« کند ویواش وآهسته »

August 12, 2008

اتفاقاً یکی ازسی دی هایی را که پسرم هدیه داده بود پیدا کردم وچند روزیست که درحال رانندگی به آن گوش می کنم. پانزده ترانه قدیمی از سال هایی که بچه بودیم وبرخی حتی پیش ازآن، شاید روزگاری که پدرم جوان بود.
به این ترانه ها که گوش می کنم متوجه یک نکته، یک ویژگی بارز آن ها می شوم: مثل این است که صفحه 45 دوررا با تنظیم 33 دور پخش کنی. ریتم همه آن ها به طرز بارزی کند است. حتی وقتی همراه با ترانه می خوانی، از ریتم ترانه جلو می افتی!
البته مفهوم وموضوع اغلب ترانه ها عشق وهجران ودل شکسته وجدایی وبیوفایی یاروازاین حرف هاست، اما وقتی با حال وهوای امروز مقایسه می کنم می بینم که ریتم ترانه های امروز که درهمان حال وهوا هستند بسیار تند تراز آن هاست.
فکر می کردم دلیل این ریتم کند چیست؟
زندگی آن وقت ها به قول این وری ها هکتیک نبود. نه موبایل وای میل بود ونه کنکورد وشین کان سن وتِ ژِوِ. نه پیتزا وهمبرگروساندویچ های سه دقیقه ای بود ونه ازدواج های دو سه ساله.
اتو بوس بود ودوچرخه بود وپای پیاده وحال گسترده. رخوت تابستانی بعدازظهرهای نیمه تاریک درزیز زمین وچرت درمقابل باد پنکه وحصیرهای آویزان وسایه سارهای مو وزمستانی زیر کرسی.
آهنگ زندگی کندتر بود ونبضش آهسته تر می زد وجان میداد برای گستردن وکش دادن لحظه ها ی خوب.
یادش به خیر.
برای این که به عرضم برسید یک نوک تقه ای روی عکس مرحمت فرمائید وبه صدای هویت دار منوچهر سخایی درترانه زیبای نامزدی گوش کنید. خش خش های ترانه را هم فرض کنید به اصالتش اضافه می کند. اگر بازهم ازاین دست ترانه ها دوست داشتید بفرمائید تا ازانبان بیرون بکشم.

پ.ن.: "شین کان سن" و "ت ژِوِ" قطارهای سوپرسریع ژاپن وفرانسه هستند.
پ.ن.1: Hectic

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(6)
غرغرهای دیگران در مورد « کند ویواش وآهسته »

اون موقع ها به گمانم زندگی شادتر بود.

اومدم که با تاخیر از تبریکتون تشکر کنم. ممنونم.

بی تا | August 14, 2008 05:05 PM

در بلاگ نیوز غر شد ، ببخشید ، لینک داده شد .

فرهاد | August 13, 2008 04:04 PM

:)
ولی فکر کنم یک کم از کشداریش هم مال خراب شدنش باشه. ولی فکر نکنم الان یک همچین آهنگی رو اگر به جدیدیا بدی اصلاً حوصله کنن تا آخرش گوش بدنش.

لوبيا | August 13, 2008 12:05 PM

مرسی بمن که چسبید امیدوارم بقیه را هم بنوبت بگذارید که تجدید خاطری از آنروزها که قدرشان را ندانستیم بشود.

حسین | August 13, 2008 07:51 AM

خوشا بحالت که پدرت به موسیقی هم گوش می‌کرد. پدر من از ترس جهنم اخروی، هفتاد و اندی سال در جهنم واقعی زیست.

عمو اروند | August 13, 2008 02:25 AM

کاش یک کم از اون وقتی که اونا داشتن ما هم داشتیم. خاطره هامون ماندگارتر میشد.
آهنگ را هر کاری کردم نخواند. بعدا دوباره امتحانش میکنم

آورا | August 12, 2008 11:59 PM












اطلاعات ضبط؟