« این جا و آن جا - 13 »

August 15, 2008

درخیابانی در تبریز:
- بجه ها من بدجور تشنه ام شده، کی میدونه آب خوردن به ترکی چی میشه؟
- کاری نداره از یه نفر بپرس "ایشملی سو"
- (رو به اولین رهگذر): داداش ایشملی سو؟
- ببخشید آقا من ترکی بلد نیستم.

در کلاس فلسفه:
- بچه ها پارادوکس یعنی جمع ضدین، یعنی جمع دوپدیده غیرممکن. مثل اینکه مثلاً بگیم "کچل مو فرفری". حالا کی میتونه یک مثال دیگه بزنه؟
- آقا ما بگیم؟
- بگو نق نقو!
- آقا "شیخ مفید".

در کلاس فیزیک:
- بچه ها درس امروز درباره انرژی هدررفته است. مثل اینکه با مشت به دیوار بکوبیم. چون دیوار تغییرنمی کنه پس انرژی ما هدررفته. کی میتونه مثال های دیگه بزنه؟
- آقا ما بگیم؟
- بگو نق نقو!
- آقا مث این که یه کتابی رو که از بس هیجان انگیزه موهای سر آدمو سیخ میکنه، برای یه عده کچل بخونی!

پ.ن.: کی میتونه مثال های دیگه بزنه؟


این جا و آن جا 12
این جا وآن جا 11
این جا وآن جا 10
این جا وآن جا 9
این جا وآن جا 8
این جا وآن جا 7
این جا وآن جا 6
این جا وآن جا 4
این جا وآن جا 3
این جا وآن جا 2
این جا و آن جا 1

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(2)
غرغرهای دیگران در مورد « این جا و آن جا - 13 »

دکتر پایدار در حال خمیازه کشیدن کنار بساط منقل آقوی کامگار.
اقوی کامگار به دکتر پایدار: دکتر جون شمو که دهنت بازه صدوی ای مش رمضون هم بزن تا بیاد آب ای سماورو رو عوض کنه.

علی | August 16, 2008 09:33 AM

سلام استاد
آقا ما باید در اینمورد زیاد فک کنیم . مِثِ این میمونه که بپرسین در کوچکترین خیابون تورنتو چن تیر برق هست؟

آقا
اینجا و آنجات حرف نداره به علی !

اهری | August 16, 2008 05:32 AM












اطلاعات ضبط؟