« رتق وفتق »

July 10, 2008

باد فتقی گرفته ام که مپرس
رنج رتقی کشیده ام که مپرس
زبس که زورم آمده به هرطرف
توی هچلی چپیده ام که مپرس
به زیربار فربه وچاق زندگی
چنان لاغروتکیده ام که مپرس
درچکاچک سیلی به روی سرخ
چنان ترمزی بریده ام که مپرس
عمری زجیب وزکیسه داده ام
جنس بنجلی خریده ام که مپرس
حیف که دیده به خوبرویان بستم
حوریان عنتری بدیده ام که مپرس
حافظا نق نق امشبم را تو ببخش
چنان زعقل خودرمیده ام که مپرس

پ.ن.: با تشکرازکامران عزیز که این انگولک به غزل حافظ را استارت زد

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(4)
غرغرهای دیگران در مورد « رتق وفتق »

آقای نق نقو. خوشم میاد از نکته سنجی تون. اونجا من دقیقا این اسمها رو با منظور انتخاب کرده بودم. فکر کنم شما تنها کسی هستین که فهمیدین. بسکه شنبلیله هه آدم عوضی هست کلاً. اما ریحون حداقل دختر خوبیه. هرچند خیلی بچه است.

لوبيا | July 12, 2008 12:54 PM

این شعر در وصف کی هست حالا؟ :)

هوتن | July 11, 2008 04:48 PM

:)

لوبيا | July 11, 2008 01:22 AM

آقا
شوکای منو ندیدین ؟ اینطرفها نیومده بود؟
شوکا
شوکایم
شوکا
دلبرک ام
اگه خبری ازش گرفتین بی خبرام نذارین
برم دنبالش
میام بعدن سلام میدم

اهری | July 10, 2008 09:15 PM












اطلاعات ضبط؟