البته هرآدم نق نقوی شل بی کتابی هم حق دارد هرچه دل تنگش می خواهد بگوید تا چه رسد به استاد بزرگ ومحترمی چون آیدین آغداشلو که از جواهرات هنرایران هستند. اما مصاحبه ی ایشان را که خواندم دیدم خیلی نظراتشان جالب است. این که برمبنای همان مصاحبه وفقط با افزودن یکی دوقاشق پیازداغ نعنا داغ مصاحبه ی خیالی زیر را بین خبرنگارنق نقو واستاد ترتیب دادیم:
خ.ن.ن. سلام استاد
- البته من از این لقب استاد دل خوشی ندارم. خیلی لی لی به لالای آدم می گذارد اما خوب ما دیگردرهفتاد سالگی این افتخار برایمان کم است ما می خواهیم شلنگ تخته بیاندازیم.
خ.ن.ن. استاد ازخاطراتتان برایمان بگوئید
- من به خاطره علاقه ندارم وبه زیبایی علاقه دارم. خاطره از مزخرف ترین چیزهاست.
خ.ن.ن. ازشلنگ تخته هایتان بفرمائید
- من هرکاری که دلم بخواهد می کنم. نزدیک به 50 سال است که نقاشی می کشم. سالی پنجاه شصت تا. بیش از 4000 تا نقاشی کشیده ام.
خ.ن.ن. استاد حالا سالی 60 تارا هم که بگیریم ضربدر پنجاه سال می شود حداکثر سه هزارتا نه 4000 هزارتا؟
- حالا توفیربین سه هزارو چهارهزار را به رخ من می کشی؟. این حرف ها ناشی از بیسوادی شما جوان هاست.
خ.ن.ن. نطرتان درمورد مقاله نویسی چیست؟
- مقاله هم زیاد نوشته ام. از اسکندر کبیر بگیر تا مصائب عیسی مسیح تا فیلم های سینمایی. مقاله هایی که سی سال پیش نوشته ام خیلی جسورانه تر هستند ومقاله های که اخیراً نوشته ام خیلی معقول تر. هردو ماشالله یکی از یکی بهتر.
خ.ن.ن. درباره سینمایی نویس ها؟
- همه شان را می خوانم. خیلی زنده هستند. آن ها که قدیم می نوشتند همگی انشا بود. مثل دوست نازنین و بسیار عزیز ومحترم من مسعود بهنود که هرچه می نویسد قشنگ ولی مزخرف است. چون بی سواد است و نوشته هایش سرشار از غلط است دریک سطر پنجاه غلط دارد.
خ.ن.ن. درمورد امروزی ها چطور؟
- همین ها که گفتم زنده می نویسند، درمورد فیلم که می نویسند همه اش آبدوغ خیاریست چون درمملکت ما که کسی فیلم خوب نمی سازد. طرف فيلم بد ساخته، مماشات معنا ندارد. بايد فيلمش را پاره پاره کنند. شوخي ندارد. هر شب يك فيلم مي بينم؛ البته به سختي. چون ديگر در دنيا فيلم خوب نميسازند. معمولا موقع تماشاي فيلم، بيست دقيقه به سازندهاش فرصت ميدهم و اگر ديدم همچنان به حماقت خودش ادامه ميدهد، خاموش ميكنم.
خ.ن.ن. درمورد روشنفکران؟
- روشنفکران ما به زبان يعجوج و معجوج صحبت ميکنند. اغلب سواد اندکي دارند.
خ.ن.ن. درمورد مسعود کیمیایی؟
- دوست ساليان دراز من است. يکي از دوستداشتنيترين و شيرينترين آدمهاييست که در زندگي ديدهام. محضرش فوقالعاده است. هوش فوقالعادهاي دارد. او هم مثل من به يمن هوشاش زنده مانده. حضورش براي من مغتنم است؛ روشنفکر نيست. مسعود کيميايي دوست عزيز من است. موجود بسيار نازنينيست. اما سواد چنداني ندارد.مهرجویی وکیارستمی هم همینطور.
خ.ن.ن. روح هنرمند لطیف تراست؟
- نه لزوماً. مثلاً این آقای مدنی، بقال سرکوچه ی ما، روحش ازخیلی ازهنرمندان صاحب نام ما لطیف تر وحساس تراست. به من جنس نسیه هم میدهد..
خ.ن.ن. درمورد آخرین نقاشیتان؟
- خیلی خوب است ماشاللا، یعنی آدم درهفتاد سالگی یک همچی شاهکاری خلق کند خیلی حرف است. قاعدتاً باید بین چهل تا پنجاه سالگی همچی شاهکاری می کشیدم ولی ایولله که الان کشیدم. این را به عنوان یک منتقد نقاشی عرض می کنم ها. به خودم هم خیلی علاقه دارم. صبح ها اغلب یک کارت تشکری برای خودم پست می کنم.
خ.ن.ن. استاد می گم ماشاللا شما جوری رفتار می کنید که ماهمه داریم راه میریم اما شما تشریف میارید ها؟
- به به! همین است که می گویم شما جوان ها زنده ومزخرف می نویسید ومی گوئید دیگر.