|
این قسمت شامل آرشیو نقهای ماهانه است. برای دیدن متن کامل نق بر روی تیتر هر مطلب کلیک کنید.
|
« وچنین فرموده اند »
|
November 29, 2008
"دیگر چیزی به نام رویای آمریکایی، حداقل درحال حاضر، وجود ندارد" ویکتورکلارک، رئیس سازمان حقوق بشر مستقر درتیهوانا که برای دفاع ازحقوق مهاجران غیر قانونی کار می کند درمورد افت 42 درصدی مهاجران مکزیکی به آمریکا درطول دوسال گذشته...
|
|
« نامه سرگشاده »
|
November 27, 2008
خواهر ارجمند سرکارعلیه شیرین گوشت ریاست محترم جمعیت بوقلمونان آمریکای شمالی: بدینوسیله مراتب همدردی وتسلیت خود وسایراعضای انجمن گوسپندان و بزان را به مناسبت فرارسیدن مصیبت عظمای به اصطلاح تنکز گیوینگ یا عید شکرگزاری اعلام نموده مایلم عصاره و...
|
|
« یک روایت وچهارده قرائت »
|
November 25, 2008
روایت: دوسِت دارم رو تو به من کی میگی، کی میگی؟ گمون کنم وقت گل نی میگی! قرائت فرهنگ انتظار: چه انتظارعظیمی نشسته دردل ما، همیشه منتظریم وکسی نمی آید (1) قرائت عامیانه: بزک نمیرباهارمیاد کمبوزه با خیارمیاد قرائت ادبی:...
|
|
« آیه های دیجیتال »
|
November 23, 2008
استلم و ادفعو و لا تسرفو بدهید وبستانید لاکن اسراف نکنید شان نزول: این آیه معمولاً زینت بخش دیوارادارات دولتی است والعصر ان البلاجرولینج لفی خسر سوگند به زمان که بلاگرولینگ درمعرض خسران است شان نزول: خرابی های پی درپی...
|
|
« آمار درخشان »
|
November 22, 2008
'از هر 8 ایرانی یک نفر پرونده قضایی دارد' حالا فرض کن نصف جمعیت ایران هم یا بچه سال هستند ویا پیرزن وپیرمرد ازکارافتاده واصولاً توانایی فیزیکی وفکری ارتکاب جرم را ندارند. با این حساب می شود گفت از هر...
|
|
« شهید بلاگرولینگ »
|
November 21, 2008
بالاخره مجبورشدم از کوچه ی شهید زنده یاد بلاگ چرخان اسباب کشی کنم به کوی گوگل خوان که اکثر اهالی بلاگستان درگیرودارهمین روند هستند. البت که سواد این نق نقو قد نمی داد ودست به دامن جونیورشد. خدا روح شهید...
|
|
« شمارگان »
|
November 17, 2008
ازقضای ربانی شمارگان (تیراژ) نشریه وزین نق نقو در تاریخ دوشنبه 27 آبان (دیروز) که بدلیل انتقاد از خالی بندی به صورت خالی وسفید منتشر شده بود و فقط یک زیر نویس داشت، درتاریخ این نشریه بالاترین رکورد را به...
|
|
« خالی بندی »
|
November 16, 2008
زیر نویس: صفحه بند نشریه وزین و شهیر نق نقوبنا به دستور سردبیر امروز می خواست به کنایه ازخالی بندی ودرانتقاد ازآن این صفحه را خالی ببندداما ازنظرتکنیکی امکان آن نبود و این زیرنویس به آن سبب آمد....
|
|
« فرمایشات »
|
November 15, 2008
اندیشمندی گمنام فرمود: کم زرزن وگزیده زرزن چون نق نقوی...
|
|
« گدایی کن تا محتاج خلق نباشی »
|
November 14, 2008
دست نیاز که پیش کسان می کنی دراز پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش یک جور نتیجه گیری پست مدرن از این بیت حضرت صائب تبریزی هم این است که اگر از آبرویت بگذری بی نیاز می...
|
|
« شیخ ودلبر »
|
November 10, 2008
شیخی هوسباز دلبری فتان بدید و بلندش همی نمود. اشتیاق وافر و ضیق وقت و سایر قضایا که افتد ودانی بر وی غالب آمد. اتوبوسی درکنارخیابان پارک نموده وشب خلوت و وقت خوش. پس صیغه محرمیتی جاری همی نمود از...
|
|
« بیک وپیکان»
|
November 09, 2008
درسال های دبستانی باید مشق ها ودیکته هایمان را با مداد می نوشتیم. مداد هایمان هم یا سوسمارنشان (استد تلر) بود ویا شتر نشان (فابرکاستل) ویا ازهمین مداد های چینی که ته شان هم یک پاک کن جاسازی شده...
|
|
« نیازمندیهای عمومی حوزوی »
|
November 08, 2008
وقتی دردفتر شیخ نق نق الواعظین منتظر دیدار ایشان بودم نسخه ای از هفته نامه "اخبارالحوزه" را ورق می زدم که چند نمونه از آگهی های صفحه نیازمندی های آن به شرح زیر توجهم را جلب کرد: صیغه نامه سفید...
|
|
« قارقارصلح »
|
November 06, 2008
کلاغی سپید برگ زیتونی به منقار گرفته برکنگره قصرسلطانی نشسته وفریاد همی کرد صلح صلح. سگ دربار براو نظرکرد وگفت: یاوه مگو ای کلاغ نادان آلبینو! زیتون ازمنقاربیندازوخفقان بگیر! کلاغ گفت: من که پرهایم سپیداست ازچه رو میگویی که...
|
|
« جو غاز چران »
|
November 04, 2008
اعلامیه اینجانب جو غازچران (جو لوله کش سابق) ضمن اعلام برائت از اقای سناتورمک کین وتکذیب دریافت هرگونه پول چایی ازاعوان وانصارایشان بدینوسیله ازهواداری سناتورنامبرده اعلان ندامت نموده وضمن ابراز احساس خوش خوشان زیرپوستی از شهرت کاذب حاصله از عیسی...
|
|
« کیهانی دردرون »
|
November 03, 2008
رفتن مهدی جامی از رادیو زمانه شکر خدا کم سوژه گی بلاگستان را تا حداشباع جبران کرده است. این روزها گشتی که دربلاگستان بزنی می بینی یک عده پشت مهدی جامی علم برداشته اند شده اند حیدری، یک عده...
|
|
« منطق متین »
|
November 01, 2008
عباس سال ها در مادرید اسپانیا راننده تاکسی بود. اخیراً که سفری به لندن داشتم درمیدان پیکادلی یک تاکسی گرفتم که تصادفاً دیدم راننده اش همان عباس خودمان است. گفتم: عباس چی شد مادریدو ول کردی اومدی لندن؟ گفت:به خاطر...
|
|