« بغل مجانی »

January 28, 2009

این کلیپ را دریوتیوب شاید بسیاری از شما دیده باشید. داستانش هم مثل خودش شنیدنیست:
"حوان مان" استرالیایی درسال 2004 پس از مدتی زندگی درلندن ناگزیر شد به شهرمادریش سیدنی بازگردد. وفتی با یک کوله پشتی از هواپیما پیاده شدهیچ چهره ی آشنایی را درفرودگاه ندید. هیچ کس به استقبالش نیامده بود. شهرمادریش همه با او بیگانه بودند. ازدیدن آن همه استقبال کنندگان که مسافران آشنای خودرا درآغوش می گرفتند دلش گرفت وناگهان فکری به خاطرش رسید: یک مقوا برداشت وبا ماژیک دردوطرف آن با خط درشت نوشت "آغوش باز مجانی". تا پانزده دقیقه مردم به این نشان بی اعتنا بودند تا اینکه بانویی پیر که همانروز صبخ سگش را ازدست داده بود ویک سال پیش ازآن دخترش درتصادف کشته شده بود پیش آمد وحوان را درآغوش گرفت.
بعدازآن بود که حوان دریافت چه نیروی شگرفی دراین تماس ساده ی انسانی وجوددارد. هرپنجشنبه بعدازظهردریکی ازمیدان های سیدنی می ایستاد وتابلوی معروفش را دردست می گرفت. این کاراو به شدت مورد توجه مردم قرارگرفت تااینکه چند ماه بعد پلیس سیدنی به استناد یک قانون محلی جلوی کارحوان را گرفت. اما حوان وطرفدارانش ازپای ننشستند وبا ایجاد یک کمپین بیش ازده هزارامضا جمع کردند ومقامات شهررا قانع کردند تا دوباره کارش را ازسرگیرد.
درسال 2006 گروه "سیک پاپیز" (توله های بیمار) برروی کلیپی که از یکی از برنامه های "آغوش بازمجانی" حوان گرفته بود ترانه ای زیبا گذاشت وآن را به مناسبت درگذشت مادربزرگ حوان به اوتقدیم کرد. این کلیپ دریوتیوب منتشر شد وباعث شهرت جهانی نهضت "آغوش مجانی" شد. تا تاریخ این یادداشت این کلیپ نزدیک به 38 میلیون باردیده شده است. این نهضت درده ها کشورجهان ازاروپا وآمریکا وآسیا به راه افتاده واجرا می شود وحتی هرساله یک روز به عنوان روز بین المللی آغوش مجانی تعیین شده است.
درپایان یکی از ازاین کلیپ های بیشمار "آغوش بازمجانی" نوشته ای بسیار زیبا خواندم به این مفهوم که:
ایدز از طریق درآغوش گرفتن سرایت نمی کند ولی عشق سرایت می کند.

مطالب این یادداشت را از سایت رسمی کمپین حوان مان و گزارش ویکی پدیا برگرفتم.

پ.ن.: بعداً با گشتی دراینترنت متوجه شدم که قبل ازمن نیما اکبرپوردروبلاگ خود "عصیان" همین موضوع را نوشته است.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(6)
غرغرهای دیگران در مورد « بغل مجانی »

من کلیپ رو دیده بودم اما مناسبت اش را نمی دانستم
به راستی که همه نیازمند محبت اند

شهربانو | January 29, 2009 04:29 PM

در مورد کلیپ زیبایی هم که گذاشتید اینجا. منم قبلا دیده بودمش. محبت نیاز همه است و همیشه زیبا.
اما داستانش رو نمی دونستم. مرسی از مطلب و کلیپ

sherry | January 29, 2009 09:37 AM

در مورد آقای نبوی منم کاملا با شما هم نظرم و همیشه اینطور فکر کردم وقتی برنامه هاش رو شنیدم.
ممنون که انگشت رنجه فرمودید و بهم سرزدید برام نظرتون رو نوشتید.

sherry | January 29, 2009 09:33 AM

نق نقو جان
خیلی ممنون از این توضیحات
راستش من فلسفه این کار را نمیدانستم
روزهای اولی که به کانادا آمده بودم می دیدم توی مرکز شهر چند نفر ایستاده اند و نوشته ای هم به خودشان نصب کرده بودند که مثلا فری هاگ.
خب ما هم بدمان نمی آمد. دو سه بار آن ضعیفه ها را بغل کردیم ولی جرات نکردیم دو تا ماچ هم بکنیم. آخه بغل کردن خشک و خالی که فایده ای ندارد و بدآموزی دارد. مستحب است که طرف را در آغوش بگیرید و دو تا ماچ از سمت چپ و راست طرف بکنید و شماره تلفن طرف را بگیرید و الی آخر.

ملا حسنی | January 29, 2009 06:03 AM

باید در مورد حرمت "آغوش باز مجانی" از ملاحسنی استفتاء کنم.
به نظر من فعلی حرام است و موجبات فحشاء را ایجاد می‌کند و دست دشمن در کار است و قصد براندازی دارد.

عمو اروند | January 29, 2009 01:46 AM

man khodam in clipo didam ama dastanesho be in kameli nemidoonestam. inja too dubai ham yek bar be pishnahade man ba tedadi az doostan dar yek hamayesh in karo kardim va kheili aali bood

avra | January 28, 2009 10:10 PM












اطلاعات ضبط؟