« استقلال »

July 04, 2008

فردا چهارم جولای سالروز استقلال آمریکاست. امشب وفردا شب درپهنه ی ایالات متحده رونوشت چهارشنبه سوری خودمان است. ترقه وفشفشه و آتش بازی به وفوربرپاست. صدای انفجار وستاره های رنگی نورافشان درآسمان.
به آتش بازی های با شکوه می نگریستم و فکر می کردم استقلال یعنی چه؟
ظاهراً گربه ی ایران همیشه مستقل بوده است وما هم عادت داریم آن چند صد سالی را که سلوکیان و اعراب یا سلجوقیان وغزنویان براین سرزمین حکومت کردند یک جوری زیرسبیلی نادیده بگیریم.
حالا کی به کیه گیرم که سلوکیان وعرب ها و سلجوقیان وغزنویان هم یک جوری درلاتاری گرین کارت ایران برنده شده وسیتیزن ایران بوده اند وما هم خصلتاً مهمان نواز بوده وبیگانه وخودی برایمان فرق نمی کند وازهمین رو هی به تاریخ دوهزاروپانصد ساله وبلکه به روایتی شش هزارساله ی مستقل خود می بالیم وکوس داشتم داشتنمان گوش فلک را کرکرده است، اما هنوزهم این سوال توی گوشم می پیچد:
استقلال یعنی چه؟
امارات متحده ی عربی مستقل تراست یا کره ی شمالی؟
کانادا مستقل تراست یا لبنان؟
آفریقای جنوبی مستقل تراست یا سودان؟
قطرمستقل تراست یا نیکاراگوئه؟
اصلاً بگذارید یک جوردیگر بپرسم:
یک اماراتی متوسط بهتر زندگی می کند یا یک شهروند متوسط کره ی جنوبی؟
طول عمر متوسط یک کانادایی بیشتراست یا یک لبنانی؟
یک شهروند آفریقای چنوبی بهتر زندگی می کند یا یک شهروند سودانی؟
برخورداری یک شهروند قطر اززندگی بیشتراست یا یک شهروند نیکاراگوئه؟
استقلال را برای چه می خواهیم؟
شاید برای توسری خوردن راه های میان برتری نیز باشد؟
شاید اگر آزادی برخورداری، آسایش، آرامش، رفاه ، بهزیستی، امنیت وازاین قبیل ارزش های مهجور (!) را هدف بگیریم، مجبورشویم "استقلال" را هم دوباره تعریف کنیم.
شاید!
این آتش بازی را بگو که مارا تاکجاها برد!

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(2)
غرغرهای دیگران در مورد « استقلال »

راست می گین شما. چقدر لوبیا از این عبارت "ارزشهای مهجور" خوشش اومد. واقعا ما عامه مردم مگه از این چند صباح زندگیمون چی می خوایم؟

لوبيا | July 6, 2008 05:00 PM

استقلال همان است كه ما نداريم.. ديكتاتور ديكتاتور است فرقي نمي كند خودي باشد يا غير خودي

مهتا | July 4, 2008 01:36 PM












اطلاعات ضبط؟