ناغافل وسط خیابون یخه مو گرفت وکشون کشون توی ماشین انداخت وبرد.
گفتم کی هستی؟
یه چیزی گفت مث "محتسب البلاج" یا "میرعسس" یا "گزمه سایبر" یا "قابض الروح"، خلاصه قلمبه سلمبه ترسناک عربی! بردنم یه جایی که به نظرم همونجا بود که عرب نی میندازه. گمونم گوانتانامو بود!
بهم گفت چرند می نویسی؟
گفتم آره اینو قبول دارم یه عمره مشغولیم با اجازه
گفت چرت وپرتم که میگی
گفتم عرض کردم که بله کارمون همینه
بهو یه جسم سنگینی ازپشت سربهمون اصابت کردو ازجلو پیشونیمون شترق خورد به دیوار..
زرت وپرتم که میکنی!
واللا ما فکرکردیم با چرند گفتن داریم ازشوما تعریف می کنیم. آخه تو این مملکت ازبالا تا پائینش همه مشغول چرندیاتن، ازرئیس جمهورش گرفته تا رئیس مجلسش وشبکه یک تا پنجش و روزنامه هاشو الی ماشاللا، آخه این انصافه؟ دیفالی ازدیفال ما کوتا ترگیرنیاوردین؟
گفتم زرت وپرت نکن! برچسبم که میزنی؟
برچسب؟ به کی؟
به کی نه، به چی. برچسب "یافا" میزنی روی پرتقالای وارداتی بنده های خدا؟ آره جاسوس؟
آهان اون علامت "جافا" رو میگی؟
خوب پس معلوم میشه کارخودته، جافا هم نیست ویافاست. تو زبون آلمانی حرف "جِی" رو "یوت" می خونن "ی" تلفظ میشه بیسوات!
قربان ایناکه یوکه!
یوک؟
آره دیگه خودتون فرمودین "جی" ، "ی" خونده میشه، مگه نه؟
ناگهان جسم سنگین از پس به کله وپیشونی ازجلو به دیواراصابت میکنه.
قربون شکرخوردیم، غلط کردیم، شوما فقط بفرما ما جاسوس کی هستیم خودمون به زبون خوش داوطلبانه اعتراف می کنیم.