« خداحافظی با 88 »

March 21, 2010

اندرآن سال هزاروسیصد و هشتادوهشت
کوفتمان شد وقت عَشری یک دو بَشت

اندر آن سال هزاروسیصد وهشتادوهشت
این سرِگَررا نکرد اصلاح، زَفت

اندرآن سال هزاروسیصد و هشتادوهشت
پیرِ دانایان بشد پیرِخِرَفت (1)

اندرآن سال هزاروسیصد و هشتادوهشت
هیچ کلاهی برسرِ ملت نرفت

اندرآن سال هزاروسیصد و هشتادوهشت
نشد تکرار آن قصه ی پنجاه و هفت (2)

اندرآن سال هزاروسیصد و هشتادوهشت
نیامد برسرسفره یه ذره پول نفت

اندرآن سال هزاروسیصد و هشتادوهشت
چرخ گردون بازهم برمراد ما نگشت

اندرآن سال هزاروسیصد و هشتادوهشت
عیش ما شد منغص هم به تبریز هم به رشت

اندرآن سال هزاروسیصد و هشتادوهشت
چرک سی ساله انباشته توی تشت

اندرآن سال هزاروسیصد و هشتادوهشت
ترک برداشت بنیاد آن ناراست خَشت (3)

اندرآن سال هزاروسیصد و هشتادوهشت
شد فراوان "سبزی" اندر کوه ودشت

(1) و (2) و (3): نق نقو فرمود خودمان میدانیم که چون قافیه تنگ آید شاعر به جفنگ آید

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(1)
غرغرهای دیگران در مورد « خداحافظی با 88 »

بچه محل انشااله که سال نو شروع خوبی برایت داشته و باهم شاهد فرو ریختن بنیاد نا راست خشت در این سال خواهیم بود.

حسین . امیریه | March 23, 2010 10:42 AM












اطلاعات ضبط؟