« دزدان دریایی »

October 10, 2008


دیشب برای تماشای مسابقه فوتبال مدرسه پسرم رفته بودم، اسم تیم حریف "پایرتس" بود یا همان دزدان دریایی خودمان. جوانان رعنای پرانرژی وحوش تیپی بودند وهیچ نشانه ای از چشم بند یک چشمی وپای چوبی وقیافه های اجق وجق درآن ها نبود.
امروز صبح هم دراخبارخواندم که دولت جمهوری اسلامی ایران پس از مذاکره با دزدان دریایی سواحل سومالی و(به احتمال قوی) پرداخت رشوه توانسته کشتی ایران دیانت وکارکنان آن را بعد ازدوسه ماه آزاد کند.
پیش خود گفتم حالا که اوضاع اقتصادی دنیا خراب است وکاروبار کساد، بد نیست ماهم به اتفاق گروه خود برویم یک باند دزدان دریایی راه بیاندازیم!
چند خاصیت دارد:
اول این که اگردزدی دریایی کاربدی بود که دولت ام القرای اسلام با آن ها سرمیز مذاکره نمی نشست. می نشست؟ بلکه دک وپوزآن هارا مثل سایر دزدان وجنایتکاران ومستکبران با مشت محکم خونین ومالین می کرد. تازه اگرهم برسرمیز می نشست صرفاً برای ارشاد آن ها بود نه برای پرداخت رشوه. بنابراین نتیجه می گیریم دزدی دریایی کارخوبیست وازباب شرعی هم شاید مستحب هم باشد.
دوم اینکه می رویم یکی دودست لباس مثل کاپیتان جک اسپارو ابتیاع می کنیم وسبیلمان را هم کمی تاقسمتی قیطانی کرده ودستی به ابروها کشیده وپشت چشمی نازک می کنیم. هم معروف می شویم هم خدارا چه دیدید آن خانم زیبارو هم بهمان نخ میدهد. میماند اسممان که گرچه نمی توانیم خودرا دزدان دریایی کارائیب بنامیم، اما هزارجوراسم باکلاس دیگرهم هست مثلاً یکیش: دزدان دریایی بندربی لنگه یا دلاوران تنگه عدالت!
سوم این که خوب که به سکنات این دزدان دریایی سومالی نگاه می کنیم می بینیم از نظراخلاقی هم کارشان چندان بد نیست. به لشگر گردن کلفت ها و رئیس دزدها وقلدران شبیخون می زنند وحقشان را می گیرند. اغلب این کشتی های رهگیری شده هم درحال حمل اجناس قاچاق واسلحه ومَوات پَوات بوده اند گویا!
چهارم این که کمی که به اوضاع واحوال دنیا می نگریم می بینیم دنیا شده سرگردنه وهرگوشه اش دزدانی دردریا وحشگی وهوا مشغول چپاول اند، پس ازقافله عقب نباید ماند.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(3)
غرغرهای دیگران در مورد « دزدان دریایی »

بچه محل اگر سر میز باهم نشسته اند بخاطر نز دیکی این دو میباشد که آنها دزدان بحری اند و اینها دزدان بری.

حسین | October 12, 2008 03:01 AM

از کاپيتان ميداف بپرسيد حتماً پايه است! من هم که پشتم قوزی شده و ميلنگم و خوب به کار شما ميام، يه جاشويی ملوانی چيزی ميشم ديگه!

پانته‌آ | October 11, 2008 10:25 PM

اشکم در اومد انقدر خندیدم
لشگر گردن کلفت ها و رئیس دزدها خیلی خوب بود.

n!MA | October 10, 2008 09:06 PM












اطلاعات ضبط؟