
گام اول:
در نفرت شورَش را در می آوریم، هیچ ویژگی مثبتی نمی بینیم، طرف را خرد می کنیم، سکه ی یک پول، همچی با خشونت با سرمی زمینش زمین که آخش به آسمان برسد.
مدت این گام: بین شش ماه تا سه سال
گام دوم:
نظام جایگزین را با هزار امید و انشالله ماشالله تقویت می کنیم، بدی هایش را، اگر هم دیدیم، زیر سبیلی رد می کنیم، چنان تملقش را میگوئیم که طرف، اگر هم اولش آدم خوبی باشد، کم کم دچار اوهام می شود، می بریمش بالای عرش و دستی دستی سرکولمان سوار می کنیم.
مدت این گام: بین سه سال تا ده سال
گام سوم:
طرف که سوار کولمان شد دیگر پائین بیا نیست، رمقمان را می کشد، رویش را زیاد می کند، خرطومش را که به نفتگاه ما وارد کرد برگرده ی ما چیزی چز جای زخم نمی ماند. کم کم بعضی خوبیهای طرف قبلی آشکار می شود، اعتراض ملایم با چوب وچماق مواجه می شود، کارد به استخوان می رسد.
مدت این گام: بیست تا بیست وپنج سال
گام چهارم: درنفرت شورش را درمی آوریم، خراب می کنیم، سیل می شویم، آوار می کنیم، صد رحمت به کفن دزد اولی می فرستیم، همچی با خشونت بر زمینش می زنیم که ..
مدت این گام: بین شش ماه تا سه سال
خوب حالا از این گرداب تاریخی چگونه می توان راهی به برون یافت؟
پ.ن.: تقه روی عکس را که فراموش نکردید؟