« نق مرٌه گی های یک ایرانی درغربت – 6»

May 30, 2008

درحال رانندگی دربزرگراه، درهوای مه آلود صبح زود همگام با نوای شاد رادیو ناخودآگاه به حرکات موزون پرداخته بودم که ناگاه نهیبی مرا بخودآورد:
نکن زشته!
فراز پسرچهارده ساله ام بود که کنارم نشسته بود.
نمیدانم چراگفتم : چه زشتی داره؟ قر بهداشتیه!
ویاد دکترغیاث الدین جزایری افتادم که سال ها پیش کتابی نوشته بود که خیلی گل کرده بود. اسم کتاب دکترجزایری "قر بهداشتی" بود. قصیده ای بسیاربلند شامل توصیه هایی درمورد چگونه خوردن، چگونه کارکردن و چگونه اندیشیدن درزندگی روزمره وترجیع بند این قصیده که دربالای هرصفحه (یا پائین آن) تکرار می شد این بیت بود که:
بامدادان تو زبستر برخیز
قربده غمزه بیا عشوه بریز
بعد رویاهای زنجیری روز شروع شد:
صدایی از شهرقصه بود که می خواند:
نون دونه ای یه عباسی پنیرسیری دوعباسی
آدم مفلس رو چومن وامی داره به رقاصی
و موری که به میچ آلبوم میگفت:
چنان سرخوش برقص انگارهیچ کس تورا نمی بیند
وآن ضرب المثل قدیمی که می گفت:
بخند تا دنیا به رویت بخندد
وآن تک مضراب ناساز:
تا به ریشت بخندد
ومرحوم عموجان که با مختصری تکان موزون درشانه هایش می گفت:
قلبدن دییرضربدندی (ازته دل نیست اززورگِل است)
وبازهم صدای فراز بود که چرت موزونم را پاره کرد که:
نکن! دوستانم الان میگن بابات دیوونه ست
پرهم بیراه نمی گویند انگار
جمال قربهداشتی را عشق است!

نق مرٌه گی 1
نق مرٌه گی 2
نق مرٌه گی 3
نق مرٌه گی 4
نق مرٌه گی 5

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(2)
غرغرهای دیگران در مورد « نق مرٌه گی های یک ایرانی درغربت – 6»

اينجا بشکنم يار گله داره، اونجا بشکنم يار گله داره! اين سياه بيچاره چقد حوصله داره

علی | June 1, 2008 05:44 AM

اینجاها وقتی صدای موزیک از اتومبیلها میاد آدم ناخوداگاه متوجه جوانی می شود که پشت رل نشسته و سرش را تکان می دهد .
من هم آی کن نات انگلیش اسپیکینگ . من این جمله را کلاس هفتم یاد گرفتم . اما زبان آلمانی شما که بهتر از من است

شهربانو | June 1, 2008 01:26 AM












اطلاعات ضبط؟