« معجزه »

May 16, 2008

درسال های دور فیلمی را برپرده ی سینماهای تهران دیدم به نام "توپ های سان سباستین". انتونی کوئین نقش سردسته ی گروهی ازیاغیان ودزدان را بازی میکرد که سرراهشان کلیسایی را تصرف می کنند ودرآنجا موقتاً اردو می زنند. رئیس یاغیان (آنتونی کوئین) یک کیسه شراب همراهش را (احتمالاً به خاطر درامان نگهداشتن ازناخنک های همپالکی هایش) دردرون مجسمه ی مریم جلوی کلیسا پنهان می کند. وقتی رقیبان به کلیسا حمله می کنند، رئیس آنان تیری می اندارد که ازقضا به سینه ی مجسمه ی مریم می خورد وبه کیسه ی شراب می رسد. شراب قرمزازسینه ی مجسمه سرازیر می شود واهالی محل می بینند که خون ازسینه ی مجسمه ی مریم جاری شد. معجزه!
اینگونه می شود که رئیس دزدان راکشیشی مقدس می پندارند و درمقابلش به زانو می افتند. رئیس دزدان خیالات برش می دارد. جو گیر می شود. مردم ازپدرمقدس قلابی می خواهند که ازآن ها درمقابل یورش وظلم وستم سرخپوستان وحشی حمایت کند وباقی داستان... (1)
معجزه به همین سادگی هم می تواند اتفاق بیفتد.
همین اواخررا که یادتان هست؟ لکه ای روی دیواری در شهرک غرب تهران به قدیسی تشبیه شد وماجرا آفرید؟
به عقاید شخصی آدم ها بی احترامی نمی کنم وکاری ندارم. هرکس آزاد است هرجورکه دلش می خواهد با دنیا، طبیعت وفرای آن ارتباط برقرار کند. اما اگر خرد جمعی و عقل سلیم درپای خرافات قربانی شود، اگر اداره ی یک کشور را به استنادهمین اعتقادات به کف آدم هایی بسپاریم که آخرالزمانی می اندیشند وخودرا قوم برتر می پندارند چه؟ حالا می خواهد این آدم جرج بوش باشد، می خواهد خاخام اعظم، یا مفتی اعظم یا ولی فقیه یا معجزه ی هزاره ی سوم؟ آخربدبختی این جاست که همه ی این ها خودرا قوم برگزیده می پندارند ووارث زمین. آن وقت است که همین بلبشویی که می بینیم می شود. آن وقت است که "ازقضا سرکنگبین صفرا می افزاید".
نمی خواهم "معجزه" را انکارکنم وقصد بی احترامی به افکار شخصی آدم ها ندارم، اما بازهم درامتداد آن چه درداستان توپ های سان سباستین گفتم به چند مورد دیگر اشاره می کنم:
به عکس های زیر، با فرض این که واقعی هستند واز معجزات فتو شاپ (!) بهره مند نشده اند توجه کنید:

این عکس ابرهایی را درآسمان نشان می دهد که "الله" خوانده می شود. آیا این یک معجزه است یا یک تصادف؟

یا این عکس که از یک کندوی عسل گرفته شده وزنبورهای عسل طوری صف آرایی کرده اند که کلمه ی "الله" خوانده می شود. این یکی چطور؟ آیا یک معجزه است؟

و این سومی. یک گوجه فرنگی نیم شده. کلمه ی "الله" وحتی "لا اله الا الله" را می توان درآن دید. این را می توان نشانه ای ازپدیده ای مقدس گرفت؟
اگر این طوراست، درمورد عکس زیر چه می توان گفت؟

خدا به هر آدمیزادی جویی عقل عطا فرموده است که آن را چراغ راه خود قرار دهد. آیا روا نیست ازهمین یک جو عقل (که تفاوت آدم با همه ی موجودات دیگراست) برای نورافشانی به اجتماع خود بهره گیریم؟ آن هم درعصری که بیش از یک ونیم قرن از پادشاهی محمد شاه و وزارت حاج میرزا آقاسی می گذرد؟

پی نوشت ها:
(1) = کلیپی از این فیلم زیبا را "> ببینید. موسیقی این فیلم کار "انیو موریکونه" آهنگساز شهیر ایتالیایی است وعلاوه بر آنتونی کوئین، چارلز برونسون نیز درآن بازی می کرد.
(2) = عکس هارا از گوگل برداشته ام. گرچه تصادفاً مربوط به دین اسلام است، اما دین های جهان شمول دیگر ازقبیل مسیحیت ویهودیت، نه تنها دست کمی از اسلام دراین مورد ندارند بلکه پیش کسوت آن هم محسوب می شوند

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(7)
غرغرهای دیگران در مورد « معجزه »

زنده باد نق نقوی بزرگوار! (پس این چی!) قربانتان کردم، شما معرکه هستید! :))

اجازه میخواهم بابت بنده نوازی و تبریکتان مراتب سپاسگزاری خویش را به جا آورده آرزوی طول عمر و صحت و سلامتی را به حسابتان واریز کنم :)

pazh | May 18, 2008 02:26 PM

درود به نق نقوی عزیز
من یک کمی از مرحله پرت هستم.
اولا موضع خود را روشن کنید و سپس لطفا توصیح دهید این معجزه بی ناموسی در ولایت خاج پرستان یا بلاد شمن پرستان اتفاق افتاده. تا آنجا که حقیر میداند در ولایت اسلامی فقیه عادل چنان .... از پشت یقه کشیده اند که این گونه معجزات از خود خدا هم ساخته نیست.
در ضمن معجزه ای که پارسال در یکی از روستاهای مرکزی ایران اتفاق افتاد و روز عاشورا درخت خون گریست و بدنبال آن امام جمعه آن ولایت از مسئولان دانشگاه خواست تا برای تشخیص نوع خون به روستا بیایند و معلوم شد که معجزه است و گروه خونی آن به هیچ نوع بشری نمیخورد. امروز این درخت زیارتگاه مسلمین و مسلمات است و میدانند بجای شیره گیاه در این درخت خون عبور میکند. اگر عکس آنرا هم لازم دارید برایتان بفرستم.
ما اینیم.
موضع خود را سریعا روشن کنید.

ورجاوند | May 18, 2008 09:09 AM

از این ساده تر هم معجزه اتفاق میافته. این که گفتی خیلی پیچیدگی و اگر و اما پشتشه. مثال روشن و دم دست بزنم برات؟

غضنفر | May 17, 2008 01:56 PM

این ها همان معجزاتی هستند بجای شفا بخشی کور میکنند وقتی در صفحه ایی از قران پشم و پیله پیدا بشود و غافل از اینکه آن تصویر در ماه خسوف و کسوف آینده وطن ما خواهد شد اینجاست که به حماقت انسانها کاکتوسی هم شاخ درآورد جای تعجب نیست.

hossein | May 17, 2008 05:49 AM

ما که صبحمون ایجوری خراب شد. رفتیم تو بلاگ نیوز هم لینک دادیم که صبح بقیه هم خراب بشه.

علی | May 17, 2008 04:14 AM

آقا این کارا چیه میکنی شمو؟ صبح اول صبحی روز تعطیلی ما با خیال راحت و آسایش و ملایمت پا شدیم و پنجره را باز کردیم که نسیم سحری و صدای جیک جیک گنجشکها بیاد تو اتاق و این صبح بهاری را لطیف تر بکنه و بعد تا این چایی دم بکشه اومدیم شستیم پای کامپیوتر و یواش یواش داریم نوشته شما را میخونیم و عکسها را یکی یکی از بالا به پایین تماشا میکنیم و هی پایین تر میریم و بیشتر محو و جاذبه این عجایب الهی میشیم که به دفعه یه چیز به این درازی و گنده گی میاد میخوره تو صورتمون. ... !!!

علی | May 17, 2008 04:04 AM

خیلی باحال بود.

لوبیا | May 16, 2008 11:02 PM












اطلاعات ضبط؟