« بمانعلی و وبلاگ»

April 30, 2010

گفتم سلام بمان جان چی شده چرا انقد پکری؟
گفت بخشگی شانس، حالا که ما وبلاگ نویسی رو شروع کردیم، بازار کساد شده یکی پیدا نمیشه بیاد تو کامنت دونی دست کم دوتا فحش بده دل مارو خوش کنه!
گفتم اِ به سلامتی از کی دست به کار شدی؟ اسم وبلاگت چیه؟
گفت یه دو سه روزی میشه. اسمشو گذاشتم "یادداشت های ماندگار بمانعلی"
گفتم خوب چی توش نوشتی؟
گفت هنوز که هیچی!
گفتم خوب مردحسابی این که شد حکایت اون یارو که بدون خریدن بلیط می خواست برنده ی بخت آزمایی بشه!
گفت نق نق جان مث این که از مرحله پرتی ها! نمی بینی برخی از این اهالی بلاگ آباد یا فیس بوکستانوکه تا یه تقه به کیبوردشون می زنن هزار وهفت تا به به و چه چه و لایک تو کامنت دونیشون میدرخشه؟

خودمونیم پر هم بیراه هم نمیگه این عوام (به قول زنده یاد گل آقا) ها؟

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(5)
غرغرهای دیگران در مورد « بمانعلی و وبلاگ»

ای بمانعلی جان... امیدت رو از دست نباید بدی. یک کمی زرد بنویسی کامنتهات از پارو بالا می‌ره.

لوبیا | May 1, 2010 07:20 PM

نق نقو جان یک کم این بمانعلی را نصیحت کنید که این کامنتهای زیاد به کسی وفا نکرده

آورا | May 1, 2010 01:23 PM

سلام نق نقوي عزيز.
حرف و حديثم را به ايميلت فرستادم.
آشنايي در لباس نو.
+++++++
اسد جان پس بمانعلي چي؟

سينا جامي | May 1, 2010 10:09 AM

با تشکر از تسلیت و همدردی شما. براتون آرزوی عمر طولانی همراه با سلامتی آرزو می کنم. باورم نمی شود که حالا فقط یاد و خاطره پدر هست و خودش نیست

شهربانو | May 1, 2010 09:53 AM

سلام آقا به فهرست کلاسیکها اضافه شدید. در فیسبوک هم یک صفحه درست کرده ایم. خلاصه در خدمتیم. اینم کامنت

بیلی و من | May 1, 2010 02:45 AM












اطلاعات ضبط؟