« شهید بلاگرولینگ »

November 21, 2008

بالاخره مجبورشدم از کوچه ی شهید زنده یاد بلاگ چرخان اسباب کشی کنم به کوی گوگل خوان که اکثر اهالی بلاگستان درگیرودارهمین روند هستند. البت که سواد این نق نقو قد نمی داد ودست به دامن جونیورشد. خدا روح شهید ناکام بلاگ چرخان را قرین رحمت فرماید که روزگاری خوش به درد بلاگر ها می رسید چون حاکمی که تازه رسد درولایتی.
البته دستی هم به سروگوش آدرس این بچه محل ها کشیدم. عده ای که خانه شان متروکه شده تارعنکبوت گرفته بود ناگزیر رفتنی شدند. زنده یادشان! هرگاه که برگشتند این ستون بغل را با دل خوش به نام مبارک و آدرسشان مزین خواهم کرد. برخی هم بادآورده بودند و باد بردشان! و بالخره چندتایی از بچه محل ها ازجمله اعلیحضرت حاج آقا و ملاحسنی و غربتستان و آبچینوس و مژگان بانو و پورج خان و محی و اسد و گیله دختر و رویاهای گمشده و مخمل بانو و شهرقصه وراوی وبروبکس را با این که آدرسشان را به این ستون بغلی کوبیده بودیم اما نمیدانم به چه دلیل مثل ماهی لیز خورده ودررفته اند! حالا باید ببینم چه کار می شود کرد؟ ( شاید هم به دلیل این که به روز نشده اند اسمشان دیده نمی شود، چون اسم بایرامعلی بود ولی بعداً غیب شد) به قول آن مثل قدیمی همسایه ها یاری کنید تا من بلاگ داری کنم.
چند تایی هم هستند که مدتیست می خواهم اضافه کنم و حالا وقتش رسیده. اگرهم کسی آدرس این نق نقو را درپیوند هایش گذاشته خبرم کند تا اسم اورا هم اضافه کنم.
البته لازم به گفتن نیست که من اسم بچه محل هارا نه به تلافی بلکه همین جور عشقی گذاشته ام و شاهد آن که خیلی از بچه محل هایی که اسمشان این بغل هست نام نق نقورا در لیست پیوند هایشان ندارند که البت اگرداشتند فبهالمراد والعافیه!
خلاصه که این دکان دردست تعمیراست نابسامانیش را فعلاً زیرسبیلی یا زیرکاکلی رد کنید تا ببینیم چه شود!
عزت زیاد.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(4)
غرغرهای دیگران در مورد « شهید بلاگرولینگ »

همانا از کار و زندگی ساقط شد هر آنکس که به گوگل ریدر پیوست. بعداً نگین نگفتی. ولی خوب انگاری کارش از بلاگ چرخون قابل اعتمادتره. خلاصه که به جمع گودری ها خوش آمدین [از اون صورتک شیطانی ها که بنفشند و شاخ دارند و احتمالا دم هم دارند ولی ما نمی بینیم]

لوبیا | November 22, 2008 07:47 PM

خسته نباشید از این همه کار و فعالیت . ما تازه می خواستیم لینکها رو به بلاگرولینگ بسپاریم که زد و به رحمت الهی پیوست

شهربانو | November 22, 2008 01:58 PM

نق نقو جان خانه ی نو مبارک.
حقیقتش از یکی دو سال پیش یعنی همان موقع که این سطل زباله غنی سازی را گذاشتی آن بالا و تازه داشتیم با هم رفیق میشیدم من ناچار شدم از شر بلایای زمینی و سماوی وبلاگم را تعطیل کنم و حالا مدتی است که با رخت نو شناسنامه ی نو و البته کم و بیش همان شخصیت وارد گود شده ام.
ما که پیچک یاس شما را به درخت بی بار باغچه ی خانه پیوند زدیم.
چشم شیطون کور، این قالب خیلی خوش ترکیب و خوش آب و رنگه. دل ما رو که آب کرد.

ماهگون | November 22, 2008 11:13 AM

والله دروغ چرا؟ آه آه آه!
ما که لیستی ندیدیم. درست که پیر شده‌ایم ولی چشم‌هایمان به عینک ترمینال مجهز است.

عمو اروند | November 22, 2008 08:40 AM












اطلاعات ضبط؟