این قسمت شامل آرشیو نقهای ماهانه است. برای دیدن متن کامل نق بر روی تیتر هر مطلب کلیک کنید.

« ماجرا »
June 29, 2008
صبح یکشنبه چند هفته پیش همراه با فراز برای راه رفتن به کوه ودشت زدیم. پانزده دقیقه ای بیش نرفته بودیم که ناگاه برجا خشگم زد.! یک مارزنگی چاق وچله وسط کوره راه لنگرانداخته بود. تا به حال مار...
« خیرباشه »
June 28, 2008
یکی ازروزهای سرد زمستان بود. نق نقو دردلیجان خسته، به رانندگی مشغول. آفتاب بعدازظهر زمستان ازپشت شیشه می تابید وهمگام با یکنواختی بزرگراه صاف وهمواررخوت دلپذیری را درفضای داخل ماشین پراکنده بود. پلک چشم های نق نقو هی میرفت که...
« کاور بوی »
June 25, 2008
چندی پیش صادق خان اهری دراتفاقات ساده اش عکس خوش تیپش را گذاشته بود و پیشنهاد داده بود که دیگر بلاگرها هم اگر جرات دارند همین کاررا بکنند. راستش به راه ورسم وبلاگی این خودش می شود یک بازی....
« یکی داستان پرآب چشم »
June 23, 2008
به دوروبری های محیط کارم که نگاه می کنم می بینم که زندگی بیشترشان آلوده ی رد پای فاجعه است. بماند که همین آدم ها اگرخانه شان به دلیل عقب افتادن پرداخت قسط وام، دردست حراج به وسیله ی بانک...
« عارف به توان 2 »
June 22, 2008
صدای عارف وترانه های عارف را خیلی دوست دارم زندگی هم زیباست اصلاً خودتان ببینید...
« توطئه »
June 22, 2008
یکی از آن شب های پرستاره ی تهران بود. با بمانعلی روی تخت چوبی درحیاط نشسته بودیم و گپ می زدیم. بوی خاک خیس باغچه و عطر یاس امین الدوله درهوا شناوربود. ظرفی پراز زرد آلو وخیار وآلبالو روی زیلوی...
« WALL.E »
June 21, 2008
مجله ی تایم درشماره ی ماه مارس، گزارش ویژه ای داشت درمورد ده پدیده که جهان را دگرگون خواهد کرد.گزارشی بسیار خواندنی که باید جداگانه به آن پرداخت. اما دراین یادداشت می خواهم به سومین مورد ازآن پدیده ها...
« دستِ بگیرِممتد »
June 18, 2008
بیش از پانزده سال پیش که کتاب "خاطرات دکتر قاسم غنی – ماجرای طلاق فوزیه" رامی خواندم، نکته ای توجهم را جلب کرده بود: خاطرات دکترغنی دراین کتاب مربوط به سال های 1947 و1948 میلادی (1326 و1327 خورشیدی است). او...
« خرافاتی متجدد »
June 17, 2008
راستش تازگیها داره ازاین بمانعلی خوشم میاد یه جورایی. هرکاری می خواد بکنه اولش میره قرآنو دست میگیره ملچ ملچ ماچ میکنه استخاره می کنه. اگه خوب اومد که با انرژی مثبت می ره پی کارش، اما اگه بد...
« بسی رنج بردم دراین سال سی »
June 16, 2008
گرچه اگر زبان زنده وپویا باشد ازاین بادها نمی لرزد که هیچ، بلکه غنی ترهم می شود. اما این کاربزرگمهر حسین پور بسیارزیباست....
« بشکن بزن »
June 14, 2008
استاد شجریان فرموده اند: "همه شنونده‌های ما از نظر درک هنری یکدست نیستند، تعداد کمی هستند که اصلا نمی‌دانند که کجا ‌آمده‌اند؛ فقط شنیده‌اند که مثلا فلان گروه آمده است و می‌آیند تا ببیند که چه خبر است. همین گروه...
« ناتاشا »
June 12, 2008
درآن جا تن فروشان را ناتاشا می نامند. زنانی که قربانی بردگی جنسی هستند ازاین نام متنفرند قاچاق آدم ها برای بهره کشی جنسی یکی ازسودآورترین فعالیت های غیرقانونی دنیاست که اغلب با آدم دزدی یا پیشنهاد کارهایی هم چون...
« نق مرٌه گی های یک ایرانی درغربت – 7»
June 09, 2008
بالای هرپمپ بنزینی یک مار کبری یا زنگی یا عینکی زبانش را درآورده ودندان های نیش اش را نشان میدهد. این قیمت های بنزین را می گویم که هرروزصاحبان پمپ بنزین خستگی ناپذیر چراغ رقم هایش را بالا می...
« فارگیلیسی مقدس »
June 06, 2008
به چه کارایدت زگل طبقی ازنقستان من ببرورقی گل همین 5 روز و 6 باشد این نقستان همیشه خوش باشد چنین حکایت کنند که ملک خوش تیپ خان ناریا با جمعی از انصار که به پنج تن آل کاپشن معروف...
« دایی جان ناپلئون چنین میگوید »
June 04, 2008
چارسال پارسالا: - اتحادیه اروپا: غنی سازی شما صدای مشکوف میده، متوقفش کنید باهم مذاکره کنیم. - ایران: باشه چشم داوطلبانه متوقف می کنیم امتیاز می گیریم - نفت: بشکه ای 35 دلار - آقازاده ها: آآآآه ه ه ه...