« مشاعره ی امشب ما »

January 08, 2009

رادیو نق نقو اولین برنامه مشاعره وبلاگی را با شرکت چند تن از دوستان وبچه محل ها تقدیم می کند. لازم به توضیح است که شرکت کنندگان دراین برنامه آزادند هرجه دل تنگشان می خواهد اعم از شعر نو وکهنه ونیمدار بخوانند.
محفل بسیار باصفایی درحضورعده ای ازصاحبدلان بلاگی داریم. ابتدا از آقای افراسیابی متخلص به ع.اروند که بزرگ بلاگرها هستند آغاز می کنیم. عمو جان "ف" بده:

فلاش بک می کنم با یاد خوبی
چوانی پس کجایی؟ هستی؟ تو خوبی؟
زاروند تا به نیل، فاس ومراکش
به دنبال دلی هرجا که رفتم
ندیدم من دلی جز قلب چوبی

به به، به به عالی بود.
خوب حالا ببینیم حسین آقای امیریه که قلبش را کوچه کودکیش دزدیده است (یه همچین چیزایی) چه می کند. حسین جان لطفاً "ی" بده:

یادت میاد صفای مهدی موش؟
چارسو چوبی و سنگککیِ توش؟
باصدای جبلی ومقامی وگوگوش
میزدیم دوسیخ جیگریه پپسی روش؟

بسیارعالی بود.
حالا می رویم سراغ سرکار خانم رها متخلص به رادیو سیتی. رها جان "دال" بده:

دربر خرچنگ عاشق شِق شِق شِق
آن شب آبی پررنگ رنگ رنگ
شمر و خولی، این وقاص قاص قاص قاص
با پیامک، چشمک و یخمک به گردش دش دش دش
منظری وه چه غم انگیز گیز گیز گیز گی...

گیزگیزمان شد خیلی پراحساس بود. احسنت.
خوب جناب موسیو آشپزباشی (متخلص به آب) شما "سین" بفرمائید:

سرودم مصرعی، حرفی دو اوقو
دوبیتی یکصدو بیست ودو اوقو
مادام گفتم که بی مایه فطیق است!
سخن شیرین چوخواهی، نرخ هر تقه دو اوقو

احسنت، احسنت، ارزان حساب می فرمائید موسیو جان بیشتر می ارزد.
خوب این آلما خانم تا جرزنی نکرده ببینیم چه دارد. آلما جان "الف" بده:

ای که از دم پر آلما خانوم می گذری
باش تا سوژه شوی توی آن وبلاگش
چه بخندی وبنالی، چه ساکت باشی
نکته ای می گیرد وتابلو کند درقابش
به به درست و حق است.

اما تا چرت جناب ملا حسنی کانادایی راپاره کرده باشیم، ببینیم چه می فرمایند. آملا شما هم "دال" بده:

درخانه ی آخوندا عروسیست به مولا
به به باریکلا
هم خواهر وهم مادر امت شده دولا
به به باریکلا
پس بوس وکناری که شود قسمت ما کو؟
سهم کانادا کو؟

ملاجان خوش گفتی بَ بَ به به
خوب سرکار خانم شهربانو متخلص به "گایا قیزی" جنابعالی "شین" بفرمائید:

شاعیر دَییسن دابان سوران سان
چوخ چوخ دانیشیب آدام یورانسان!

به به به به البته منظور شهربانو دراین بیت گوشه کنایه ای به نق نقوست.
حال می رویم سراغ جناب آب و گل، آب وگل جان شما "ف" بده:

فیلم می بینه میذاره توی بلاگ این آب وگل
عکس می گیره خوب وخوشگل آب وگل
تو بلاگ آباد میشه ول این آب وگل
میگه ازاون تکه های اهل دل این آب وگل

چه خوش گفتی به به.
خوب پورج خان متخلص به "لانگ شات" هم درخدمتشان هستیم. پورج خان لطفاً "الف" بده:

از سرشب که عطر رازقی
ازنیمتاج پشت ارسی آقاجانتان وزیده
نمیدانیم این لرز سگ مصب
مال دل بی صاحبمان است
یا آن دوقاچ خربزه ای که دم غروب روی بهارخواب دندان زدیم

به به بمیرم برای لرزش دلت.
واما سرکار خانم کتی متخلص به سایه، شما "آی با کلا" بده:

آبجی کوچیکه و دسپرت هوس واایوز
ورزش و بار وکیوبیکل دوست خونسردم
گرچه با این خوشی ها
ازخودم رسته ام ودرسواحل باهاما حال می کنم
اما هنوزهم مال آن خاکم
درد دارد

عالی بود وعمیق سرکار سایه خانم.
واما بایرامعلی خان هم تقدیم می کند. بایرام جان "ه" بده:

هرکسی دامبول دارام دیم می کند
موسیقی فرداعلا تنظیم می کند
معنی وتفسیر آن را سبک طنز
"بایرام علی خان تقدیم می کند"

به به چه خوش گفت بایرام پاکزاد الی آخر...
و بالاخره جناب صادق خان اهری شما برای حسن اختتام هم که شده "دال" بفرمائید:

درپی عشق ومرامم، به علی
ام اس و درمان آن را فوت آبم، به علی
ازاهر تا ارسباران گشته ای
گرزنی یک سر بلاگم، به علی

به به مرامت پاینده جوون!
خوب دوستان عزیز به علت اینکه استودیوی رادیو نق نقو دست کمی از خانه آن پیرزن ندارد و اندازه ی قوطی کبریت است و به علت کمبود جا دوستان و صاحبدلان بسیاری را از بلاگ آباد نتوانستیم درخدمتشان باشیم، برنامه امشب را به پایان می بریم. درصورتیکه با این برنامه حال کردید بفرمائید تا ازتهیه کننده بخواهیم با دعوت دوستان دیگر برنامه های بعدی را تقدیم کنیم.
پیوسته دلتان شاد ولبتان خندان باد.

پ.ن.: بدیهی است که دوستان شرکت کننده دراین برنامه روحشان هم از اشعاری که گفته اند خبردارنیست (!) و این اشعار را نق نقو با رفتن درجلد آنان و با اقتباس از شخصیت وبلاگی آنان سروده ومسئولیت آن به عهده راوی می باشد. اما اگر دوستان بخواهند می توان یک مشاعره ی وبلاگی واقعی راه انداخت. خودش یک بازی بسیار جالب خواهد شد ها! از ما گفتن بود.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(12)
غرغرهای دیگران در مورد « مشاعره ی امشب ما »

سلام به نق نقوی عزیزتر از جان
دستتون درد نکنه... واقعا اینقدر کیف کردم که نگو... مرسی که منو هم بازی دادید دوست عزیز... اینقدر به قول معروف خر کیف شدم که نگو...
بابا من اینقدر هم بد نیستم به خدا ... پیش ما بیا... قول میدم کسی رو سوژه نکنم...
بووووووووووووس فراوان همراه با چیپس و ماست

alma | January 10, 2009 10:18 PM

دال دادن در زبان مادریم
خوش نباشد معنی اش ، دیم دام دریم
دال دادن گر خوش اس یا بهترین
گودهند آنها که هستند ریم ِ ریم !

نقانق عزیزم : نمیدانم چرا دال دادن افتاد به من و رهای عزیز که هر دو از زبان تورکی ک َمَکی حالیمونه ! حالا طفلکی آملا که نمیدونه دال دادن همچی هم بگی نگی و بفهمی نفهمی خیلی راحت هم نیس و سریعن دال دادند و چه دالی ( بر وزن حالی ) هم دادن به علی !

اهری | January 10, 2009 10:17 AM

نق نقو الحق که شاعر پیشه ای
نق پرانی، گاه نغز و گهی چون تیشه ای
هر کجا سر میزنی با نق نقی ره میزنی
لیک دانم که در شهر مجاز، تو همه از ریشه و اندیشه ای

آب و گل | January 10, 2009 07:48 AM

اصلاح می‌کنم چون اصلاح‌طلبم.
فلاش بک می‌کنم با یاد خوبی
چوانی پس کجایی؟ هستی؟ چوبی؟
ز اروند تا به نیل و فاس و مغرب
به دنبال دل و دلدار رفتم
ندیدم من ولی جز قلب چوبی.

با سپاس و می‌دانی که دلدار همیشه همراه است.

محمد افراسیابی | January 10, 2009 04:07 AM

مظنه‌ی دوبیتی البته بالاتر از این حرف‌هاست اما چون شمایی....همان یکصدوسی سر راست مرحمت بفرمایید خدا برکت به کسب و کارتان بدهد.

آشپزباشی | January 10, 2009 03:36 AM

به به چه قه در محفل گرميست در اينجا
شعر و قدح و رقص قشنگيست در اينجا
هر گوشه كسي از ره وبلاگ رسيده
ليكن عجبا! بايرامعلي نيست در اينجا؟ :)

رضا | آبچينوس | January 9, 2009 06:35 PM

شیمشک آخیر گؤیلردن
گولوش یاغیر اوزلردن
نق نقو شاعیر اولوب
شعرلشیری بیزلردن
درسته که اشعارت
نیست مثل عکسهایت
اما نشو تو غمگین
قربان آن صفایت

شهربانو | January 9, 2009 03:36 PM

دال بدم؟

دل میرود زدستم صاحبدلان خدا را
ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را؟
حافظ بگفتا ز غیب جانا چه غافلی تو
آخوندهای قوم کردند هر دو تا را

نق نقو جان " را" بده

ملا حسنی | January 9, 2009 02:09 PM

یولداش ساق اول منیم محلمنن یادالدون
بو غربتده غمگین اوره گیمی شاد الدون

حسین | January 9, 2009 11:40 AM

نق‌نقو جان، گفتی دال بدم؟

دل در بر و معشوقه به کام است هنوز
نق‌های تو چون جام شراب است هنوز
پا ز ارسی‌های ما بیرون کشیدن شرط نیست
نق‌نقو می‌خواهد و مرد کهن!

رها | January 9, 2009 06:17 AM

باز کرده باب شعر و شاعری

نق نقو کز ماعران شهره است

عکسهایش همچو الماس و زر است

لیک شعرش واقعا خر مهره است

میکند او ادعای شاعری

فاطمه سلطانی به نقش زهره است

قافیه تنگ است و شاعر هم زرنگ

نق نقو جان هر سه بیتم هم قشنگ

مانی خان | January 9, 2009 01:40 AM

جناب پرویز خان گرامی با درود و مهر فراوان از ایمیل محبت آمیزت بسیار مسرور شدم. وقتی قلب آدم می‏گیرد دوستان در باز کردنش خیلی کمک می‏کنند. دم شما گرم. حالا با این فنر اضافی صد رحمت به کانگارو

عبدالقادر بلوچ | January 9, 2009 12:22 AM












اطلاعات ضبط؟