« آرزو (ووقاحت) بردایی ناسوران عیب نیست»

January 13, 2009

"جی دابلیو رکس" که دایی ناسوران عالم را سلطان بودی درواپسین روزهای لمیدن بر تخت سلطانی دیار افرنگ مصاحبه ی مطبوعاتی عارض گشتی. پس خبرنگاران مر "رکس" را بپرسیدی چگونه است که دوران زمامداری آن جناب از تیره ترین دوران های تاریخ افرنگ بگشتی و شخص آن جناب به مقام منفورترین سلطان افرنگ افول فرمودی؟
"جی دابلیورکس" که بنا به خصلت رکسی خود هرگزکم نیاوردی درهیچ امر، پشت چشمی نازک کرده بفرمود مرا همواره ندای وظیفه راهبر بودی و هرگز درپی تحبیب قلوب و جمع کردن رای نبودمی و هیچ راه نرفتم جزآنکه منافع امت افرنگ درآن همی دیدم واکنون نیز ندای وظیفه را ازغیب می شنوم که بایستی محض خدمت امت افرنگ دوران سلطانی خود تمدید نمایم الی ابد، لاکن چه می توان کرد که آن ورق پاره ی کانستی تیوشن دست وپایم بسته است.

پ.ن.: خکایت دیگری از دایی ناسورنامه

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(4)
غرغرهای دیگران در مورد « آرزو (ووقاحت) بردایی ناسوران عیب نیست»

کاش آن کاغذپاره هم روزی پاره شده و امت افرنگ از زحمت بیهوده رای اسوده شدندی.
در ضمن با تشکر از شما و با اجازه متن شما را به پست اضافه کردم.

شهربانو | January 14, 2009 03:32 PM

اين نيز بگذرد ....

sara | January 14, 2009 04:47 AM

کاش کانستیتونشی هم چنان مقوی ایران می‌داشتی تا سلاطین در آن ابدی نمی‌شدندی.

عمو اروند | January 13, 2009 09:36 PM

راستش بوش خیلی بیش از اینکه حقه باز بوده باشه، احمق بوده. نه اینکه بگم بی گناه بوده یا از این دست حرف های بی ریشه. نه. ولی بحثم این است که خودش هم مورد سوءاستفاده دیگران قرار گرفت. آبروی بوش رفت و نامش به عنوان یکی از رئسای جمهور ننگین در تاریخ امریکا ثبت شد و پشت پرده ای های بیشماری سودهای بی نهایت بردند.

sherry | January 13, 2009 08:17 PM












اطلاعات ضبط؟