![]() |
|
|
غرغرهای دیگران در مورد « سندرم پسا میان سالی حاد »
کاکو ای گیلاس نیمه پر اگر طبق توضیحی که او زیرو داده باشید بخواهیم ترجمش کنیم همچین به رسم و رسوم جور در نمیاد. تا اونجویی که ما یادمون میاد و میدونیم یه همچی گیلاسی نباید نیمه پر بمونه. گیلاس پر میره بالا و خالی میاد پایین و دوباره پر میشه. او کسی که گیلاس نیمه پر جلوش هست یا ای کاره نیست یا صاحبخونش زیاد اهل مهمون نوازی نیست. شمو کجو رفته بودید که ایجوری باهاتون رفتار کردن؟ نکنه رفته بودید خونه آب و گل. دفعه دیگه تشریف بیارید پیش خودومون تا نشونتون بدم چه جوری باید مهمون داری کرد. علی | May 15, 2008 04:34 PMای نق نقو که بر سر میزان جان! یا گرامی بودنت جای اندازه گیری نیست! خاستم بگم که من مرضی ندارم که بگویم (بقول بعضی ها "فرمایش کنم") متوسط عمر در آنجاها 2 سال است. اتفاقن همون روز و قبل از خاندن این پستت، تیتر یک مطلب تو روزنامه بود. البته از این خبر، هیچ نتیجه گیری ای نمیشه کرد، مگر اینکه! اگه رفتی و دیدی 10 سال یا بیشتر عمر کردی، بدون یا زود تو رو فرستادن اونجا، یا روت زیاد بوده!! شاهین دلنشین | May 15, 2008 05:39 AMنق نقو جان اینجا متوسط سن ساکنان خانهی سالمندان، برخلاف فرمایش شاهین دلنشین، دو سال نیست. آماری ندارم ولی دوستانی که در آنجا کار میکنند، سوای این میگویند بخصوص که معمولن افراد بالای هشتاد سال به آنجا راه مییابند. هزینهی نگهداری سالمندان نیز به عهده ی دولتهای محلی است نه خود افراد. چون وضعیتت حاد بود، یه لینک تخم مرغی هم تو بلاگ نیوز بهت دادم. شاهین دلنشین | May 14, 2008 05:16 AMاوَلن نمیرم برات! که بلعَخره همه مون مردنی هستیم و پامون هم به خانه ی سالمندان وا میشه که طبق امار بعضی کشورهای پیشرفته ی غربی، متوسط عمر در آنجاها! 2 ساله! راست می گین. لوبیا هم که خودش رو مثلا جوون به حساب میاره الان کلی احساس تنهایی می کنه. نه که بگین تخم مرغهاشو تو یه سبد گذاشته بوده ها! نه. آخه یه وقتایی می شه کلاً آدم یه دونه تخم مرغ داره. حالا 20 تا سبد هم که خریده باشه! لوبیا | May 14, 2008 12:39 AM |