« ذکر خیر آقاخان »

May 29, 2011

دو سه روز پیش در مراسم فارغ التحصیلی پسرم از دبیرستان اعلام شد که یکی از همکلاسی های او که یک دختر بانمک پاکستانی است، دردانشگاه آقاخان کراچی قبول شده و به آنجا خواهد رفت. پیش خود فکر می کردم چگونه است که کریم آقا خان چهارم این دانشگاه معتبر را (در رشته های پزشگی و پرستاری) در پاکستان تاسیس کرده که بی گمان از نظر تعصب و بنیادگرایی اسلامی از ایران بسیار پیش تر است و گواه حی و حاضرش هم همین طالبان هستند، اما با این وجود چنین دانشگاهی که نام و شناسنامه امام اسمعیلیان را دارد در آن کشور سنی مذهب متعصب سال هاست که دارد کار می کند؟ در صورتیکه اگر درایران بود تاکنون هفتاد بار به جرم جاسوسی و خرابکاری و الحاد و امثال آن درش تخته شده بود.
این افکار مرا به یاد اسمعیلیان و کریم آقا خان انداخت. آنها معتقدند که امامت شیعه پس از امام جعفر صادق به پسر بزرگش اسمعیل (که قبل از پدر درگذشته بود) و پس از او به فرزندانش می رسد در صورتیکه شیعه های اثنی عشری برادر کوچکتر اسماعیل (موسی الکاظم) را امام می دانند. بنا براعتقاد اسمعیلیان (که حسن صباح و ناصر خسرو قبادیانی مروزی دو ایرانی نامدار از رهبران این فرقه هستند) امامت همچنان در نسل فرزندان امام علی ادامه می یابد تا اینکه در حال حاضر پرنس سِر کریم آقاخان چهارم (متولد 1936 در سوئیس) چهل و نهمین امام اسمعیلیه است که بین پانزده تا بیست میلیون پیرو در بیش از بیست و پنج کشور دنیا دارد.
البته من نه پژوهشگر دینی هستم و نه صلاحیت اظهار نظر در مورد شخصیت مذهبی ایشان و اعتقادات اسمعیلیه دارم و نه اصولاً چنین خیالی دارم. شما هم اگر دوست داشته باشید بازدن چند تقه بر همین جعبه جادوی گوگل می توانید عکس ها و مطالب بسیاری را در مورد ایشان و اسمعیلیه مطالعه فرمائید. آنچه می توانم از تجربه شخصی خودم بگویم این است که بدنبال یادداشتی که قبلاً در همینجا در مورد آقاخان نوشته بودم یکی دونفر از هواداران ایشان کامنت هایی را گذاشته بودند که در مقایسه با بچه بسیجی های خودمان بسیار ملایم، مودبانه و مسالمت آمیز بود. (گرچه توهینی هم در مطلب من به ایشان وجود نداشت) و این دست کم در همین سطح تائید کننده مدارا و تساهل و تسامح آن هاست.
آنچه دست آخر می خواهم بگویم این است که از ما که نق نقو باشیم گذشت که به هیچ صراطی مستقیم نشدیم و همچون آن گردکانی شدیم که تربیت نتوانست برگنبد نگهدارد، اما اگر روزی فرزندان و نوادگان و اعقاب و عزیزان ما در موقعیتی قرار گرفتند که ناگزیر از انتخاب یک مذهب باشند، این حضرت والا پرنس کریم آقا خان و عقاید ایشان می تواند گزینه مطرحی باشد به دلایل مختلف از جمله این که:
به اندازه کافی پولدار هستند و بنابراین قاعدتاً باید کمتر به فکر مال اندوزی باشند (ایشان از سهامداران گروه
اتومبیل سازی فیات، هواپیمایی لوفت هانزا، شرکت ها و بانک ها و هتل های بسیار در دنیا هستند)
تحصیلکرده (فارغ التحصیل هاروارد) و دنیا دیده و با تجربه هستند، اهل اسکی، طرفدار هالیوود و مد و تجدد.
هم خودشان و هم خانواده شان خوش تیپ هستند و به تیپ بچه های امروزی بیشترمی خورند. بینی و بین الله با امام ها و نایب امام های ما مقایسه کنید خودتان به این نتیجه نمی رسید؟
پادشاه و سلطان و نخست وزیر کشوری نیستند (ایشان در حال حاضر در پاریس زندگی می کند) و پیروانشان در کشورهای مختلف آسیایی و اروپایی و آفریقایی و آمریکایی زندگی می کنند.
از اعقاب پیغمبر هم که هستند و یک امام زنده از صدتا امامزاده مرده بهتراست

از ما گفتن بوددیگر خود دانید.

پ.ن.: عکس بالا پرنس آقا خان و همسر دومش پرنسس گابریل ملقب به بگم ام اناره (آلمانی) می باشد که ظاهراً در حال حاضر جدا از هم زندگی می کنند.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(3)
غرغرهای دیگران در مورد « ذکر خیر آقاخان »



در پیدا کردن واژه برای توصیف علت مرگ هاله بمن کمک کنید ...

می‌خواهم بگویم جنایت ، می‌بینم کم است . خیلی کم است برای وصف این ماجرا . بگویم فاجعه ، باز می‌بینم حرفم را درست حسابی نزده‌ام . نمی‌دانم ، شاید هم از بس در تمام این روزها درباره جنایت و فاجعه و قتل حرف زده‌ایم دیگر معنی‌هایشان برایمان کمرنگ شده . واژه‌هائی که یکروز بکار بردنش مو به تن هر بنی بشری راست می‌کرد حالا امروز اینقدر عادی و راحت و هر روزه ، جا و بی‌جا از دهنمان درمی‌آید که نه انگار به معنائی که پشتش خوابیده . شاید هم بعد از شنیدن خبر مرگ دختر در تشییع پدر هنوز آنقدر شوکه‌ام که ذهنم واژه‌ای پیدا نمی‌کند برای وصف ماجرا ...

گاهی اتفاقی می‌افتد که از قبل توی ذهنت زمینه‌اش را داری . مثلاً حداقل یکسال هر روز در ضمیر ناخودآگاهمان انتظار دستگیری موسوی را داشتیم . وقتی که دستگیر شد اتفاقی بود که مدتها قبل توی ذهنمان رخ داده بود . چیز جدیدی نبود . شاید برای همین هم از واژه‌ها و عبارتها راحت استفاده کردیم . دستگیری‌اش برای جنبشمان یک اتفاق روزمره بود . ده روز بعد از شکل گیری جنبش وقتی در تجمعات شهید می‌دادیم هم همینطور شد . شهید دادن هم برایمان روزمره شد . و استفاده از واژه‌ها راحت . اما امروز یک دفعه پا می‌شوی می‌بینی دختر را در مراسم تشییع پدر کشته‌اند . چه فرقی می‌کند که با چی ؟ با مشت ، با لگد ، با پنجه بوکس ، با هرچی ؛ کشته‌اند . سی سال ات که همه می‌گویند از این جمهوری اسلامی هر کاری برمی‌آید ها ، ولی انگار نمی‌توانیم باور کنیم . واقعاً همه کار ؟ هر کاری و فقط برای بقا ؟

من نمی‌دانم اسم این ماجرا را چه بگذارم . نمی‌دانم از چه صفتی برای وصفش استفاده کنم . ولی ماجرائی که بر هاله گذشت همانی نبود و نیست که به سیاق معمولمان فقط گوشه‌ی عکسش را روبان سیاه یا سبز بزنیم و بگذاریم در صفحاتمان . نمی‌دانم ، شاید برویم قدری نفس بکشیم بعد دوباره به ماجرا نگاه کنیم بهتر باشد . نفس‌های عصبانی . دیروز برای مطلبم دنبال عکس سحابی می‌گشتم ، امروز برای دخترش ، فردا برای ... ؟؟؟ و بمن می‌گویند فحش نده . حالم بد است ...

sina | June 1, 2011 06:59 AM

خاک بر سر رژیمی که حتا از تشییع جنازه یک پیرمرد 81 ساله هم می ترسد
جمهوری اسلامی ترسوترین و بزدل ترین حکومت در تمام جهان است . این رژیم حتا از مرده مخالفانش هم هراس دارد . در خبرها آمده است که مأموران اطلاعاتی ولایت فقیه از خانواده شادروان سحابی خواسته اند که مراسم تشییع را یک ساعت زودتر و در لواسان - و نه حسینیه ارشاد ! - برگزار کنند . این آخرین پرده از نمایشهای بزدلانه جمهوری اسلامی است . رژیمی که از مراسم تشییع ورزشکاران و سیاستمداران مخالف می ترسد ادعا دارد که نقش ژاندارم منطقه را ایفا می کند در حالی که توان برقراری یک امنیت توأم با آرامش را حتا در خیابانهای پایتخت خود هم ندارد !
برای همین است که باید گفت : خاک بر سر رژیمی که حتا از تشییع جنازه یک پیرمرد هم هراس دارد .

mania | June 1, 2011 06:09 AM

احکام گوزیدن در اسلام
برگرفته از رساله حضرت آیت اله حسین موسوی تبریزی

سوال : آیا گوزیدن با صدای بلند اشکال دارد؟ جواب: اگر گوزنده قصد اعلام مطلبی به شنونده را داشته باشد شرعا اشکال ندارد ولی مستحب است که با صدای آهسته و در خفا بگوزد تا محلی برای ریا نباشد

سوال: آیا شنیدن صدای گوز دیگران اشکال دارد؟ جواب: شنیدن صدای گوز مرد برای مرد و شنیدن صدای گوز زن برای زن اگر به قصد غنا نباشد جایز است اما احوط آن است که بطور غیر مستقیم شنیده شود شنیدن صدای گوز زن توسط شوهر و یا تمام انواع محارمش اشکال ندارد اما بهتر است که هنگام گوزش دست خود را طوری میان باسن بگذارد که صدای آن کلفت و شبیه صدای گوز مردانه بنظر برسد تا جلب توجه نکند

سوال: آیا گوزیدن در میان رهنمودهای مقام عظمی رهبری اشکال ندارد؟ جواب: در صورتی که برای تصدیق فرمایشات معظم اله باشد ثواب اخروی نیز دارد

سوال: ارتباط گوز با شقیقه چیست؟ جواب: ارتباط از نوع ثبوتی است پس کسانی که کمتر میگوزند کمتر به عارضه سردرد دچار میشوند و این مسئله به شدت صدای آن نیز بستگی دارد که نباید بیشتر از 120 دسی بل باشد

سوال: حکم افرادی که در توالتهای عمومی با صدای بلند میگوزند چیست؟ جواب: اگر بقصد ارعاب دیگران باشد باید دیه بدهد که در این مورد باید به احکام دیه مراجعه شود اما اگر بی اختیار باشد باید شدت آنرا سنجید که اگر بیش از 120 دسیبل بود مستوجب قصاص نفس است وگرنه باید دو شب در کنار رئیس جمهور محبوب بخوابد

سوال: اخیرا عده ای همراه با گوزیدن ، می چسند . چه حکمی متوجه این افراد است؟ جواب: جایز نیست موجب آلودگی هوا میشود سوال: اگر گوزنده هنگام گوزیدن متوجه شود که اسهال بوده است چه باید بکند؟ جواب: شورت خود را تعویض کند

سوال: گوزیدن عروس در مراسم خواستگاری چه حکمی دارد؟ جواب: اگر به قصد خودنمائی باشد حرام است اما اگر میخواهد با این عمل خواسته ای را به گوش مادر خویش برساند اشکال ندارد اما احوط آن است که آهسته بگوزد.

lima | May 31, 2011 01:15 PM












اطلاعات ضبط؟