« اول ساندویچ بعد سینما »

April 14, 2009

چند شب پیش با چند تن از دوستان به تماشای نمایشنامه "هادی وصمد، بعد از دهسال" رفتیم. جمعیت ایرانی ها در دنور، درمقایسه با دیگر شهرهای بزرگ آمریکا، زیاد نیست وبه همین دلیل حدود سیصد نفری که آمده بودند به نظرم نشان ازیک استقبال نسبتاً گرم بود. بویژه این که نسل های دوم به بعد ایرانی ها دراینجا شاید نه صمد (پرویز صیاد) را خوب بشناسند ونه هادی خرسندی را. جایتان خالی کلی خندیدیم اما این جا نمی خواهم درمورد نمایش وکیفیت آن نظری بنویسم بلکه قصدم نکته دیگریست.
درگوشه ای از سالن انتظار دونفراز هموطنان بساطی به پا کرده وساندویچ کالباس والویه ونوشابه وچای وکیک یزدی می فروختند. سرشان شلوغ وساندویچشان هم انصافاً خوشمزه بود ومرا به یاد ساندویچ های سال های دورتهران می انداخت وهرقدرهم درآمد داشتند وسودبردند نوش جانشان.

با توجه به قیمت بلیط، تعداد تماشاگران، تعداد کسانی که ساندویچ وتنقلات دیگر می خریدند وهمینطور هزینه های تقریبی اجاره سالن وسایر تشریفات، سرانگشتی پیش خودم حساب کردم سهم هریک از این دو هنرمند ازدرآمد خالص این نمایش چیزی درحدود سهم سود ساندویچ فروش می شود. اصلاً خیال ندارم ارزش کار ساندویچ فروش وهزینه ها وزحمات اورا کم جلوه دهم وبرعکس کاراورا درجای خود بسیار ارزشمند ولازم وقابل احترام میدانم. اما این که یک هنرمند یک سناریو بنویسد، شخصیت آفرینی کند، تمرین کنند، لباس ودکوروصحنه ونورومنشی ومدیریت برنامه ریزی ورنج سفر وهزینه های آن وده ها مورد دیگر را کنارهم بچینند تا یک نمایش دوساعته ارائه دهند با یک عرضه ساندویچ ونوشابه باید یکی باشد؟

عکس ها از نق نقو

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد « اول ساندویچ بعد سینما »












اطلاعات ضبط؟