« اعدام»

July 30, 2010

آیا مجازات اعدام درست است؟ آیا باید قاتل یا تروریست یا کسی را که یک نفر یا چند نفر را کشته است با مجازات اعدام از میان برداشت؟
میدانم که بسیار یا همه ی بچه محل ها و روشنفکران امروز جوابشان به این سوال های من چیست. آن ها نه تنها با اعدام مخالفند و آن را غیرانسانی می دانند بلکه خیلی از آن ها نهضت های برانداختن مجازات اعدام براه انداخته اند و دلیل های بسیار متین و معتبری هم برای این کار خود دارند. علاوه برآن بسیاری از کشورهای غربی و دموکرات این مجازات را ممنوع کرده اند و موج این حرکت هم رو به گسترش است.
من هم راستش نه این که با اعدام موافق باشم، اما فکر می کنم پاسخ دادن به سوال های بالا چندان هم که به نظر می رسد آسان و سرراست نیست.
بیائید یک مورد فرضی را در نظر بگیریم مثلاً آدمی مثل هیتلر، استالین، یا بیجه. اگر چنین آدم هایی را دادگاه بعد از محاکمه و اثبات جرمشان به اعدام محکوم نکند باید با آن ها چه کرد؟ لابد کمتر آدمی پیدا می شود که بگوید باید بعد از محاکمه و اثبات جرم آن هارا آزاد کرد یا مثلاً به چند سالی زندان محکوم کرد. تصور می کنم دوستانی که با مجازات اعدام مخالف هستند خواهند گفت باید این آدم هارا به حبس ابد محکوم کرد. خیلی خوب. سوال بعدی این خواهد بود که آیا حبس ابد از اعدام بهتر است؟ البته گمان می کنم پاسخ بیشتر مجرمان به این سوال مثبت باشد زیرا انسان فطرتاً مرگ را نمی پسندد وزنده ماندن، حتی به شرط "حبس ابد" عنصری به نام "امید" را دارد که مرگ فاقد آن است. اما آیا قضیه به همین سادگیست؟
فرض کنیم در زندان های یک کشور ده ها و صدها و بلکه هزاران محکوم حبس ابدی وجوددارد. هزینه ی برپایی این زندان ها ونگهداری زندانی ها را چه کسی می دهد؟ تازه این یک طرف قضیه است. از دید خود زندانی که نگاه کنیم، لطف ماندن تا آخر عمر در حبس چیست؟ آیا آدم روزی صد بار نمی میرد؟ زندگی بدون آزادی آیا جز غم ورنج و ملال و نکبت چیز دیگری هم هست؟
حکایت حبس ابدی ها از خیلی جنبه ها شبیه بیماران ترمینالی است. بیمارانی که به درد بی درمانی مبتلا هستند و روزهای عمرشان به شماره افتاده. دارو ها و درمان های شناخته شده ی پزشکی قادر به بهبود آن ها نیست و فقط می تواند چند صباحی زندگی پرمرارت و سرشار از درد واندوه آن هارا کش دهد وجان و روان خود و اطرافیانشان را بفرساید. آن ها که در آخرین مراحل شیمی درمانی هستند، یا درآخرین مراحل همودیالیز یا در زیر سایه دستگاه های تنفس و تغدیه مصنوعی. اگر از من بپرسید میگویم مرگ را به این نوع زندگی ترجیح می دهم. کسی هم غیر از خودم حق ندارد درچنین شرایطی در مورد زیبایی زندگی و زشتی مرگ سخن سرایی کند.
قصدم این نیست که بگویم مجازات اعدام کار درستی است بلکه می خواهم بگویم پاسخ به این سوال آنقدرها هم که امروز به نظر می رسد آسان نیست.

در همین مورد:
http://www.neghneghoo.com/archives/2007/01/_2_5.php

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(2)
غرغرهای دیگران در مورد « اعدام»

عبدالقادر جان،
با سپاس و احترام به نظرت، شاید عمداً در ارقام زیاده روی کرده ام تا از روی نکته ی مورد نظرم تاکید کنم. آنچه گفته ای مربوط به نمایش های مضحک کاریکاتور دادگاه درایران است که بهتر است با واژه ی رایج "بی دادگاه" از آن یاد شود.
به هرحال ملاحظاتی است که مطرح شدنش به نظرم لازم است.

NeghNeghoo | July 31, 2010 09:20 PM

با سلام و درود. البته که پاسخ به این سئوالات آسان نیست اما نمی شود به این دلیل از حق زیستن انسان دفاع نکرد. ارقامی که در نظر گرفته اید کمی زیاد نیستند؟ حبس ابد هم حدی دارد و باید تعریف شود مثلاً پانزده تا حد اکثر بیست سال و بعد درخواست آزادی باید بررسی شود. در کنار آن سئوالها اینها را هم می شود گذاشت: تقصیر پدر و مادر و همسر و فرزندان و دوستان یک نفر که به جرمی باید اعدام شود چیست که باید با چنان فاجعه ای زندگی کنند؟ دو برادر من اعدام شدند. گیرم آنها هیتلر بودند من که نبودم چرا بیست سال است قلبم باید بسوزد/؟ جسارت شد ببخشید

عبدالقادر بلوچ | July 30, 2010 10:53 PM












اطلاعات ضبط؟