« یکشنبه ای دیگر »

July 25, 2010

صبح یکشنبه ای دیگر هوا ابری و خاکستری ولی خوش است. تنم خسته از کار مداوم یک هفته و دلم نژند از بار روزگار است. پشت پنجره نشسته ام وحیاط رانگاه می کنم. دو پرنده ی کوچولوی رنگارنگ روی گل های باغچه به بازیگوشی مشغولند و دسته ای سنجاقک بزرگ در هوا می چرخند. یاد ترانه ی باغچه بان می افتم که می خواند:
باغ ما پرچین داره
لاله و نسرین داره
میوه ی شیرین داره
فلفل نبین چه ریزه،
بشگن ببین چه تیزه
دوربین را برمی دارم و به حیاط می روم تا درمیان گل ها و درخت های این باغچه ی ریزه میزه شاید استخوانی سبک کنم.
اول از همه نوبت آفتابگردان هاست:
زرد سیر:

یا آتشین:

یا دوقلو

یا این یکی که میان برگهای تاک قایم شده:

و این یکی که هنوز بازنشده:

و این نمای نزدیک:

و نمای نزدیکی از گل سپید دلفریبی که نامش را نمی دانم:

این گل های قیفی که خیلی آن هارا دوست دارم (نام فارسی این یکی را هم نمیدانم):

واین بار با زنبوری بر روی آن:

و دوگل دلفریب دیگر:

این هم یکی دیگر با زنبور رنگارنگ پشمالویی که سرگرم نوشیدن شهد است:

اینجا به این ها می گویند سوزان چشم سیاه، آیا همان سوسن خودمان است؟

زنبق ببری:

چه کسی گفته که علف های هرز زیبا نیستند؟

برخی از درختان میوه هم به بر نشسته است، از جمله این آلو:

و این هلو:

و این هم محصولات جالیزی. مینی جالیز خیار:

تخم جا مانده در آشیانه از سینه سرخ ها که هرگز جوجه نشد:

ودست آخر هم قمری های رمانتیک:

یکشنبه هایتان شاد و رنگین باد.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(4)
غرغرهای دیگران در مورد « یکشنبه ای دیگر »

بسیار زیبان . دست مریزاد

صادق | July 30, 2010 10:10 PM

نق نقو جان بقول دوست بالا عکسها زیبا و روحنوازیست و دلگشا که خودرا در میان باغچه ات دیدم مخصوصا دو قمری که یا یا کریمهای محل انداخت یکشنبه دیگر تمام شده هفته شادی در پیش رو داشته باشی.

حسین . امیریه | July 26, 2010 06:58 AM

چه عکسهای زیبا و روحنوازی ، خواننده قدیمی نوشته های شما هستم ولی بی سروصدا میآیم ومیروم . روز خوبی داشه باشید . رودی

rodabeh | July 26, 2010 03:59 AM

دلم گرفت !

هوتن | July 25, 2010 09:37 PM












اطلاعات ضبط؟