با سفر بی بازگشت پل نیومن، این غول جذاب هالیوود، بخش دیگری از خاطره ها ی روزهای نوجوانی من ویران شد وبه ابدیت رفت.
پل نیومن را بسیار دوست داشتم، گویا به غیر از بازی بسیار گیرا درنقش های ضد قهرمان به ویژه درفیلم های بوچ کاسیدی وسان دنس کید(درایران: مردان حادثه جو) و نیش (هردو با رابرت ردفورد) و آن چشمان آبی عمیق درزندگی واقعی نیز مرد بزرگی بود که سود محصولات "خودنیومن" اش را برای کارهای انساندوستانه صرف می کرد. یادم میاید هفت هشت سال پیش همراه با همبازی خوددرفیلم "گربه روی شیروانی داغ"، الیزابت تیلور در مراسم اسکار مهمان بود ووقتی کلیپی از این فیلم پخش می شد او آهی کشید وگفت: "پسر چه تیکه هایی بودیم ها!" (2)
می خواستم درمورد نیومن بیشتر بنویسم ولی دیدم بچه محل های خوب آشپزباشی و امیریه این کاررا قبل از من کرده اند.
مثل این که داریم کم کم پیر می شویم بچه ها!
(1) = Newman's Own
(2) = Oh boy we were looking good!
پ.ن.1: کلیپ یو تیوب یکی از زیبا ترین صحنه های فیلم "بوچ کاسیدی وساندنس کید" است که با اجرای ترانه به یاد ماندنی "قطره های باران برسرم می ریزد" همراه است.
پ.ن.2:قبلاً هم درمورد پل نیومن چیزکی نوشته بودم
پ.ن.3: مصلب بیشتری درمورد پل نیومن را دراین جا بخوانید.
غرغرهای دیگران در مورد « قطره های باران برسرم می ریزد »
شرمنده ها
ولي شايد نه مثل شما
ولي من هم با پول نيومن و فيلمهايش زندگي كرده ام
خواستم ابراز همدردي يا شاااايدم وجودي كرده باشم
.
تابستان داغ طولانيش هم چه خوب بود
پرویز جان من هم احساس پیری میکنم. گربهی روی شیروانی داغ را در سینما همای همدان دیدم. شب تابستانی بود و سینمای تابستانی و بهار جوانی من.
متشکر که مرا به زمانها بردی!