درسال های دور فیلمی را برپرده ی سینماهای تهران دیدم به نام "توپ های سان سباستین". انتونی کوئین نقش سردسته ی گروهی ازیاغیان ودزدان را بازی میکرد که سرراهشان کلیسایی را تصرف می کنند ودرآنجا موقتاً اردو می زنند. رئیس یاغیان (آنتونی کوئین) یک کیسه شراب همراهش را (احتمالاً به خاطر درامان نگهداشتن ازناخنک های همپالکی هایش) دردرون مجسمه ی مریم جلوی کلیسا پنهان می کند. وقتی رقیبان به کلیسا حمله می کنند، رئیس آنان تیری می اندارد که ازقضا به سینه ی مجسمه ی مریم می خورد وبه کیسه ی شراب می رسد. شراب قرمزازسینه ی مجسمه سرازیر می شود واهالی محل می بینند که خون ازسینه ی مجسمه ی مریم جاری شد. معجزه!
اینگونه می شود که رئیس دزدان راکشیشی مقدس می پندارند و درمقابلش به زانو می افتند. رئیس دزدان خیالات برش می دارد. جو گیر می شود. مردم ازپدرمقدس قلابی می خواهند که ازآن ها درمقابل یورش وظلم وستم سرخپوستان وحشی حمایت کند وباقی داستان... (1)
معجزه به همین سادگی هم می تواند اتفاق بیفتد.
همین اواخررا که یادتان هست؟ لکه ای روی دیواری در شهرک غرب تهران به قدیسی تشبیه شد وماجرا آفرید؟
به عقاید شخصی آدم ها بی احترامی نمی کنم وکاری ندارم. هرکس آزاد است هرجورکه دلش می خواهد با دنیا، طبیعت وفرای آن ارتباط برقرار کند. اما اگر خرد جمعی و عقل سلیم درپای خرافات قربانی شود، اگر اداره ی یک کشور را به استنادهمین اعتقادات به کف آدم هایی بسپاریم که آخرالزمانی می اندیشند وخودرا قوم برتر می پندارند چه؟ حالا می خواهد این آدم جرج بوش باشد، می خواهد خاخام اعظم، یا مفتی اعظم یا معجزه ی هزاره ی سوم؟ آخربدبختی این جاست که همه ی این ها خودرا قوم برگزیده می پندارند ووارث زمین. آن وقت است که همین بلبشویی که می بینیم می شود. آن وقت است که "ازقضا سرکنگبین صفرا می افزاید".
نمی خواهم "معجزه" را انکارکنم وقصد بی احترامی به افکار شخصی آدم ها ندارم، اما بازهم درامتداد آن چه درداستان توپ های سان سباستین گفتم به چند مورد دیگر اشاره می کنم:
به عکس های زیر، با فرض این که واقعی هستند واز معجزات فتو شاپ (!) بهره مند نشده اند توجه کنید:

این عکس ابرهایی را درآسمان نشان می دهد که "الله" خوانده می شود. آیا این یک معجزه است یا یک تصادف؟

یا این عکس که از یک کندوی عسل گرفته شده وزنبورهای عسل طوری صف آرایی کرده اند که کلمه ی "الله" خوانده می شود. این یکی چطور؟ آیا یک معجزه است؟

و این سومی. یک گوجه فرنگی نیم شده. کلمه ی "الله" وحتی "لا اله الا الله" را می توان درآن دید. این را می توان نشانه ای ازپدیده ای مقدس گرفت؟
اگر این طوراست، درمورد عکس زیر چه می توان گفت؟

خدا به هر آدمیزادی جویی عقل عطا فرموده است که آن را چراغ راه خود قرار دهد. آیا روا نیست ازهمین یک جو عقل (که تفاوت آدم با همه ی موجودات دیگراست) برای نورافشانی به اجتماع خود بهره گیریم؟ آن هم درعصری که بیش از یک ونیم قرن از پادشاهی محمد شاه و وزارت حاج میرزا آقاسی می گذرد؟
پی نوشت ها:
(1) = کلیپی از این فیلم زیبا را "> ببینید. موسیقی این فیلم کار "انیو موریکونه" آهنگساز شهیر ایتالیایی است وعلاوه بر آنتونی کوئین، چارلز برونسون نیز درآن بازی می کرد.
(2) = عکس هارا از گوگل برداشته ام. گرچه تصادفاً مربوط به دین اسلام است، اما دین های جهان شمول دیگر ازقبیل مسیحیت ویهودیت، نه تنها دست کمی از اسلام دراین مورد ندارند بلکه پیش کسوت آن هم محسوب می شوند