« یگانگی »

February 24, 2011

"از جرمِ گِلِ سیاه تا اوجِ زُحَل
کردم همه مشکلات گیتی را حل
بگشادم بندهایِ مشکل به حیل
هربند گشاده شد بجز بندِ اجل"
(عمر خیام نیشابوری)
شماره بیست و یکم فوریه مجله ی تایم مقاله ای مفصل و بسیار خواندنی دارد که در آن به آینده ی هوش مصنوعی پرداخته است. عنوان این مقاله "یگانگی" یا "یکتایی" است که کنایه از یکی شدن انسان ها و روبات ها دارد که بنا برمتن این مقاله در سال 2045 (حدود سی و چهار پنج سال دیگر) اتفاق خواهد افتاد. سالی که با پیشرفت هوش مصنوعی عاقبت انسان برمرگ چیره خواهد شد و به جاودانگی خواهد رسید. با خواندن این مقاله مخ آدم سوت می کشد و به عالم خیالی همچون فیلم های "ماتریکس" پرواز می کند و می خواهد به عمر خیام بگوید که گویا شاگردانت در قرن ها بعد دارند آن "بند اجل" را هم می گشایند.
راستی برمرگ که چیره شویم جهان کودکان ما زیباترخواهد شد؟ جاودانگی از ما انسان های بهتری خواهد ساخت؟ اَبَرموجودات انسان – روبات هیچ ازعاطفه و عشق و تخیل و محبت و احساسات (که هم امروز هم کمیاب است) برخوردار خواهند بود؟ حرص و آز و طمع و دشمنی و کینه و نفرت چه طور؟ آیا مرگ نعمت نیست؟
و ده ها سوال دیگر که با خواندن این مقاله به سر می ریزد و همه این ها به شرط آن است که با روندی که آدم ها در ویرانی زمین پیش گرفته اند باید دید اصلاً به سال 2045 خواهیم رسید؟
ترجمه خلاصه ای از این مقاله خواندنی را (حدود نیمی از آن را) در ادامه ی این یادداشت می گذارم تا اگر دوست داشتید بخوانید.

ریموند کورتزویل (1) معتقد است ما به سمتی می رویم که کامپیوترها هوشمند خواهد شد. نه تنها هوشمند، بلکه هوشمند تر ازانسان. وقتی این اتفاق بیفتد، تاریخ انسان بودن – جسم ما، اندیشه ی ما و تمدن ما – بصورتی کامل و برگشت ناپذیر دگرگون خواهد شد. برطبق محاسبات او پابان تاریخ تمدن انسان بگونه ای که ما آن را می شناسیم در حدود سال 2045 میلادی خواهد بود.
سرعت کامپیوترها نه تنها به صورت شگفت انگیزی زیادترمی شود، بلکه شتاب این سرعت گیری نیز شگفت انگیز است. به این ترتیب دورنخواهد بود که هوشِ مصنوعی ازهوش انسان پیشی گیرد. آنگاه چنین نیروی عظیمی می تواند جایگزین مغز انسان شود و به آفرینش آگاهی بیانجامد. یعنی نه تنها محاسبات ریاضی بسیار پیچیده را به سرعت حل کند، بلکه موسیقی خلق کند، ماشین براند، کتاب بنویسد، تصمیم های اخلاقی بگیرد، نقاشی های ظریف را درک کند و درمهمانی ها بذله گویی و طنز از خود بروز دهد. اگر چنین فرضیه ای را بپذیریم – که کورتزویل و بسیاری آدم های تیزهوش همچون او پذیرفته اند – انگاه دلیلی نخواهد داشت که برتری کامپیوترهارا بر مغز انسان باورنکنیم. شاید پیش بینی رفتار این ماشین های هوشیارترازانسان غیر ممکن باشد، اما فرضیه های بیشماری دراین زمینه ساخته شده است: شاید با آن ها یگانه شویم وبه موجوداتی ابرهوشمند تبدیل شویم، شاید با یاری هوش مصنوعی فرآیند پیری را برگردانیم و جاویدان شویم، شاید بتوانیم آگاهی خودرا در سخت افزار این سوپر کامپیوترها اسکن کنیم ودرقالب یک نرم افزار در قلب روبات ها جاودان شویم. شاید کامپیوترها علیه ما برخیزند و نوع انسان را منقرض کنند. آنچه در تمام این پیش آمدهای فرضی مشترک است این است که گونه ی انسان با موجودیت او در سال 2011 هیچ شباهتی نخواهد داشت. این تبدیل را نامی نهاده اند و آن نام "یگانگی" است(2).
گرچه ممکن است این فرضیه را داستانی علمی- تخیلی پنداشت، اما درواقع نظریه ای بسیار جدی در مورد آینده ی زندگی بر سیاره ی زمین است وهمانقدر در علم ریشه دارد که پیش بینی وضع هوا.
هم اکنون دانشگاهی با همین نام "یگانگی" با پشتیبانی سازمان هوافضایی آمریکا (ناسا) در این رشته مدرک کارشناسی ارشد ارائه می کند. شرکت گوگل یکی از بنیانگزاران این دانشگاه است و لاری پیج (3) که یکی از دو بنیانگزار شرکت گوگل است، سال پیش در آنجا سخنرانی کرد.
مبنای فرضیه ی کورتزویل این است که سرعت پیشرفت های علمی در تاریخ بشر، ازجمله پیشرفت های صنعت کامپیوتر، به شکل تصاعد هندسی است. وقتی این پیشرفت هارا که در طول یک صدسال اخیر چه در هنگام صلح چه در هنگام جنگ، چه در هنگام رونق چه در هنگام رکود و بدون توجه به شرایط اجتماعی اتفاق افتاده به صورت یک منحنی رسم کنیم خواهیم دید که تقریباً در تمام زمینه ها هردو سال یک بار سرعت به صورت تصاعد هندسی دوبرابر شده است. کورتزویل می گوید مکانیسم پیش بینی کننده روندها در مغزانسان بصورت خطی (تصاعد عددی) تعبیه شده است و به همین دلیل مغز انسان اغلب با پدیده ی پیشرفت براساس تصاعد هندسی مشکل پیدا می کند. مثلاً ما وقتی می خواهیم از سگی که به سوی ما حمله ورشده فرار کنیم مغز ما محاسبه ی زمان رسیدن سگ را به ما براساس سرعت خطی محاسبه می کند.
وقتی این منحنی پیشرفت صنعت کامپیوتر را به صورت تصاعد هندسی رسم کنیم و به آینده تعمیم دهیم این منحنی نشانگر این خواهد بود که توان کامپیوترها درحدود سال 2015 از مغز موش پیش خواهد افتاد، در حدود سال 2023 این توانایی از مغز انسان سبقت خواهد گرفت و در سال 2045 هوش مصنوعی کامپیوترها از توانایی مجموع مغز همه انسان ها یک میلیارد بارفراتر خواهد رفت. کورتزویل 2045 را را سال یگانگی می نامد.
علاوه بر دانشگاه یگانگی که شرح آن رفت، موسسه دیگری به نام "انجمن یگانگی برای هوش مصنوعی"(4) نیز در شهر سانفرانسیسکو وجود دارد. این موسسه سالی یک بار سمیناری را به نام "مبحث یگانگی" برگزار می کند که در آن علاوه بر دانشمندان رشته ی کامپیوتر فرهیختگان رشته های دیگرازجمله ژنتیک و نانوتکنولوژی نیز شرکت می کنند.
در کنفرانس سال 2010 این موسسه که در ماه اوت برگزارشد علاوه برمتخصصان کامپیوتر، زبدگانی در رشته های روانشناسی، عصب شناسی، نانوتکنولوژی، بیولوژی مولکولی، کامپیوترهای پوشاکی، داروسازی اورژانس، یک متخصص پژوهش شعور طوطی های خاکستری و یک جادوگرحرفه ای نیز شرکت داشتند.
دراین سمینار بعد از هوش مصنوعی، آنچه بیشتر از همه مورد بحث قرار گرفت موضوع طول عمر بود. این پژوهشگران آنچه را دیگران غیرممکن بشمار می آورند حل شدنی می دانند. مرگ یکی از این مشکلات است. آن ها باوردارند که پیری تنها یک بیماری مانند بیماری های دیگر است که باید درمان شود. این موضوع ممکن است درابتدا مانند بسیاری از دیگر عقاید طرفداران یگانگی مسخره به نظر آید. اما درواقع این فقط یک آرمان تخیلی نیست، آنچه در اینجا می گذرد علم محض است.
به عنوان مثال تاکنون معلوم شده است که یکی از دلایل پیری سلول ها زیرسر تلومر (5) هاست که بحشی از دی ان ا واقع در انتهای کروموزوم ها هستند. هربار که سلول تقسیم می شود تلومرهای آن کوتاه تر می شود و وقتی تلومرها تمام می شود سلول دیگر قادر به باز سازی نیست و می میرد. اما آنزیمی به نام تلومراز (6) می تواند این فرآیند را وارونه کند. در واقع علت طول عمر غیر عادی سلول های سرطانی همین است. سوالی که پیش می آید این است که چرا طول عمر سلول های غیر سرطانی را با تلومراز زیاد نکنیم؟ در نوامبر سال گذشته (2010) پژوهشگران دانشکده ی پزشکی دانشگاه هاروارد این کاررا عملی کردند. آن ها آنزیم تلومراز را برروی تعدادی موش که از عوارض پیری رنج می بردند آزمایش کردند و نتیجه این بود که نه تنها این عوارض برطرف شد بلکه موش ها جوانتر شدند.
البته بسیاری هستند که عقاید طرفداران یگانگی را باور ندارند و گمان می کنند که آن ها در عالم خیال زندگی می کنند و روایتگران نسخه ی دیجیتالی داستان خزر پیامبر هستند. بسیاری از این ناباوران تاکید می کنند که کامپیوتر هرگز نمی تواند از مغزانسان پیشی گیرد زیرا مهندسی عصبی- شمیایی مغزانسان بگونه ایست که هیچ هوش مصنوعی توان برخورداری از آن را ندارد.
فرض کنید کامپیوتری ساخته شود که بتواند حرف بزند وتصمیم گیری کند، آیا این روبات مثل انسان خودآگاه است؟ یا این که فقط ماشینی بسیار پیچیده ولی بدون روح است؟ چگونه می توان بین این دو تشخیص داد؟
حتی اگر به یگانگی باورهم داشته باشیم بازهم بسیاری پرسش ها بی پاسخ باقی خواهد ماند. اگر آگاهی خودرا در یک کامپیوتر اسکن کنیم هنوز هم خودمان خواهیم بود؟ پی آمد های ژئو پولتیکی و اقتصادی- اجتماعی یگانگی چه خواهد بود؟ در مورد جاودانگی انسان ها چه کسی تصمیم خواهد گرفت؟ چه کسی قادر خواهد بود فرق بین موجودات خودآگاه و غیرخودآگاه را تشخیص دهد؟ واگر به جاودانگی برسیم زندگی بازهم معنایی خواهد داشت؟ با چیرگی برمرگ آیا انسانیت دلیل وجودی خودرا از دست نخواهد داد؟ آیا یک موجود هوشمند مصنوعی پس از این که خودرا برروی زمین یافت با ما برسر منابع محدود زمین به رقابت برنخواهد خاست؟ البته یکی از هدف های یگانگی این است که این موجودات هوشمند با آدم ها رفتاری دوستانه داشته باشند. اما پاسخ این سوال ها تنها پس از رسیدن به یگانگی روشن خواهد شد.
کورتزویل معتقد است که به عقب انداختن فرآیند یگانگی نه تنها ناممکن است بلکه غیراخلاقی نیز می باشد زیرا منجر به زیر زمینی شدن این پژوهش ها و سوء استفاده احتمالی دانشمندان غیر مسئول خواهد شد.
هم اکنون شرکت گوگل در حال آزمایش کامپیوترهایی است که می توانند رانندگی کنند، بیش از دوهزار روبات دوش به دوش سربازان در افغانستان می جنگند. پنج سال پیش حتی تصور این ها هم ممکن نبود.
حتی اگر کورتزویل و سایر یگانه گرایان را جدی نگیریم و حرف های آنان را در مورد آینده مسخره بدانیم، بازهم ناگزیریم به درستی حرف های آنان در مورد زمان حال اعتراف کنیم. آن ها معتقدند فرآیند تغییر برگشت ناپذیر است. کورتزویل میگوید تلفن کوچولوی همراه شما هزاران بار کوچکتر، هزاران بار ارزانتر و هزاران بار نیرومند تراز کامپیوتری است که او چهل سال پیش در دانشگاه اِم آی تی ساخت. همین روند را چهل سال به آینده گسترش دهید و نتیجه را مجسم کنید.
(1) = Raymond Kurzweil
مهندس و مخترع نابغه متولد سال 1949 در نیویورک، هنگامی که هنوز دانشجوی دانشگاه "اِم آی تی" بود اولین شرکت نرم افزاری خودرا تاسیس کرد و سپس فروخت، سپس دستگاهی را اختراع کرد که متن های نوشتاری را برای نابینایان می خواند (استیوی واندر خواننده نامدار و نابینا اولین مشتری این دستگاه بود) و بعدازآن نوآوری های دیگری را در رشته های فنی گوناگون از جمله سنتی سایزرهایی در صنعت موسیقی و گفتارشناسی عرضه کرد. او تاکنون 39 اختراع را به نام خود ثبت کرده است و دارای 19 دکترای افتخاری می باشد. در سال 1999 مدال افتخار ملی تکنولوژی را از پرزیدنت بیل کلینتون دریافت کرد. او کتابهای مختلفی را درمورد آینده ی بشریت و علم نوشته است که آخرین آن ها "یگانگی نزدیک است" نام دارد. بیل گیتس در مورد او گفته است: "او معتبرترین آدم در پیشگویی آینده ی هوش مصنوعی است".
(2) = Singularity
این واژه را می توان "یکتایی" نیز ترجمه کرد. من یگانگی را بیشتر می پسندم. واژه ایست که از فیزیک نجومی گرفته شده و به مفهوم جایی است (مثل سیاه چاله ها) که دیگر قوانین فیزیک در آن صدق نمی کند. یک تعبیرش هم می تواند یکی شدن آدم ها و ماشین ها باشد.
(3) = Larry Page
(4) = Singularity Institute for Artificial Intelligence
(5) = Telomeres
(6) = Telomerase

پ.ن.: برگرفته از مجله ی تایم شماره 21 فوریه 2011 با تلخیص و تصرف
پ.ن.1: رادیو فردا هم مطلبی را در مورد همین مقاله منتشر کرده است

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد « یگانگی »












اطلاعات ضبط؟