیا جان،
این قضیه درادبیات معاصرایران بسیاررایج است. قبل ازانقلاب بهش می گفتیم مثلاً "تف سربالا"، بعد ازانقلاب شد "مظلوم نمایی"، بعد تبدیل شد به "خودزنی" حالا هم مدتیه شده "گل زدن به دروازه خودی" پ، آخرین نمونه اش هم رو به بهترین وجه چند روز پیش رئیس جمهورمحبوب درانتقاد ازدولت جلوه گرفرمودند.
شهربانو جان،
چشم دربازی شرکت می کنم اما درست قاعده اش را نفهمیدم. از شش تا کلمه ای که درسایتت جمله ساخته ای باید استفاده کنم یا هرشش کلمه دلخواه؟

نق نقو | April 18, 2008 07:17 PM

مثل همیشه جالب بود . شرح وظایف وزارت ارشاد همین هست .
اما در نوشتن یک جمله شش کلمه ای درمانده ام و دعوتتان کردم که کاملش کنید .

شهربانو | April 18, 2008 03:56 PM

D:

Pooya | April 18, 2008 08:18 AM

جالب بود. مخصوصاً این تیکه که طرف از خودش شکایت کرده بود خدا بود.

لوبيا | April 17, 2008 11:06 PM












اطلاعات ضبط؟