رادیو نق نقو اولین برنامه مشاعره وبلاگی را با شرکت چند تن از دوستان وبچه محل ها تقدیم می کند. لازم به توضیح است که شرکت کنندگان دراین برنامه آزادند هرجه دل تنگشان می خواهد اعم از شعر نو وکهنه ونیمدار بخوانند.
محفل بسیار باصفایی درحضورعده ای ازصاحبدلان بلاگی داریم. ابتدا از آقای افراسیابی متخلص به ع.اروند که بزرگ بلاگرها هستند آغاز می کنیم. عمو جان "ف" بده:
فلاش بک می کنم با یاد خوبی
چوانی پس کجایی؟ هستی؟ تو خوبی؟
زاروند تا به نیل، فاس ومراکش
به دنبال دلی هرجا که رفتم
ندیدم من دلی جز قلب چوبی
به به، به به عالی بود.
خوب حالا ببینیم حسین آقای امیریه که قلبش را کوچه کودکیش دزدیده است (یه همچین چیزایی) چه می کند. حسین جان لطفاً "ی" بده:
یادت میاد صفای مهدی موش؟
چارسو چوبی و سنگککیِ توش؟
باصدای جبلی ومقامی وگوگوش
میزدیم دوسیخ جیگریه پپسی روش؟
بسیارعالی بود.
حالا می رویم سراغ سرکار خانم رها متخلص به رادیو سیتی. رها جان "دال" بده:
دربر خرچنگ عاشق شِق شِق شِق
آن شب آبی پررنگ رنگ رنگ
شمر و خولی، این وقاص قاص قاص قاص
با پیامک، چشمک و یخمک به گردش دش دش دش
منظری وه چه غم انگیز گیز گیز گیز گی...
گیزگیزمان شد خیلی پراحساس بود. احسنت.
خوب جناب موسیو آشپزباشی (متخلص به آب) شما "سین" بفرمائید:
سرودم مصرعی، حرفی دو اوقو
دوبیتی یکصدو بیست ودو اوقو
مادام گفتم که بی مایه فطیق است!
سخن شیرین چوخواهی، نرخ هر تقه دو اوقو
احسنت، احسنت، ارزان حساب می فرمائید موسیو جان بیشتر می ارزد.
خوب این آلما خانم تا جرزنی نکرده ببینیم چه دارد. آلما جان "الف" بده:
ای که از دم پر آلما خانوم می گذری
باش تا سوژه شوی توی آن وبلاگش
چه بخندی وبنالی، چه ساکت باشی
نکته ای می گیرد وتابلو کند درقابش
به به درست و حق است.
اما تا چرت جناب ملا حسنی کانادایی راپاره کرده باشیم، ببینیم چه می فرمایند. آملا شما هم "دال" بده:
درخانه ی آخوندا عروسیست به مولا
به به باریکلا
هم خواهر وهم مادر امت شده دولا
به به باریکلا
پس بوس وکناری که شود قسمت ما کو؟
سهم کانادا کو؟
ملاجان خوش گفتی بَ بَ به به
خوب سرکار خانم شهربانو متخلص به "گایا قیزی" جنابعالی "شین" بفرمائید:
شاعیر دَییسن دابان سوران سان
چوخ چوخ دانیشیب آدام یورانسان!
به به به به البته منظور شهربانو دراین بیت گوشه کنایه ای به نق نقوست.
حال می رویم سراغ جناب آب و گل، آب وگل جان شما "ف" بده:
فیلم می بینه میذاره توی بلاگ این آب وگل
عکس می گیره خوب وخوشگل آب وگل
تو بلاگ آباد میشه ول این آب وگل
میگه ازاون تکه های اهل دل این آب وگل
چه خوش گفتی به به.
خوب پورج خان متخلص به "لانگ شات" هم درخدمتشان هستیم. پورج خان لطفاً "الف" بده:
از سرشب که عطر رازقی
ازنیمتاج پشت ارسی آقاجانتان وزیده
نمیدانیم این لرز سگ مصب
مال دل بی صاحبمان است
یا آن دوقاچ خربزه ای که دم غروب روی بهارخواب دندان زدیم
به به بمیرم برای لرزش دلت.
واما سرکار خانم کتی متخلص به سایه، شما "آی با کلا" بده:
آبجی کوچیکه و دسپرت هوس واایوز
ورزش و بار وکیوبیکل دوست خونسردم
گرچه با این خوشی ها
ازخودم رسته ام ودرسواحل باهاما حال می کنم
اما هنوزهم مال آن خاکم
درد دارد
عالی بود وعمیق سرکار سایه خانم.
واما بایرامعلی خان هم تقدیم می کند. بایرام جان "ه" بده:
هرکسی دامبول دارام دیم می کند
موسیقی فرداعلا تنظیم می کند
معنی وتفسیر آن را سبک طنز
"بایرام علی خان تقدیم می کند"
به به چه خوش گفت بایرام پاکزاد الی آخر...
و بالاخره جناب صادق خان اهری شما برای حسن اختتام هم که شده "دال" بفرمائید:
درپی عشق ومرامم، به علی
ام اس و درمان آن را فوت آبم، به علی
ازاهر تا ارسباران گشته ای
گرزنی یک سر بلاگم، به علی
به به مرامت پاینده جوون!
خوب دوستان عزیز به علت اینکه استودیوی رادیو نق نقو دست کمی از خانه آن پیرزن ندارد و اندازه ی قوطی کبریت است و به علت کمبود جا دوستان و صاحبدلان بسیاری را از بلاگ آباد نتوانستیم درخدمتشان باشیم، برنامه امشب را به پایان می بریم. درصورتیکه با این برنامه حال کردید بفرمائید تا ازتهیه کننده بخواهیم با دعوت دوستان دیگر برنامه های بعدی را تقدیم کنیم.
پیوسته دلتان شاد ولبتان خندان باد.
پ.ن.: بدیهی است که دوستان شرکت کننده دراین برنامه روحشان هم از اشعاری که گفته اند خبردارنیست (!) و این اشعار را نق نقو با رفتن درجلد آنان و با اقتباس از شخصیت وبلاگی آنان سروده ومسئولیت آن به عهده راوی می باشد. اما اگر دوستان بخواهند می توان یک مشاعره ی وبلاگی واقعی راه انداخت. خودش یک بازی بسیار جالب خواهد شد ها! از ما گفتن بود.