سال دیگر به نفس نفس افتاده است و دارد آخرین روزهای خودرا پشت سر می گذارد. چه فرق می کند اسمش 2009 باشد یا میلادی؟ ما آدم ها آمده ایم برای خودمان یک نقطه ی شروع گذاشته ایم تا عمرمان را، تاریخمان را تقسیم بندی کنیم و بشماریم که شمردن از ویژگی های این دوپای هوشمند مجنونِ خیرِ سرش " احسن الخالقین" است.
اما هر جور واز هرزاویه به این 2009 نگاه کنیم بدی هایش بر خوبی هایش و زشتی هایش بر زیبایی هایش می چربد. نام بیماری فراگیری که به تن این سال زد آنفلوانزای خوکی نبود که های و هوی زیادی را عَلَم کرد، بلکه دردی بود نام رکود وبحران مالی. بدهی، بهره ی دیرکرد، بیکاری، ورشکستگی، بی پولی، فقر، عقب افتادن اقساط، قرض و قوله، سقوط بانکها، زیان وضرر، بی آبرویی، نگرانی، دلهره، مصادره و استمهال که ورد زبان رسانه ها شد.
شرکت جنرال موتورز که سال ها جایش برفراز لیست بزرگترین شرکت های دنیا بود، نا باورانه ورشکست شد و دولت آمریکا ناگزیر شد جنازه اش را از زمین بردارد. سیتی بانک که یکی از غول ترین بانک های دنیا بود همراه با غول های دیگر دنیای سرمایه داری، پشتش به خاک رسید. دیترویت که روزگاری نگین درخشان شهرهای صنعتی دنیا بود به وادی خاموشان تبدیل شد و هیولای اقتصاد جهانی در مقابل حرص وطمع سیری ناپذیر تاجران به زانوافتاد.
و این مردم عادی کوچه وبازار بودند که بیکار شدند، فقیر شدند، خانه شان، پس اندازشان و از همه مهمتر امیدشان برباد رفت.
دولت ها برای بیمه و بهداشت همگانی پول ندارند، برای آموزش وپرورش پول ندارند، برای کم کردن گازهای گلخانه ای پول ندارند، برای باز سازی شهرهای ویران از مصیبت های طبیعی پول ندارند، برای ساختن پول ندارند، برای ایجاد کار و استخدام پول ندارند، برای صلح پول ندارند. اما تا دلتان بخواهد برای جنگ، برای اسلحه، برای نابودی و برای ویرانی پول دارند وچه سخاوتمندانه آن را خرج می کنند!
و این باراک اوبامایی که میلیون ها نفرامید خودرا به او بسته اند، گرچه هنوز هم یک حرفش و یک مویش به صدتا جرج بوش وامثال او می ارزد، اما تا کنون که در چنبر همان مارها و افعی ها نتوانسته در عمل کاری کند کارستان!
پس بیائیم و بچسبیم به ته مانده ی همان امیدی که در دلمان مانده و به همت خودمان، باشد که سال بیست ده (2010) زیبایی هایش بیش از زشتی هایش باشد. ایدون باد!
پ.ن.. نخیر مگر می شود ایران را فراموش کرد واز قلم انداخت! دلیل این که هیچ از زشتی ها و زیبایی های وطن در سال 2009 ننوشتم این است که نوروز نزدیک است و خدارا چه دیده اید؟ شاید تا آن هنگام جلوه های زیبای سال بر جلوه های زشتش غلبه کند. باز هم ایدون باد!