
آدم صبح که از خانه بیرون می زند طلوع را درافق اینجوری ببیند

بعد که آفتاب روی تن شهر پخش شد چشم اندازی چنین درپیش رویش باشد

بعد ازظهرش اینگونه رنگین

چشم انداز کوه ها اینگونه خیال انگیز

وعصرش اینگونه رنگارنگ،

و غروبش سرشار از آرامشی چنین
لابد دلش می خواهد نقاش شود، یا شاعر، یا ترانه ساز.
اما مانده ام اینهمه قاتل وتروریست از کجا پیدایشان می شود؟ لابد مرض دارند!
یادم می افتد که بعضی ها "فی قلوبهم مرضا" (1).
(1)
فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ
در دلهايشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند عذابى دردناك [در پيش] خواهند داشت
سوره ی 2، آیه 10
پ.ن.: تقه روی عکس اول!