« انقلاب یاسمین »

January 28, 2011

محمد بو عزیزی چوان بیست و شش ساله ی تونسی، در دانشگاه درس کامپیوتر خوانده بود اما نتوانست کاری متناسب با رشته اش پیدا کند و چون نان آور یک خانواده ی پر جمعیت بود ناگزیر به میوه فروشی در کنار خیابان یکی از شهرهای تونس روی آورد. تا این که در دسامبر سال گذشته گزمه های حکومت تونس به او حمله کردند بساطش را به هم ریختند و وقتی محمد فریاد اعتراضش بلند شد یک سیلی نیز به گوش او نواختند.
این بود که محمد مستاصل شد به گزمه خانه حکومتی رفت، بنزین برسرش ریخت و خودرا به آتش کشید. شعله های تن محمد خون درشیشه شده ی مردم تونس را به جوش آورد و ماهی نکشید که زین العابدین بن علی فرار را برقرار ترجیح داد و انقلاب یاسمین به برنشست.
اما مثل این که شعله های تن محمد هنوزخیال خاموش شدن ندارد و باد این شعله هارا به مصر و یمن و اردن و می برد و زخم های خفته و ناسورشده ی مردم را بیدار می کند.
این گونه کشته شدن مظلومانه محمد یا به قول تونسی ها "شهادت" او مرا به یاد ندا می اندازد و چشم های باز لاله گون او که عصیانی همانند انقلاب یاسمین تونس را در خانه ی ما شعله ورکرد اما با وجودیکه حجم و ابعاد آن بسیار بزرگتر از تونس بود، آن شعله ی خانگی باز به زیر خاکستر رفت.
چرا؟

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(2)
غرغرهای دیگران در مورد « انقلاب یاسمین »

راستی چرا؟ ده ها دلیل وجود داره
اختلاف شدید طبقاتی -اقتصادی در ایران.
اینکه ایران شرایط اقتصادی - سیاسی متفاوتی داره
اینکه همه مردم با هم متحد نبودند؟!
و اما نهایتا فکر میکنم وقتی به جامعه به نقطه انفجار اقتصادی برسه هیچ نیرویی جلو انقلاب رو نمیتونه بگیره.

دفترها | January 28, 2011 08:30 PM

راستی چرا؟ ده ها دلیل وجود داره
اختلاف شدید طبقاتی -اقتصادی در ایران.
اینکه ایران شرایط اقتصادی - سیاسی متفاوتی داره
اینکه همه مردم با هم متحد نبودند؟!
و اما نهایتا فکر میکنم وقتی به جامعه به نقطه انفجار اقتصادی برسه هیچ نیرویی جلو انقلاب رو نمیتونه بگیره.

دفترها | January 28, 2011 08:29 PM












اطلاعات ضبط؟