« شب »

February 27, 2010

کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خودرا؟

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(4)
غرغرهای دیگران در مورد « شب »

بفرمایید رو میخ دم در اتاق پذیرایی ما بیاندازید. پیژامتون هم همراتون بیارید شاید شب موندید.
جناب نق نقو میگفتن ... البته حرف مردمه. ما که چیزی ندیدیم.... ای آقوی پرند از او وری بود. خیلی ها میگن خیلی کاکو شانس اووردی سوار دوچرخش نشدی. یه بلایی بوده که به خیر گذشته.

علی | March 4, 2010 03:49 PM

هر جایی که میخت را بتوانی بکوبی!

عمو اروند | March 4, 2010 01:57 PM

همینجا ! ؛)

هوتن | February 28, 2010 10:18 PM

بچه محل آغاز این شعر زیبای نیمارا تو نوشتی آخرش را من مینویسم که حکایت امروزمان میباشد:
وای بر من وای بر من

حسین . امیریه | February 28, 2010 01:48 AM












اطلاعات ضبط؟