« مرغان »

November 26, 2010

در صبح سرد یک یکشنبه پائیزی با شوق کودکانه ی همیشه دردل به دیدن دوستانم در باغ وحش دنور رفتم. قلمرو پرندگان که در بنایی بزرگ (نیمه) آزادانه می پرند برایم همیشه دیدنیست.
.عکس چند تا از این دلبران کوچولو را دراین جا می گذارم

آن چهارمی با آن نگاهی که به دوربین می کند یک پارچه نمک است و به همین دلیل هم عکس بزرگترش را در "امتداد چشم" هم گذاشتم. و آن آخری همین گنجشگک اشی مشی خودمان است. زال زالکی که خودش را قاطی میوه ها کرده و با آن قیافه جدی فیلسوفانه انگار دارد به سهراب فکر می کند که می گفت: "هیچکس زاغچه ای را لب مزرعه جدی نگرفت" و به همین دلیل شاعرانگیش گل کرده و میگوید: مگه این گنگیشده از قناری چی کم داره؟.






 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد « مرغان »












اطلاعات ضبط؟