« تا کی؟ »

June 30, 2009

"مردم ایران صرفاً به اتکای وعده ی صریحی که درمورد آزادی انتخابات به ملت فرمودید وبرخلاف سنوات گذشته قصد داشتند ازانتخابات استقبال بی سابقه وپرشوری نشان دهند وبا دلگرمی برای استفاده ازاین حق مسلم خود قیام واقدام نمایند، ولی درعمل مشاهده شد دولت که همیشه خودرا مجری اوامر شاهنشاه معرفی می کند، نه فقط این امرشاهنشاه را اجرا ننموده بلکه برعکس با وسائل دولتی که دراختیارداشت با ارعاب وتهدید اشخاصی را که به هیچ وجه مورد توجه مردم نیستند وعده ای ازآن ها سوابق کثیفی دارند، یکی بعد ازدیگری ازصندوق های انتخاباتی بیرون آورده واین اعمال زنده ترین دلایلی است که دولت نه مجری اوامر همایونی است ونه مصالح مملکت را مورد توجه قرار می دهد.....
ازلحاظ حفظ وحراست قانون اساسی وامیدوارساختن مردم به آتیه وجلوگیری از هرگونه عواقب سوء که عدم رضایت مردم ازدولت ممکن است دربرداشته باشد، مقررفرمایند انتخابات درتمام کشررابطال گردد وانتخابات محددی به عمل آید تا مردم بتوانند بدون مداخلات ناروای دولت وبا داشتن ازادی ازحق داشتن نماینده به موجب قانون اساسی استفاده نمایند"

متن بالا خیلی شبیه بحث هایی است که این روزها به گوش می خورد، این طورنیست؟
اما این متن بخشی از عریضه ایست که نامزدهای منفرد مجلس شورای ملی (مستقل ازدوحزب ملیون ومردم آن روزگار) درسال 1339 برای شاه نوشتند و خواستند که انتخابات را به دلایل تقلب های وسیع پیش آمده باطل کند. آدم با خواندن این متن سرگیجه می گیرد ویک لحظه به نظرش می رسد که بعد ازنزدیک پنجاه سال (وچنجاه سالی دیگرپیش ازآن) درهنوز هم برهمان پاشنه می پرخد وما مردم ول معطلیم! انصافاً کافیست فقط چند اسم را عوض کنیم تاپای بیانیه فوق امضای موسوی یا کروبی را بگذاریم.

جالب این جاست که شاه آن روزگاربرخلاف شاه این روزگار (البته بنا به خیلی دلایل) میگوید که گرچه این عمل (ابطال انتخابات) غیرقانونیست، اما اگر تعداد زیادی ازمردم این را بخواهند خواسته شان فراترازقانون خواهد بود وبعداً هم انتخابات را باطل می کنند.

اما من با همه شباهت ها وباهمه ی زهری که درهم سانی اوضاع ودرجازدن احوالمان می بینم هنوزهم گمان می کنم که اوضاع تفاوت بسیارکرده است:
چه درحال واحوال جهان خارج ازایران
چه درشفاف شدن رویدادها وسرعت خبررسانی که هرآدمی با یک موبایل ودسترسی به اینترنت برای خودش یک شبکه ی خبری شده
ومهمترازهمه خود مردم ایران وبخصوص جوان ها وبخصوص تردخترها که دیگر آن آدم های بی تفاوت نیستند واین حکومت لایقشان نیست

پ.ن.: متن عریضه منفردین به نمایندگی دکترعلی امینی در روزنامه ی مهرایران چهارم شهریور1339 چاپ شده ومن آن را از صفحه ی 187 کتاب بربال بحران (زندگی سیاسی علی امینی)، نوشته ی ایرج امینی نقل کرده ام

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد « تا کی؟ »












اطلاعات ضبط؟